2 ـ تجربیات جدید: جوان در مسیر پیدا کردن خط اصلی زندگی خود نیاز به تجربه مسائل گوناگون دارد. او باید با زمینههای مختلف علمی آشنا شود، از چگونگی تجارتهای کوچک مناسب ابتدای راه اطلاع حاصل کند، مشاغل متفاوتی را بسنجد، با مسائل مالی آشنایی پیدا کند و برای ازدواج به دانش و پختگی لازم برسد. همه اینها مستلزم تجربیات فراوان در مدت زمانی کوتاه است. مسلما یک جوان نمیتواند آنها را حداقل زمان با چشم ببیند و با دست لمس کند. وجود مشاورانی دانا و معلمانی ارزشمند برای جوان همچون شعله راه روشنگرند. جوان باید ارزش دانستههای افراد مسن و باتجربه را درک کند و متوجه شود با بهره بردن از دانستههای آنان میتواند پیشرفت زندگی خود را تسریع ببخشد.
3 ـ آزمون و خطا: جوان برای پیداکردن راه صحیح ناخواسته قدم در مسیرهایی میگذارد که به درستی از نتیجه آن آگاه نیست. حتی اگر تحت آموزش دیگران پیش برود بازهم اتفاق میافتد که انتهای مسیرش خلاف چیزی بوده که پیشبینی میکرده. حقیقت اینجاست که جوان آنقدر سرد و گرم روزگار را نچشیده تا بتواند به درستی تصمیمگیری کند یا صحت هر چیز را تشخیص دهد. در عین حال نمیتواند به طور مطلق در همه زمینهها از دیگران خط بگیرد و لازم است گاهی خودش مسیر را پیش برود تا به رشد و بلوغ شخصیتی دست یابد. پس جوانی حاوی آزمون و خطاهایی است و جوان نباید با دیدن نتایج خلاف انتظارش ناامید شود؛ جوانی یعنی تلاش و از پا ننشستن.
4 ـ نقش والدین: والدین در دوران جوانی فرزندشان نقشی بسیار پررنگ و درعین حال حساس به عهده دارند. آنها باید به حریم خصوصی فرزندشان احترام بگذارند و از راه دور او را کنترل کنند. این بسیار مهم است که پدر و مادر بتوانند آنقدر با فرزند خود دوست شوند که فرزند راهنماییهای حاکی از تجربه آنها را به گفتههای دوستان خود ترجیح دهد. والدین هرگز نباید چیزی را به فرزند جوان خود تحمیل کنند و تنها باید موضوع مورد نظر را در ارتباط علت و معلولی برای وی شرح دهند تا خود بتواند گزینه درست را انتخاب کند.
دکتر علی شمیسا/ روانشناس و استاد دانشگاه