این پهلوانان هرگز نمی میرند

نزدیک به یک قرن پیش در پایتخت ایران پهلوانانی وجود داشتند که در کنار کسب و کار خود به راه انداختن کار مردم محله خود نیز مشغول بودند.
کد خبر: ۱۰۲۶۳۹۹

آدم‌هایی با ضریب نفوذ بالا در جامعه که حتی مورد توجه دربار قاجار به‌عنوان حکومت وقت هم قرار داشتند و با وجود فراز و فرود‌های بسیار هیچ‌گاه به مردم پشت نکردند. این پهلوان‌ها شخصیت‌های جذابی برای آثار نمایشی به حساب می‌آیند چرا که جای کار زیادی برای فیلمنامه‌نویسان دارند. البته آثار زیادی در این باب در تلویزیون ساخته نشده و از میان آنها می‌توان به سریال‌های «عیاران و طراران» ساخته سعید نادری و تا حدودی «روزی روزگاری» به کارگردانی امرالله احمدجو اشاره کرد. به همین دلیل هم حسن فتحی در مجموعه تلویزیونی «پهلوانان نمی‌میرند»، سراغ آنها رفته و قصه‌ای جذاب و سراسر تعلیق را با محوریت آنها روایت کرده است که این روزها بازپخش آن از شبکه ‌آی‌فیلم نیز مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

معمای قتل پهلوان خلیل

فتحی و اعظم بروجردی که به اتفاق فیلمنامه این سریال را نوشته‌اند، در همان قسمت نخست از یک ایده کلاسیک در آثار جنایی بهره گرفته و شخصیت محوری خود (پهلوان خلیل) را می‌کشند. منتها پیش از این نقطه عطف مهم و کلیدی، در مدت زمانی کوتاه گوشه‌هایی از شخصیت خلیل را به مخاطب نشان داده و به نحو موجزی او را معرفی می‌کنند. برای مثال به برخورد خلیل با مرد طلبکار که جلوی خانه زنی تنها سروصدا به راه انداخته، توجه کنید. آرامشی که در او موج می‌زند شباهت بسیار با آنچه که از پهلوان‌هایی نظیر سید‌حسن رزاز نقل شده دارد و مخاطب هم کدهای موجود در این شخصیت را بخوبی دریافت می‌کند. سکانس کشته شدن خلیل را می‌توان مهم‌ترین سکانس این سریال به حساب آورد که در صورت ضعیف از کار درآمدن می‌توانست کل کار را به مخاطره بیندازد، اما این‌گونه نشده و نبرد خلیل با سه مرد صورت پوشانده به نمادی تمام‌عیار از جنگ ازلی خیر و شر تبدیل شده که سر آخر با ناجوانمردی آنها به قتل خلیل منجر می‌شود. فتحی و بروجردی برای ایجاد تعلیق و هشدار به مخاطب از عناصر ساده‌ای مثل، برخورد گربه با کوزه سرکه داخل حیاط و دلشوره‌های همسر پهلوان (حلیمه خاتون) بهره گرفته که بخوبی هم جواب داده است.

جنگ بر سر قدرت

کشته شدن پهلوان خلیل و متعاقب آن داماد جوانش که چهره یکی از قاتلان را دیده، زمینه را برای جنگ قدرت پهلوان‌های شهر که هر‌یک ادعای جانشینی پهلوان خلیل را دارند مهیا می‌کند. از اسد و لطف‌الله طاهر گرفته تا قلیچ و یونس که تمامی آنها با وجود تضادهایشان در یک نقطه (کسب قدرت) وجه اشتراک دارند. در این بین نصرت به‌عنوان پسر پهلوان خلیل هم در مسیر رسیدن به قاتل وارد راهی خطرناک شده و ناخواسته مقدمات مرگ شیخ‌حسین را فراهم می‌کند؛ موضوعی که نصرت را سرگشته و حیران کرده و به دوری‌اش از شهر و خانواده خود وا‌می‌دارد. در حقیقت نویسندگان فیلمنامه در این بخش روی نفسانیت انسان مانور داده و نشان می‌دهند که ذره‌ای لغزش می‌تواند موجبات سقوط هر آدمی را فراهم کند. پهلوان جواد که در وصیت‌نامه پهلوان خلیل از او به عنوان جانشینش نام برده شده، از لا‌به‌لای سطور وصیت‌نامه پی به توصیه‌های خلیل در این باب برده و با حرکت در مسیر درست در نهایت خیر را بر شر پیروز می‌گرداند.

شخصیت‌پردازی: برگ برنده پهلوانان نمی‌میرند

یکی از شاخصه‌های آثار تلویزیونی حسن فتحی، توجه خاص وی به شخصیت هاست که عموما لایه لایه بوده و در بسیاری مواقع مخاطب را غافلگیر می‌کنند. پهلوانان نمی‌میرند هم به عنوان یکی از پرشخصیت‌ترین آثار این کارگردان خوش‌قریحه از این قاعده مستثنا نبوده و مجموعه‌ای از شخصیت، تیپ و تیپ ـ شخصیت‌های جذاب را در خود دارد. پهلوان خلیل با وجود حضور بسیار اندکش، شخصیتی اثرگذار است که مخاطب سایه او را در تمامی طول داستان احساس می‌کند. پهلوانی عارف مسلک با اعتقادات قوی دینی که از ظواهر دنیا عبور کرده و به عمق آن رسیده است. فتحی، پهلوان جواد را قرینه خلیل قرار داده و به نوعی جای خالی وی را با او پر کرده با این تفاوت که وی کار سختی را برای پهلوان اولی شهر به عهده دارد. چرا که خواه‌ناخواه با پهلوان خلیل مقایسه شده و اعمالش در ترازویی قرار می‌گیرد که کفه دیگرش خلیل قرار دارد. کنشمندی خصلت مهم اوست که هر چه داستان پیشتر می‌رود پررنگ تر شده و شمایل قهرمانانه‌تری به او می‌بخشد که در چشم مخاطب نیز جذاب‌تر جلوه می‌کند. فتحی برای شکل دادن به دیگر شخصیت‌ها، از خصوصیات تیپیک بهره گرفته و تیپ ـ شخصیت‌های باورپذیری را خلق کرده است. برای نمونه هم می‌توان به جمع پهلوان‌های مدعی اشاره کرد که هر یک تیپ‌های آشنایی به نظر می‌رسند که اندکی خلاقیت و نوآوری نیز به آنها تزریق شده است. اسد به عنوان شخصیت منفی سریال، مهم‌ترین آنهاست که فتحی لایه‌هایی هم برایش تدارک دیده که تا این حد از سیاه بودنش به باور مخاطب بنشیند. عقیم بودن مهم‌ترین زخم درونی این شخصیت است که در عین حال با حسادت و تکبر همراه شده و موجبات سقوطش به قعر گناه و پلیدی را فراهم کرده است. اما دیگر پهلوان‌ها از این لایه‌های شخصیتی برخوردار نبوده و تیپ‌هایی با وجوه بیرونی به نظر می‌رسند که قلیچ و یونس از شاخص‌های آن به حساب می‌آیند. شخصیت‌های دیگری هم در قطب منفی کار حضور دارند که از میان آنها می‌توان به کنسول روس و اصلان اشاره کرد. در قطب مثبت کار هم تقریبا وضع به همین منوال بوده و تیپ ـ شخصیت‌هایی مثل: نصرت، ارسلان و حشمت زرین در آن حضور داشته و به پیشبرد داستان کمک می‌کنند. از این جمع نصرت بهتر از بقیه از کار درآمده و کلنجار رفتن‌های او با خودش به جذاب‌تر شدنش کمک شایانی کرده است. زنان در مجموعه‌های تلویزیونی از این جنس نقش محوری نداشته و عموما در حاشیه قرار دارند که پهلوانان نمی‌میرند هم از این قاعده کلی مستثنا نیست. تنها حلیمه خاتون که به دنبال انتقام خون شوهرش است، نقش پررنگی در پیشبرد داستان بخصوص در پنج شش قسمت نخست داشته و پس از آن او هم به مانند بقیه در حاشیه قرار می‌گیرد. درست به مانند دخترانش: فاطمه و لیلا که زیر سایه مردان داستان قرار داشته و کنشمندی چندانی البته بجز قسمت پایانی از خود نشان نمی‌دهند.

نگاهی به برخیاز آثار سن فتحی

شب دهم: تعزیه‌ای درخشان در دهه اول محرم

تلاقی عید نوروز با دهه اول ماه محرم در نوروز 1381 فرصتی طلایی را برای فتحی علاقه‌مند به قصه‌گویی فراهم کرد تا از تعزیه به‌عنوان عامل پیشبرنده داستان استفاده کند. فتحی علاقه حیدر خوشمرام به شازده‌ای قجری را به بهترین شکل با ممنوعیت اجرای تعزیه در زمان رضاخان پیوند زده و تعلیق فوق‌العاده‌ای را به ده شب اجرای آن بخشیده است. انتخاب درست بازیگران بویژه در نقش‌های اصلی همچون: حسین یاری و پرویز فلاحی‌پور در کنار کتایون ریاحی و رویا تیموریان نیز در این موفقیت بی‌سابقه نقشی کلیدی داشته‌اند که موسیقی شنیدنی و ماندگار فردین خلعتبری و صدای گیرا و تاثیرگذار قربانی آن را کامل کرده است.

از مدار صفر درجه تاریخی تا کمدی اشک‌ها و لبخندها

مدار صفر درجه بدون شک کامل‌ترین مجموعه تلویزیونی او و یکی از بهترین‌های سه دهه اخیر تلویزیون است: ملودرامی عاشقانه در بستری از تاریخ معاصر که با زندگی شخصیت‌های اصلی‌اش (حبیب پارسا، زینت الملوک جهانبانی، سرگرد فتاحی و سارا آستروک) پیوند خورده است. حبیب یکی از بهترین قهرمان‌های خلق شده در تاریخ سریال‌سازی ایران است که خصوصیات منحصر به‌فردی داشته و مخاطب را به همذات‌پنداری همه‌جانبه با خود وا‌می‌دارد. فتحی ظرافت‌های بسیار در میزانسن‌های مدار صفر درجه به خرج داده و در تک‌تک سکانس‌ها این ظرایف کاملا به چشم می‌آید. از حرکت دوربین و نورپردازی گرفته تا فرم بازی‌ها که همگی از فیلتر ذهن سختگیر فتحی گذشته است. مجموعه‌های روشن‌تر از خاموش و اشک‌ها و لبخندها از دیگر کارهای فتحی در مدیوم تلویزیون هستند که اولی اثری تاریخی با محوریت دانشمندی به نام ملاصدراست و دومی یک کمدی بزن بکوب (اسلپ اسلیک) با بازی درخشان مهدی هاشمی است که هردوی آنها برخلاف ساخته‌های دیگر این کارگردان آنچنان که باید مورد توجه عموم قرار نگرفتند.

میوه‌ای با طعم ممنوع

میوه ممنوعه که برای پخش در ماه مبارک رمضان تدارک دیده شده بود با وجود فاصله‌اش از آثار شاخص فتحی، بسیار مورد توجه عموم قرار گرفت. فیلمنامه میوه ممنوعه که با نگاهی به داستان مشهور شیخ صنعان نوشته شده، دیالوگ‌های کوبنده و ماندگاری دارد که توسط علیرضا نادری به رشته تحریر درآمده است. بازی فوق‌العاده علی نصیریان در کنار امیر جعفری و گوهر خیراندیش، نقاط قوت فیلمنامه را برجسته‌تر کرده و نقشی کلیدی در جذب مخاطبان انبوه داشته‌اند. در مسیر زاینده‌رود یکی دیگر از مجموعه‌های مناسبتی فتحی است که با همه نقاط قوتش تنها به واسطه سوژه ملتهبش با اعتراض‌های بسیار مواجه شد. غرور کاذب فوتبالیستی به نام مهران سارنگ که در نهایت به قتل مسعود مصیب ختم می‌شود، خط اصلی داستان آن است که بخوبی گسترش داده شده و داستانک‌هایی هم در عرض آن خلق شده است. فیلمنامه این مجموعه با کاستی‌های بسیار روبه‌رو است که بخش مهمی از آن به شخصیت‌پردازی بازمی‌گردد. انتخاب درست بازیگران نقش‌های اصلی این ضعف‌ها را تا حدود زیادی کمرنگ کرده که در راس آن حسین محجوب قرار دارد که نگاه‌های خیره‌کننده‌اش مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

زمانه: ملودرامی با تم قضاوت

زمانه آخرین اثر تلویزیونی حسن فتحی، ملودرامی با تم قضاوت است که شخصیت‌های اصلی‌اش را در برابر آن قرار داده و در خلال آن با معضلاتی مواجه می‌شویم که آدم‌های داستان درگیر آن هستند. از حسام فروزانفر که ناخواسته دست به قتل برادر زده تا بهزاد فروزانفر عمویش را قاتل قلمداد کرده و پیش از رسیدگی قانون به آن خود حکم صادر کرده و به قضاوت نشسته است. زمانه با وجود آن‌که از کارهای متوسط فتحی در تلویزیون به حساب می‌آید، داستان خود را راحت و بی‌لکنت تعریف کرده و پیش می‌برد، اما فاقد قهرمانی دوست‌داشتنی و قابل همذات‌پنداری است. در واقع بهزاد فروزانفر در مقام قهرمان اثر فاقد خصوصیاتی است که بتواند مخاطب را جذب خویش کند.

فتحی؛ کارگردانی آشنا با قاب تلویزیون

تلویزیون به‌واسطه مخاطبان انبوه و خاصیت فراگیر بودنش همواره نیاز به نویسندگان و کارگردان‌هایی دارد که کاملا بر این رسانه اشراف داشته و ظرایف آن را بشناسد که بدون شک حسن فتحی یکی از شاخص‌ترین آنها به حساب می‌آید.

این کارگردان موفق که این روزها مجموعه‌های تلویزیونی زمانه و پهلوانان نمی‌میرند را در حال پخش از شبکه آی فیلم دارد، کارش را از ابتدای دهه 70 از تئاتر آغاز کرده و نخستین مجموعه تلویزیونی‌اش را با عنوان «فردا دیر است» در نیمه دهه یاد شده روی آنتن برد. مجموعه‌ای قابل تامل با محوریت یک مرکز مشاوره و روان‌شناسان مشغول در آن که در هر قسمت درگیر ماجرایی می‌شدند. فردا دیر است با وجود برخورداری از فیلمنامه‌ای منسجم و کارگردانی خوب فتحی به دلایل مختلف آنچنان که باید دیده نشد. علاقه فتحی به تهران قدیم و سنت‌های ریشه‌دار آن موجبات ساخت پهلوانان نمی‌میرند را فراهم کرد که از پربیننده‌ترین مجموعه‌های زمان خود به حساب می‌آمد. معمای قتل پهلوان خلیل که در ادامه به قتل‌هایی دیگر هم منجر شده، گره اصلی فیلمنامه را شکل داده که تعلیق فوق العاده‌ای را در طول کار به وجود آورده است.

کمبود داستان فرعی

یکی از نقاط ضعف مجموعه تلویزیونی پهلوانان نمی‌میرند، اندک بودن داستان‌های فرعی است که بخش مهمی از آن به اتکای فراوان فیلمنامه به داستان اصلی بازمی‌گردد. قصه‌ای جذاب و معمایی که تا به آخر خوب پیش رفته و مخاطب را با خود همراه می‌کند، اما در نیمه‌های کار کمبود خرده داستان خود را نشان داده و تا حدودی آن را از ریتم می‌اندازد. در این بین تنها داستانک مربوط به طراری به نام اصلان و ارتباطش با سفارت روس نسبتا خوب از کار درآمده و ذهن مخاطب را به سمت و سوی دیگری می‌کشد. علاقه حشمت زرین به دختر پهلوان خلیل هم می‌توانست به یک قصه فرعی جذاب تبدیل شود که فتحی چندان به آن نپرداخته و در حاشیه قرارش داده است. با همه اینها فتحی و بروجردی یک فینال بسیار تماشایی برای کارشان تدارک دیده‌اند که مخاطب را سر جای خود میخکوب می‌کند. پایانی براساس جدال ابدی خیر و شر که در نهایت با پیروزی قطب خیر پایان می‌پذیرد.

پهلوانان نمی‌میرند در زمره آثار پربازیگر تلویزیون است که بازیگرانی از نسل‌های مختلف را در خود جای داده که امروز پس از گذشت دو دهه از ساختش، بسیاری از آنها رخت از جهان بسته‌اند. از محمد ورشوچی و ناصر گیتی‌جاه تا جعفر بزرگی، حمید مهرآرا و جهانگیر فروهر که شاهد بازی‌های خوبی هم از آنها در این کار بوده‌ایم. حضور کوتاه اما تاثیرگذار جمشید مشایخی در نقش پهلوان خلیل نیز از دیگر نقاط قوت کار است که در نقطه مقابل آن بازی درخشان هادی مرزبان در نقش اسد قرار دارد. در عین حال نمی‌توان از حضور گرم حمید مظفری هم در نقش پهلوان جواد گذشت که آرامش خوبی در نگاه و حرکاتش موج می‌زند.

کسری همایونی افشار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها