همسرش اما آن روز نگران بود، چون یک هفته قبل خواب دیده بود که شهید لاجوردی در لباس احرام در کنار شهید مطهری نشسته است. نگرانش بود و همان روز قبل از رفتن همسرش از پنجره خانه به کوچه نگاه میکند و میبیند که سه موتورسوار در حال تردد هستند. دلشوره میگیرد و از شوهرش میخواهد امروز از رفتن به محل کار منصرف شود؛ خواستهای که البته اجابت نشد. کمی بعد از رفتن پیرمرد، همسرش با او تماس میگیرد و درباره موضوعی صلاح و مشورت میکند. این آخرین تماس تلفنیشان بود، چون کمی بعد دو نفر از منافقین که از مدتها قبل برای شناسایی محل کسب و کار پیرمرد در مسافرخانه اقامت داشتند و کار هر روزشان تردد در محوطه بازار و امکان تیراندازی به فردی بود که ماموریت ترور او را بهعهده داشتند. آرام آرام به محل کار پیرمرد رسیدند و در حالی که او مشغول صحبت با دوستانش بود از دو طرف و همزمان به تیراندازی اقدام کردند. در همان لحظه اول اسدالله لاجوردی، رئیس سابق سازمان زندانها با شلیک گلوله علیاکبر اکبریدهبالایی و علیاصغر غضنفرنژادجلودار(دو نفر از اعضای گروهک منافقین) به شهادت رسید. او را دیدبان بصیر انقلاب نامیدهاند. لاجوردی از جوانی به نهضت انقلابی مردم ایران پیوست و به عضویت شورای مرکزی جمعیت موتلفه اسلامی درآمد. بعد از ترور حسنعلی منصور، نخستوزیر ایران وی به اتهام شرکت در ترور دستگیر و به 18 ماه حبس، محکوم شد.
بعد از آزادی از زندان به فعالیتهای خود ادامه داد و دوباره در اسفند 1353 به اتهام فعالیتهای زیرزمینی و همچنین خودداری از پاسخگویی راجع به اقدامات خرابکارانه خود، دستگیر و در 27 مرداد 1356 آزاد شد.
بعد از پیروزی انقلاب او در جریان رسیدگی به پرونده گروه فرقان از سال 59 با نظر آیتالله بهشتی، دادستان انقلاب تهران شد و مسئولیت زندان اوین و ریاست سازمان زندانها از دیگر مشاغل او بود.
لاجوردی در این دوره از فعالیت منافقان، مردم را متوجه ایدههای التقاطی و ضدفطری آنان میکرد و این تلاش در زندان نیز ادامه داشت و بسیاری از زندانیان تحتتاثیر کلام او از عقاید التقاطی خود برگشتند. همین مساله باعث شد منافقین که از او کینه داشتند، مقدمات ترور و شهادت او را فراهم بیاورند.
فتاح غلامی
سیاسی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....