رویای سفر به خارج جان پسر خشمگین را گرفت

پسر خشمگین وقتی نتوانست به مسافرت خارج برود، با پدرش درگیر شد اما فریادهایش برای همیشه توسط پدر خاموش شد.
کد خبر: ۱۰۵۶۶۶۰

به گزارش جام‌جم، عصرچهارشنبه 4 مرداد امسال زنی سالخورده درحالی که گریه می‌کرد، وارد کلانتری 119 مهرآباد شد و خبرداد فرزند میانسالش با نوه 21 ساله‌اش به نام عرفان درگیر شده و او را در خانه‌شان در محله شمشیری به قتل رسانده است. ماموران زمانی که برای بررسی ماجرا و صحت گفته‌های این زن به خانه پسرش رفتند، مشاهده کردند او درست می‌گوید و نوه‌اش به قتل رسیده و پسرش در گوشه‌ای از خانه نشسته و گریه می‌کند. همزمان با کشف جسد پسر جوان، موضوع این جنایت به قاضی سجاد منافی‌آذر، کشیک قتل دادسرای جنایی تهران گزارش شد و با هماهنگی قضایی جسد پسر جوان به پزشکی قانونی منتقل شد .

متهم دیروز برای ادامه تحقیقات همراه همسرش به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران انتقال یافت.

ابتدا مادر مقتول به قاضی پرونده گفت: پسرم نخستین فرزندم بود و علاوه بر او دختری نوجوان دارم. پسرم از همان بچگی شیطنت‌هایش زیاد بود و بیش‌فعالی داشت. حتی او را نزد روان‌شناس بردم و برایش دارو تجویز کرد. پسرم همین طور که بزرگ‌تر می‌شد آزار و اذیت‌هایش بیشتر می‌شد. من و خواهرش را خیلی اذیت می‌کرد. حتی یک بار موهایم را تراشیده بود. او دچار مشکلات روحی بود و علاقه‌ای به درمان نداشت.

وی افزود: حتی در دوران سربازی هم سه بار در مرکز روانی بستری شد.. من و شوهرم از این وضع خیلی ناراحت بودیم. تلاش کردیم پسرمان حالش خوب شود که بی‌فایده بود. او حتی چاقویی خریده بود و در خانه نگهداری می‌کرد. قصد جان من و دخترم را داشت. پزشک به ما گفته بود اگر شرایط به همین صورت پیش برود یکی از اعضای خانواده توسط پسرم به قتل می‌رسد. من و دخترم از یک ماه قبل از ترس جانمان، نزد خانواده‌ام رفته بودیم و هر از گاهی برای سرکشی به خانه می‌رفتم. روزی که او به قتل رسید من در خانه نبودم. از طریق خانواده متوجه شدم پسرم فوت شده و شوهرم او را کشته است. خیلی از مرگ پسرم ناراحتم.

وی گفت: شوهرم قصد نداشته جان پسرم را بگیرد و همه‌چیزدر اوج عصبانیت و درگیری میان او و پسرمان رخ داد. من داغدار پسرم هستم و نمی‌توانم ببینم شوهرم در زندان به‌سر می‌برد. من شوهرم را می‌بخشم.

بعد از گفته‌های مادر داغدیده، شوهرش که به اتهام قتل بازداشت شده است، به قاضی پرونده گفت: من باورم نمی‌شود که جان پسرم را گرفته‌ام و او فوت شده است. اول که نفس نکشید خیال کردم دارد نقش بازی می‌کند. اما بعد که تکانش دادم دیدم واقعا نفس نمی‌کشد و مرده است. خیلی پشیمانم و از مرگ او ناراحتم.

پسرم مدام مادر و خواهرش را اذیت می‌کرد. کتکشان می‌زد. اعضای خانواده از دست او آرامش نداشتند. اخلاق او در بیرون از خانه با همه خوب بود. اما نمی‌دانم چرا وقتی به خانه می‌آمد بدرفتاری می‌کرد و بنای ناسازگاری می‌گذاشت. او مدتی قرص و داروهایش را مصرف می‌کرد اما بعد از چند هفته داروها را در چاه سرویس بهداشتی می‌ریخت. پسرم می‌گفت ما روانی هستیم و او سالم است و نباید از این قرص‌ها استفاده کند.

وی افزود: بعدازظهر روز جنایت، پسرم با من دعوا کرد و مدام می‌گفت چرا بلیت‌های سفرش به آلمان را تهیه نکرده‌ام. به او گفتم کارهایش چند روزی با تاخیر انجام می‌شود که باید منتظر باشد. برسر همین موضوع با من دعواکرد. در سرویس بهداشتی را شکست، مبل و شیشه میز عسلی را شکست. وسایل خانه را به هم ریخت. با هم درگیر شدیم که کارمان به زد و خورد انجامید. حتی زمانی که نمازم را خواندم و به اتاق آمدم، او پرید و گردنم را گرفت و می‌خواست خفه‌ام کند که موفق نشد. مدام فحاشی می‌کرد. به سمت آشپزخانه رفتم و گفتم اعصابم را به هم ریختی، خفه‌ات می‌کنم .

پسرم دوباره به من فحاشی کرد و دعوایمان بالا گرفت. با برداشتن پارچه‌ای در خانه به سمت پسرم رفتم و آن را دور گردنش انداختم و کشیدم. می‌خواستم با این کار فقط او را بترسانم و تنبیه کنم که دست از فحاشی و آزار و اذیت ما بردارد. خیلی از این کار پشیمانم.

متهم پس از بازسازی صحنه قتل با قرار قانونی روانه زندان شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها