حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به طور کلی، از آن چه در کلمات و بیانات فلاسفه اسلامی یا متون دینی ما درباره انسان آمده است، دانسته میشود که انسان فی نفسه و با ویژگیها و مشخصههایی که دارد، موجودی با ارزش، محترم و برخوردار از کرامت و منزلت است و خداوند با خلق این موجود، او را به صفات خویش متخلق کرده و جانشین خود روی زمین قرار داده است، انسان چون دارای اختیار و اراده است، هم میتواند کرامت و منزلت خویش را گسترش و تعالی دهد و در جنبههای معنوی و انسانی به اوج کمال نایل شود و هم آن را تنزل دهد و به پستی و خواری دچار گردد؛ چنان که جناب مولوی میگوید، انسان از فرشته و حیوان، سرشته شده، اگر به بُعدِ فرشتهای خود، گرایش یابد از آن بهتر میشود و اگر به جنبة حیوانی تمایل یابد از آن بدتر میگردد.
نکته دیگر این است که اکنون در تمامی اسناد مربوط به حقوق بشر اصطلاح کرامت و منزلت انسانی وجود دارد. از این رو، در متن یا مقدمه اسنادی چون: اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی و اجتماعی، کنوانسیون چهارگانه ژنو و حقوق بشر دوستانه به موضوع کرامت اشاره شده است. در مورد جایگاه کرامت انسانی در قانون اساسی و اسناد بینالمللی حقوق بشر، باید گفت در اسناد بینالمللی حقوق بشر، البته برخی محدودیتها در جهت حفظ حقوق دیگران و نظم جامعه انسانی در روابط دموکراتیک انسانی پیشبینی شده، اما با این حال استعدادهای افراد و تلاش آنها در امور مختلف میتواند در موفقیتهای اجتماعی و برخورداری آنها از برخی حقوق موثر باشد.
آیاتی از قرآن کریم که جایگاه خلیفهاللهی را برای انسان در نظر گرفته بیانگر این است که از دیدگاه قرآن و دین اسلام همه انسانها از یک نوع کرامت برخوردار هستند. بنابراین جایگاه کرامت انسانی در اسلام امری بدیهی محسوب میشود: نژاد، فرهنگ، زبان و قومیت این کرامت را تعیین نمیکند.
همچنین با استناد به قانون اساسی جمهوری اسلامی میتوان گفت کرامت انسانی به عنوان یکی از مبانی این قانون است، موادی از این قانون که در آن به آزادی عمل، عقیده، تامین رفاه، تنظیم برنامه اقتصادی و تامین شغل برای همه افراد اشاره شده، نشان میدهد که حقوق و آزادیهای انسان مربوط به خود انسان است.
دکتر حسین مهرپور/ استاد دانشگاه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....