نوستالژی

خرابه‌ای که سن تئاتر بود

یک خرابه حکم سن را داشت و چند آجر و پیت حلبی و دوچرخه هرکولس یکی از بچه‌ها، همه دکورشان بود. هر روز پس از مدرسه در این خرابه جمع می‌شدند بچه‌های قد و نیم‌قد و اتفاقات رخ‌داده در سر کلاس درس یا محله را در قالب یک تئاتر ساده بازسازی می‌کردند.
کد خبر: ۱۰۵۶۶۷۹

برنامه «تئاتر نوجوان» سال 1366 از شبکه دوی سیما روی آنتن می‌رفت. نویسنده‌اش محمد چرم‌شیر بود که معرف اهالی تئاتر هست و کارگردانش هم کریم اکبری مبارکه؛ همان «ابن ملجم» سریال امام علی(ع). بازیگران هم چند کودک و نوجوان تازه کار؛ علی صالحی، رضا تاجیک، رضا فاضلی، محمد آقاخانی، داوود سوری، اکبر اصالتی، مهدی شیبانی، حسین یعقوبی و ... امیرعباس تقی‌پور. چندان تناسب سنی هم با یکدیگر نداشتند؛ بزرگ و کوچک، قد و نیم‌قد. ابتدا به ساکن هم قراری بر اجرای یک نمایش کوچک و خودمانی نداشتند، اما حرف تو حرف هم که می‌شد و بحث بالا می‌گرفت ناگهان یکی‌شان می‌شد معلم و دیگری ناظم، آن یکی مبصر و این یکی دانش‌آموز و چه آزادانه و فراخ‌دست هم از همه چیز انتقاد می‌کردند؛ حتی از سیستم آموزشی آن دوران؛ دهه 60 و مثلا از ناظمی که ضربات خط‌کشش بر کف دست بچه‌ها خط می‌انداخت. یا با آقای تهرانی (چه اسم بامسمایی) هم مشکل داشتند که صاحب خرابه بود و قرار بود آجر و مصالح خالی کند و آن ویرانه را به خانه‌ای چند طبقه تبدیل سازد، آن‌هم درست در موسمی که بچه‌ها می‌خواستند چند مسابقه فوتبال گل کوچک مهم ـ به زعم خودشان ـ را در این محل برگزار کنند. هر انتقادی را به زبان کودکانه و در شمایل یک نمایش کوچک ابراز می‌کردند و آب هم از آب تکان نمی‌خورد. شیطنت‌های خاص خود را هم داشتند که برآمده از دنیای پاک و معصومانه کودکی‌شان بود. در همان قسمتی که دغدغه زمین برای برگزاری مسابقه داشتند، یادی هم می‌کردند از سهراب، سرپرست تیم فوتبالشان که به جبهه رفته و قبل از عزیمت، تاکید کرده بود که «مدرسه سنگر شماست.»

از سرنوشت این کودکان و نوجوانان، مدرک و نشان معتبر و متقنی در دست نیست که بتوان به آن استناد کرد که آیا بازیگری را به شکل حرفه‌ای ادامه داده‌اند یا خیر؟ به احتمال زیاد به راه خود رفته‌اند و مشغول کار و زندگی شده‌اند. شناخته‌شده‌‌ترین‌شان شاید امیرعباس تقی‌پور باشد که لااقل برای اهالی مطبوعات نامی آشناست و مدیرمسئول ماهنامه «مدیریت ارتباطات». از بقیه رد و نشانه‌ای‌ نمی‌توان گرفت در عالم بازیگری.

«تئاتر نوجوان» در زمان خود یک اثر خلاقانه و جذاب بود. برنامه‌ای که کودکان را در ورای یک داستان شیرین و گیرا، با مبانی اولیه هنر تئاتر آشنا می‌کرد.

در واپسین قسمت این برنامه، بچه‌‌ها آقای احسانی، معلم فرهیخته ادبیات خود را به خرابه‌شان دعوت کرده بودند و چشم به راه آمدنش. در بزرخ آمدن یا نیامدن او، حکایت‌ها گفتند از مهربانی‌ها و صبوری‌هایش در برابر شیطنت‌های کودکانه خود. حتی یکی دو نفرشان بغض ‌کردند و اشک ریختند از بابت آزار و اذیت‌هایی که در حق او روا داشته و جز مهربانی و مدارا بازخوردی ندیده بودند. آخرین سکانس تئاتر نوجوان لحظه‌ای بود که آقای احسانی در عین ناامیدی و ناباوری آنها‌ به دیدنشان می‌آمد. پیرمردی کت و شلواری و تیپیکال شبیه اغلب معلم‌های دهه شصتی.

تئاتر نوجوان، حاصل متن‌های جذاب و استخوان‌دار محمد چرم‌شیر، کارگردانی خوب کریم اکبری مبارکه و بازی‌های روان چند کودک و نوجوان بود که خاطره‌ای خوش را برای کودکان دهه 60 شمسی رقم می‌زدند.

محسن محمدی

دبیر سرویس رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۲ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها