در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او به حمیدرضا مشکوک شد و مقاومت کرد، اما با شلیک پنج گلوله توسط او به قتل رسید. متهم 36 ساله هنگام فرار از دست پلیس با تیغ کاتر خودزنی کرد و روز دستگیری نیز قصد درگیری با ماموران را داشت.
شگردت برای سرقت از دلارفروشها چه بود؟
خودم را مامور مبارزه با قاچاق ارز جا میزدم و دلارفروشها را به بهانه بردن به کلانتری سوار پراید میکردم. آنها میدانستند کارشان خلاف قانون است، برای همین تا بیسیم و اسلحهام را میدیدند، تسلیم میشدند. دلارهایشان را میگرفتم و از ماشین پیادهشان میکردم.
چه شد که مرتکب قتل شدی؟
آن روز به قصد سرقت، مقتول (مرد دلارفروش) را سوار پرایدم کردم، اما به حرفهایم مشکوک شد و کارت شناسایی خواست. درگیر شدیم و ناگهان چند گلوله از اسلحهام شلیک شد و به او خورد. من کنترل ماشین را از دست دادم و با چند خودروی دیگر تصادف کردم. ماموران راهور میخواستند دستگیرم کنند، اما من با تهدید سلاحم فرار کردم.
سلاح را از کجا تهیه کردی؟
سال 94 در سفری که به یکی از کشورهای همسایه داشتم، دو قبضه کلت به قیمت یک میلیون و 800 هزار تومان سفارش دادم و یک ماه بعد برایم ارسال شد.
مبلغ سرقتی از دلارفروشها چقدر شد؟
حدود 20 میلیون تومان از چهار دلارفروش سرقت کردم. از مقتول هم حدود 4 میلیون تومان دزدیدم.
با این پول چه کار میکردی؟
پدرم بیمار است و هزینه درمانش بالاست. برادر کوچکم هم به خاطر بدهیهای سنگینی که دارد، باید ماهی یک میلیون تومان قسط بدهد. او دو بچه کوچک دارد و من نمیتوانستم گرفتاریاش را ببینم.
اگر به گذشته برگردی، باز هم دست به این کار میزنی؟
ای کاش میمردم و این روزها را نمیدیدم. دارم عذاب میکشم.
دستگیری بعد از نامزدی
گرمای خورشید، صاف در صورت سعید میخورد و اشکهای روی گونههایش را داغ میکند. او و پنج نفر از همدستانش با استفاده از دیلم و ایجاد تخریب، از صد خانه سرقت کردهاند و حدود 700 میلیون تومان به جیب زدهاند. 28 ساله است. با اشاره سر، دستبند آهنیاش را نشان میدهد و میگوید: «تازه چند ماه پیش نامزد کردهام، اما با این اتفاق، همه چیز به هم خورد.»
شگرد سرقت باند شما چگونه بود؟
من و پنج نفر از همشهریانم در مناطق ثروتمندنشین تهران پرسه میزدیم و خانههایی را که چراغ هایشان خاموش بود، شناسایی میکردیم. 12ـ10 بار زنگشان را میزدیم. وقتی جواب نمیدادند، مطمئن میشدیم خالی هستند. سپس در برقی پارکینگ را تخریب میکردیم یا از بالای در ورودی به داخل حیاط میپریدیم. بعد هم با استفاده از پیچگوشتی و دیلم، در واحدها را تخریب میکردیم و وارد خانه میشدیم.
چه چیزهایی سرقت میکردید؟
بیشتر طلا و پول میدزدیدیم. ارزش آنها چند میلیارد تومان میشد.
این طلاها را به چه قیمتی میفروختید؟
در سه سالی که سرقت کردیم، حدود 700 میلیون تومان به دست آوردیم. اصلا متوجه نشدیم چگونه خرجشان کردیم.
هنگام ورود به خانهها با کسی هم درگیر میشدید؟
در چند مورد همسایهها فهمیدند و دنبالمان کردند، اما متواری شدیم. نمیخواستیم به خاطر پول به کسی آسیب بزنیم.
ازدواج کردهای؟
چند ماه پیش نامزد کردهام، اما با این اتفاق همه چیز به هم خورد.
از جرمی که مرتکب شدهای پشیمانی؟
نمیخواهم حتی یک ساعت دیگر از عمرم را هم ببینم.
اموال شاکیان را پس میدهم
قبلا سوپرمارکت داشت، اما وقتی در شرطبندی فوتبال همه سرمایهاش را از دست داد با چکهای جعلی، سوپرمارکت زد و اجناسش را با نصف قیمت به مشتریها فروخت. رحیم 54 ساله است و میگوید اگر آزاد شود، پول شاکیان را پس میدهد.
چکها را چطور تهیه کردی؟
چند ماه قبل از دستگیری، یک میلیون تومان به مردی در یکی از خیابانهای جنوب تهران دادم و ده فقره چک سفید امضا خریدم. با استفاده از آنها سوپرمارکت زدم. اجناس را نصف قیمت میفروختم و وقتی تمام میشدند، متواری میشدم.
چه شد که دست به این کار زدی؟
قبلا خودم سوپرمارکت داشتم، اما در شرطبندی فوتبال سرمایهام را از دست دادم برای همین به فکر کلاهبرداری افتادم.
چند تا بچه داری؟
یک دختر هشت ساله دارم. میترسم مرا در این وضعیت ببیند و خجالت بکشد.
صحبتی با شاکیانت داری؟
اگر آزاد شوم، پولشان را پس میدهم.
به دزدها سفارش خودرو میدادم
هر وقت کار فروش یکی از خودروهای سرقتی تمام میشد، تلفن همراهش را برمی داشت و با همدست سارقش تماس میگرفت و سفارش دزدیدن خودروی جدیدی را میداد. سامان و اعضای چند باند دیگر، حدود 60 خودروی سرقتی یا تصادفی را پس از صافکاری به عنوان ماشین نو به مشتریها فروختهاند و میلیونها تومان به جیب زدهاند.
چطور خودروهای سرقتی را به دست میآوردید؟
من دو سارق میشناختم. به آنها زنگ میزدم و سفارش میدادم. آنها هم چند روز بعد، پراید یا پژو میدزدیدند و برایم میآوردند.
چطور آنها را میفروختید؟
بعضی از خودروها چپی بودند، بعضیها سرقتی. من خودم صافکار هستم. آنها را تعمیر میکردیم و با سند و پلاک جعلی میفروختیم. من و همدستم حدود 17 خودرو را این طوری فروختیم.
در مجموع چقدر نصیبتان شد؟
حدود 20 میلیون تومان اما الان باید 200 میلیون تومان به شاکیها بدهیم.
چرا مرتکب این جرم شدی؟
دخل و خرج زندگی با هم نمیخورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: