رازگشایی از جنایت در لانـه مرغـان

مرد میانسال که در درگیری بر سر مواد همسرش را با بند کیف تلفن همراهش خفه کرده بود، پس از پنج سال زندگی مخفیانه دستگیر شد. او در تحقیقات مدعی شد که در زمان فرارش با هویت جعلی به‌عنوان کارگر کوره پزخانه کار می‌کرده است.
کد خبر: ۱۰۳۳۶۶۷

ساعت 8 و 30 دقیقه 28 دی سال 91، زن جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از جنایتی خاموش خبر داد. به‌دنبال این تماس گروهی از کارآگاهان جنایی راهی محل حادثه که روستایی در اطراف شهرستان گرگان بود، شدند. کارآگاهان جنایی با حضور در محل، با جسد زنی 42 ساله داخل لانه مرغ و خروس‌ها مواجه شدند.

بند کیف تلفن همراه دور گردن زن میانسال پیچیده شده بود و رد کبودی احتمال مرگ براثر خفگی را نشان داد. این در حالی بود که متخصصان پزشکی قانونی اصابت جسمی سنگین به سر را نیز تائید کردند.

زن جوانی که موضوع را به پلیس خبر داده بود، با حضور ماموران به آنها گفت: سولماز همسایه‌مان است، معمولا هر روز صبح باهم به مزرعه می‌رویم اما امروز خبری از او نشد. تاخیرش که طولانی شد سراغش رفتم اما هر چه او را صدا کردم پاسخی نشنیدم. نگران شدم و به جست‌وجوی او
پرداختم.

سال‌هاست که من و سولماز همدیگر را می‌شناسیم و اگر بخواهیم جایی برویم به آن یکی خبر می‌دهیم. ولی امروز بی‌خبر ناپدید شده بود و به همین دلیل بیشتر نگران شدم. همان‌طور که به‌دنبال سولماز بودم ناگهان چیزی را داخل قفس مرغ و خروس‌ها دیدم. دلم نمی‌خواست به آنچه چشم‌هایم می‌بیند اعتماد کنم. چطور ممکن بود؟ سولماز داخل قفس افتاده بود. ابتدا تصور کردم حالش بد شده است، اما هر چه او را صدا زدم جواب نداد. با سر و صدای من سایر همسایه‌ها نیز جمع شدند و من با پلیس تماس گرفتم.

فرار مرد تریاکی

همه چیز حکایت از یک جنایت داشت، اما علت و عامل قتل زن میانسال نامشخص بود که این موضوع نیز خیلی زود در تحقیقات پلیسی برملا شد. کارآگاهان جنایی در بررسی‌های خود دریافتند که اردشیر، همسر سولماز اعتیاد شدیدی به مواد مخدر دارد و از زمانی که او به تریاک روی آورده بود اختلافات زوج میانسال بر سر مواد مخدر بوده است. به این ترتیب احتمال دست داشتن اردشیر در این جنایت مطرح شد و باتوجه به این‌که خبری از مرد میانسال نبود این احتمال قوت گرفت. بررسی‌ها نشان می‌داد که مرد میانسال پس از جنایت از محل متواری شده و کارآگاهان جنایی تحقیقات برای دستگیری او را ادامه دادند.

ردی از عامل یک جنایت

بررسی‌ها در این خصوص ادامه داشت و هر چند وقت یکبار رد اردشیر در یکی از شهرستان‌های استان گلستان زده می‌شد، اما متهم که زندگی مخفیانه‌ای را آغاز کرده بود با تغییر سریع مخفیگاهش از دست ماموران فرار می‌کرد.

فرار اردشیر ادامه داشت تا این‌که اواسط اردیبهشت امسال، تیم جنایی مطلع شدند که متهم فراری بعد از پنج سال سراغ اقوامش آمده است. با اطلاع از این موضوع، مرد میانسال در عملیاتی غافلگیرانه بازداشت شد. او که چاره‌ای جز بیان حقیقت نمی‌دید لب به اعتراف گشود و در رابطه با مرگ همسرش گفت: از زمانی که معتاد شدم، اعتراض‌های همسرم شروع شد. به او حق می‌دادم، با تمام مشکلات و سختی‌های من کنار آمده بود و تنها حرفش این بود که مواد را ترک کنم اما من نمی‌توانستم این خواسته اش را برآورده کنم و برای همین همیشه بین ما درگیری بود. شب حادثه داشتم قلیان می‌کشیدم که سرکوفت‌های سولماز شروع شد.

دوباره سر این موضوع که چرا ترک نمی‌کنم بحثمان شد و من از شدت عصبانیت با شیشه قلیان ضربه‌ای به سر او زدم. سولماز بی‌هوش روی زمین افتاد. نمی‌دانم چه شد که به طرف او رفتم و بند کیف تلفن همراهش که از گردن او آویزان بود را دور گردنش فشار دادم. بعد از مرگ جسد را به قفس مرغ و خروس‌ها برده و زندگی مخفیانه‌ای را آغاز کردم. در این مدت هم در کوره‌پزخانه‌ها کار می‌کردم.

سرهنگ مجتبی مروتی، رئیس پلیس آگاهی گلستان در این رابطه گفت: متهم با اعتراف به جنایت، روانه بازداشتگاه شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها