با نگاهی اجمالی به قطعنامه 1696 شورای امنیت مشخص است که روح کلی این قطعنامه فاقد وجاهت قانونی و بار بین المللی است. تصویب این قطعنامه بیش از آن که به خاطر انحراف در رفتار هسته ای ایران باشد
کد خبر: ۱۰۶۴۹۴
، نوعی سلب صلاحیت و استفاده ابزاری از نهادهای مشروع و شناخته شده بین المللی است که باید تاوان تندروی و بلندپروازی های کاخ سفید را بپردازد و به نظر می رسد سرنوشتی که برای شورای حکام IAEA رقم خورد اینک برای مجری امنیت بین المللی شورای امنیت تکرار شود.
به هر حال این قطعنامه نیز تناقضات متعدد حقوقی دارد ازجمله این که با استناد به بند 39 منشور صلح شورای امنیت که اعلام داشته ایران تهدید صلح و امنیت بین المللی نیست ، اما اعضای شورا با استناد به بند 40 فصل هفتم معیارهای مشروط را علیه ایران تصویب کرده و بصراحت و برخلاف مفاد منشور اعلام می کنند اگر پاسخ ایران به بسته پیشنهادی 5 + 1 مثبت باشد، ورود به بند منشور منتفی است وگرنه در صورت پاسخ منفی ، اجرای بند 41 که شامل قوانین محدود کننده علیه ایران نظیر تهدید، تحریم و...است به شور گذاشته می شود. براساس بند هفتم پیمان صلح و امنیت شورای امنیت ، هیچ کشور عضو سازمان ملل را نمی توان با اتکا به تحریم و تهدید از حقوق مشروع و بحق خود محروم و محدود کرد، اما ما شاهدیم در روند پرونده هسته ای ، پیشداوری درخصوص حقوق ، تکالیف و وظایف ایران حتی با استناد به بند 40 منشور هم نباید با معیارهای مشروط همراه باشد. در بند 6 قطعنامه مصوب ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی معرفی شده است ، در حالی که طبق گزارش موسسه بین المللی مطالعات راهبردی و سرویس اطلاعات مرکزی امریکا، ایران دست کم 10 سال با تولید سلاح هسته ای فاصله دارد ؛ همچنین البرادعی پیش از نشست شورای امنیت در مقر این سازمان با استناد به گزارش بازرسان آژانس ، اعلام کرده بود که در ایران نشانه ای مبنی بر وجود یک برنامه تسلیحات هسته ای پیدا نشده است.
در چنین حالی شورای امنیت در مواجهه با ایران که به صورت داوطلبانه پیمان ان.پی.تی و پروتکل الحاقی را پذیرفته و حتی چیزی بیشتر از قوانین آن را در عمل به اجرا گذاشته با یک پیشداوری ، استفاده از قوه قهریه در آینده را مطرح کرده است.
پیشداوری درخصوص حقوق تکالیف و وظایف ایران حتی با استناد به بند 40 منشور هم نباید با معیارهای مشروط همراه باشد
از دیدگاه حقوقی و براساس وظایف سه گانه آژانس ، این نهاد نه تنها نباید بر سر راه دستیابی ایران به فناوری هسته ای صلح آمیز چالش ایجاد کند، بلکه براساس بند چهارم پروتکل الحاقی پیمان ان.پی.تی و ماده 31 اساسنامه IAEA باید مسیر دستیابی یک عضو متعهد به ان.پی.تی را برای تحقیق ، توسعه ، تولید و استفاده از انرژی هسته ای تحت پادمان های آژانس تحصیل کند. حتی شورای امنیت در بند 2 تعهد خود به ان.پی.تی این حق را به تمامی کشورها تسری می دهد. پس چگونه پذیرفتنی است که با وجود گذشت بیش از 2 سال از بازرسی های گسترده سرزده و گاهی غافلگیرانه از تمامی اماکن و تاسیسات مورد درخواست بازرسان آژانس ، براساس مستندات فنی آنها که در گزارش های متعدد خود هیچ گونه انحراف و تخلف را اعلام نکرده اند، صرفا براساس حدس و گمان و پیشداوری ایران را از حقوق مشروع خود محروم کرد. بر فرض هم اگر فقط در قسمتی از برنامه هسته ای ایران انحراف دیده می شود به چه دلیل باید کلیه فعالیت ها به حالت تعلیق درآید؛
تضعیف محور پکن - مسکو
نگرش روسیه و چین به عنوان حامیان سنتی دیپلماسی هسته ای ایران و مخالفت با این برنامه ها مبتنی بر رویکرد دیپلماسی فشار بر ایران بوده است. در این ارتباط، ایالات متحده نگرش منفعل سازی کشورهای چین و روسیه را در دستور کار اجرای دکترین های امنیتی جدید خود قرار داده است. اگر این کشورها حمایت نسبی از سیاست های امریکا در تقابل با پرونده هسته ای ایران انجام دهند، طبیعی است که مطلوبیت های آن کشور برای اعمال فشارهای سیاسی بیشتر بر ایران افزایش می یابد. سکوت ابهام آمیز پکن و مسکو درباره قطعنامه تصویب شده شورای امنیت را می توان نمادی از انفعال آنان در برابر فشارهای متراکم امریکا دانست ، در حالی که لاوروف ، وزیر امور خارجه روسیه در اجلاس ماه گذشته سران D-8 در سن پترزبورگ مطرح شدن پرونده هسته ای ایران در دستور کار شورای امنیت را منجر به تصاعد بحران دانسته بود و حتی کسیلیاک ، معاون لاوروف نیز پس از تصویب قطعنامه گفته بود اگر پاسخ ایران منفی باشد و بسته 5+1را نپذیرد این به معنی طرح مکانیسم ماشه و تحریم خودکار نیست. در حالی که روسیه تنها متحد هسته ای و مجری تکمیل این تاسیسات است و چین نیز یکی از شرکای بزرگ انرژی بخصوص در انعقاد قرارداد 100 میلیارد دلاری گاز ایران است. به نظر می رسد این سازش پنهانی میان اعضای دائم شورای امنیت به نحوی بوده که براساس ماده 5قطعنامه جولای ، پکن و مسکو حاضر شده اند ادامه این فعالیت های اقتصادی را در یک مصالحه یکجانبه به واشنگتن بفروشند؛ هرچند از نگاهی دیگر قطعنامه 1696 در واقع سندی بر باخت و تضعیف جایگاه محور پکن مسکو و یورو در مقابل زیاده خواهی ها و یکجانبه گرایی های کاخ سفید است.
بسیاری از آگاهان سیاسی در اروپا از این مساله بیمناک هستند اعمال فشار بیشتر بر ایران در نشست 31 آگوست شورای امنیت می تواند دست بازهای کاخ سفید را برای اقدامی یکجانبه باز بگذارد. با تحولات اخیر می توان نشانه هایی از رفتار واشنگتن دید که با مطرح شدن پرونده ایران در نشست بعدی حتی بدون وجود حمایت در این شورا باز هم تندروهای ایالات متحده ، قطعنامه های شورای حکام و نگرانی تعدادی از کشورها را دستاویزی برای تحت فشار قرار دادن ایران قرار دهند. با وجود تضعیف کانون ها و محورهای تاثیرگذار بروکسل ، پکن و مسکو در توازن سیاست های منطقه ای و بین المللی مثل بحران عراق و افغانستان در مواجهه با کاخ سفید به نظر می رسد آوردگاه 31 آگوست شورای امنیت محکی دوباره برای آزمودن نقش و جایگاه از دست رفته آنها خواهد بود. حامیان رژیم در شرایط کنونی در واقع به منظور انحراف افکار جامعه جهانی از ناکامی های متعدد این رژیم اقدام به تحرکات گسترده دیپلماتیک بین المللی نظیر جنجال مجدد در پرونده هسته ای ایران کردند.