بی گمان مشروطه یکی از مباحث بسیار مهم و کلیدی تاریخ معاصر ایران قلمداد می شود. به طوری که بویژه مقارن با یکصدمین سال آن ، آثار فراوانی از منظرهای مختلف درباره این پدیده منتشر شده و می شود.
کد خبر: ۱۰۵۲۲۳
این پدیده از وجوه و زوایای گوناگون و پیچیده ای برخوردار است که عدم توجه جامع به همه آنها، امکان شناخت دقیق نهضت مشروطه را از تاریخ پژوه سلب می کند. در عین حال باید قبول کرد که نهضت مشروطه بیش از آن که یک پدیده سیاسی قلمداد شود یک پدیده فکری و فرهنگی است که ردپای منازعات عمیق و بنیادین فکری و فرهنگی در تمامی وقایع این دوره به شکل آشکار و پنهانی وجود دارد تا حدی که باید میدان مشروطه پژوهی بیش از مورخان برای اهل فلسفه باز گردد. اما برای مواجهه عالمانه با یک پدیده تاریخی همان قدر که خوش بینی بیش از حد مضر است ، بدبینی و منفی بافی مفرط نیز می تواند مانع از دستیابی محقق به یک موضع علمی مناسب و مبتنی بر منطق باشد.
در این میان ، راه صحیح برای دور شدن از افراطها و تفریطها، مطالعه عمیق زوایای گوناگون نهضت مشروطه و جراحی غیرمتعصبانه مجموعه وقایع این نهضت با معیارهای علمی می باشد. در چنین منظری مشروطه با وجود خروج از مسیر اولیه خود و افتادن در دام غربگرایی و اسلام زدایی ، همان طور که از نقاط تاریک و متضادی برخوردار است ، نقاط روشن و تحول آفرینی نیز دارد که می توانست به ظهور مسیر جدیدی برای پایان دادن به قرنها خودکامگی ، استبداد و سرسپردگی در ایران کمک کند. اما باید توجه داشت که مشروطه زمانی در ایران نه فقط به عنوان یک موضوع مطالعاتی بلکه بیشتر به عنوان یک سوژه سیاسی مطرح می شود که ملت ما از رهگذر انقلاب اسلامی و با بهره گیری از تجارب تاریخی نهضت مشروطه ، در مبارزه با استبداد، سرانجام به بخش مهمی از خواستهای اصیل خود در نهضت مشروطه رسیده است.
اما حقیقتا در این مقطع ، علت افتادن موضوع باز مطالعه مشروطه در یک مسیر سیاسی و بعضا غیرعلمی و افزایش روزافزون اشتیاق جناحهای مختلف فرهنگی و سیاسی کشور برای مصادره مشروطه چیست؛ به نظر می رسد، در برهه کنونی ، طرح گسترده نهضت مشروطه در ایران ، برای زنده کردن مبحثی است که از زمان ورود فلسفه و فرهنگ غرب در ایران تا به امروز، همچنان به عنوان نقطه کانونی منازعات فکری و فرهنگی ، در صدر تقابلات جناحهای فرهنگی و سیاسی ایران قرار داشته و دارد و آن ، چیزی جز سکولاریسم نیست . در واقع امروزه عده ای با تجلیل از مشروطه ، نادیده گرفتن جنبه های تاریک و متضاد نهضت مشروطه و تخریب چهره های برجسته اسلامی ، در پی تقویت سکولاریزاسیون و احیائ نوع جدیدی از مشروطه خواهی انگلیسی در ایران هستند و عده ای نیز در مقابل ، با مذمت مشروطه و مشروطه خواهان غربگرا، در پی اثبات انحراف مشروطه از مسیر اصیل و مردمی خود یعنی عدالتخواهی و بی سرانجامی مجدد تلاشهایی هستند که امروزه برای تحقق گونه های تازه ای از سکولاریسم در ایران دنبال می شود.
اما باید پرسید، صرف نظر از پشت پرده و سرانجام این منازعه که انقلاب اسلامی عکس العمل عینی ملت ایران به آن بوده است ، آیا وقت نگاه عمیق و بی پیرایه به مشروطه و سیاست زدایی از این مبحث مهم فرا نرسیده است؛