حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آمریکاییان لیبرال دموکراسی را دنبال میکنند و کاپیتالیسم را به عنوان مکتبی مورد قبول پیمیگیرند. اساس مکتب کاپیتالیسم بر مبنای رقابت و همکاری است. این مکتب معمولا همکاری و رقابت را در بستری جستوجو میکند که بر مبنای آن افرادی میتوانند در این بستر موثر باشند که سفیدپوست، دموکرات و شهروند درجه یک آمریکایی باشند.
آمریکا ابتدا سرزمینی بود که به سرخپوستان تعلق داشت. بعد از کشف این سرزمین از سوی کریستف کلمب و پاگذاشتن سایر اروپاییها به این نقطه، جنگهای 13 ساله شمال جنوب در میان تازه واردان درگرفت. جنوبیها بردهدار بودند و شمالیها هم اهل صنعت. در نهایت این نبرد با پیروزی شمالیها به پایان رسید، اما آثار گذشتگان و نظام بردهداری حفظ شده بود. بردهدارها افراد زیادی را از کشورهای آسیایی و آفریقایی به آمریکا آوردند تا برای سفیدپوستان کار انجام دهند. هنوز هم بسیاری از افرادی که از سایر نقاط دنیا به ایالات متحده میآیند در کارهای خدماتی برای سفیدپوستان مشغول فعالیت هستند. این تفکر در لایههای پنهان جامعه آمریکا ریشه دوانده است. زمانی که باراک اوباما به ریاست جمهوری رسید برای اولینبار بود که یک رنگین پوست توانست به عالیترین مقام اجرایی آمریکا دست یابد، اما با این وصف وقتی پلیس آمریکا به جان سیاهپوستان آمریکایی میافتاد و آنها را مورد ضرب و شتم قرار میداد آقای اوباما رئیسجمهور بجز بیانیه و سخنرانی در مذمت این اقدام کار دیگری انجام نداد.
در دوره دونالد ترامپ شرایط دیگری پدید آمد. او خیلی ساده صحبت کرد و در سخنانش بر زندگی، صنعت، کار و شهروند آمریکایی تاکید کرد. حدود 90 میلیون از آمریکاییان، سفیدپوستانی بودند که از طبقه متوسط بودند و سطح زندگی آنان افت کرده بود. بسیاری از همین افراد به ترامپ رای دادند به امید اینکه شرایط بهتری را برای زندگی پیدا کنند. گروههایی که امروز را آمریکا به عنوان نژادپرست شناخته میشوند خود چنین ادعایی را ندارند. اما در عمل اقداماتی را در این راستا انجام میدهند که خود را در منظر دیگران به عنوان برترینها بقبولانند. 90 میلیونی که در جامعه آمریکا از آن صحبت شد افرادی بودند که در شرایط اقتصادی آمریکا از جایگاه خود سقوط کردند و بیکار شدند و همین افراد اعتقاد دارند که بسیاری از مشاغل آمریکا از سوی افراد مهاجر اشغال شده است. این مهاجران عمدتا اقلیتهای مسلمان و سیاهپوستان و جهان سومیها هستند. مهاجرانی که به آمریکا سفر میکنند شاید در وطنشان مشاغل بهتری داشتند اما در شرایط کنونی و بهخاطر وضعیت اقتصادی در آمریکا عهدهدار مشاغل خدماتی شدهاند.
گرفتن این مشاغل خدماتی از سوی مهاجران باعث میشود شغل برای آمریکاییها کم شود. بنابراین آمریکاییهای ناراضی اعتقاد دارند برای اینکه کشورشان شرایط اقتصادی بهتری پیدا کند باید در مشاغل گوناگون به ایفای نقش بپردازند و برای اینکه چنین وضعیتی بوجود آید باید مهاجران را از خاک آمریکا بیرون کرد. بنابراین این فکر در ریشه پنهان تاریخی آنان وجود دارد که سفیدپوستان که شهروندان درجه یک محسوب میشوند باید متصدی همه مشاغل در آمریکا شوند. بنابراین همه آمریکاییها از لحاظ تمدنی، فکری و مذهبی به سود و صلاح خود نگاه میکنند و این اقدامات نژادپرستانه را دنبال میکنند.
اخیرا دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا صحبتهای زیادی درباره شهروندان آمریکایی و زندگی به سبک آمریکاییها مطرح کرده است. او کاملا نسبت به پایگاه رای خود در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا واقف است و بنابراین برای اینکه رضایت کسانی را که به او رای دادند به دست آورد از تعابیر در صحبتهای خود استفاده میکند تا آنها را همچنان راضی نگه دارد. نکته دیگر اینکه ترامپ سیاستهایی را هم تحت عنوان امنیت آمریکا اتخاذ میکند که به نوعی به مساله ترجیح سفیدپوست بر رنگین پوست دامن میزند. به عنوان نمونه در فرمان خود اعلام کرده که مهاجران از شش کشور مسلمان از جمله ایران حق ورود به خاک آمریکا را ندارند. البته تفکر نژاد برتر بودن در همه کشورها وجود دارد، اما آمریکاییها چون خود را آقای دنیا میدانند بیش از دیگران در این زمینه اقدامات نژادپرستانه انجام میدهند.
دکتر احمد بخشایشیاردستانی/ استاد روابط بینالملل دانشگاه آزاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....