آفت جریان‌های بی‌نام‌ونشان

با شروع فعالیت‌های انتخاباتی مربوط به دو انتخابات ریاست جمهوری و شوراها، احزاب، گروه‌ها، تشکل‌ها و جریان‌ها و جبهه‌های سیاسی فعالیت خود را بیشتر می‌کنند تا با فضاسازی‌های تبلیغاتی نظر مردم را نسبت به نامزد مورد نظر جلب کنند. در ایران اما فعالیت‌های حزبی و تاثیرگذاری آنان در نظام انتخاباتی هنوز تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارد.
کد خبر: ۱۰۲۵۰۳۲

دکتر مجتبی مقصودی، استاد جامعه‌شناسی سیاسی در گفت‌وگو با جام‌سیاست به بیان رویکردهای حزبی و فعالیت احزاب در فرآیندهای انتخاباتی پرداخته است.

در آستانه انتخابات 29 اردیبهشت و همزمان با شدت گرفتن کنش‌های انتخاباتی، نقش احزاب در فرآیندهای انتخاباتی ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اصولا احزاب کارکردهای مختلفی دارند. جدای از اهداف و برنامه‌هایی که هر یک از احزاب به گرایش سیاسی خود تعریف می‌کنند وظایف دیگری را هم ایفا می‌کنند که کم و بیش این اهداف در اکثر ساختارهای معطوف به نظام انتخاباتی لحاظ می‌شود. در زمره این اهداف، کادرسازی است. در این کادرسازی اعضای پلکان نظام حزبی را طی می‌کنند و ارتقا می‌یابند. این روند از عضویت عادی شروع می‌شود تا به عضویت شهرو شهرستان و روستا بیایند و بعدها هم نمایندگی احزاب را در سطح ملی دنبال می‌کنند. در کنار این مساله رعایت سلسله مراتب حزبی باعث می‌شود که در نظام انتخاباتی کادرسازی با دریافت آموزش سیاسی تجربه بیندوزد. طبعا پذیرش چنین روندی در پذیرش روند نظام انتخاباتی موثر است. در جوامعی که نظام حزبی به صورت محدود یا کمرنگ وجود دارد، عملا از قواعد نظام جزبی و در پی آن قواعد نظام انتخاباتی دور هستند. بنابراین احزاب در فرآیندهای نظام انتخاباتی نقش مستقیمی دارند که هر کدام از آنها با طرح، برنامه و شعارهای انتخاباتی در انتخابات مشارکت می‌ورزند یا حتی مشارکت نمی‌ورزند و در سمت و سوی دیگر آنها نقش غیر‌مستقیمی را دارند که با کادرسازی، آموزش‌های سیاسی، تجربه اندوزی و رعایت سلسله مراتب حزبی به سازوکارهای انتخاباتی روی می‌آورند.

چرا اصلاح‌طلبان و اصولگرایان که در هر دوره انتخابات با مکانیزم‌هایی مانند جبهه مردمی نیروهای انقلاب با شورای عالی سیاستگذاری به سمت وحدت موقتی می‌روند در بلند مدت احزابی فراگیر را تشکیل نمی‌دهند؟

به نظر من صورت مساله مشخص است. باید میان حزب، احزاب، ساختار حزبی، جبهه، ‌جبهه‌های سیاسی و کارکردهای جبهه‌ای تفاوت قائل شد. معمولا احزاب سیاسی دارای کادر، برنامه سیاسی، اساسنامه و حتی برخی احزاب ایدئولوژیک دارای مرامنامه هستند. انتظار این است که در فرآیند فعالیت‌های احزاب، اعضا پایبند به تصمیمات حزبی باشند. در واقع آن چیزی که از آن به‌عنوان مرکزیت دموکراتیک یاد می‌شود، ناظر به این مساله است که رفتار دموکراتیک در درون احزاب به‌گونه‌ای است که اعضا براساس رای‌گیری از پایین به بالا می‌آمدند و بعد از انتخاب شدن، کسانی که در مرکزیت حزب قرار می‌گرفتند می‌توانستند تصمیمات خود را ساری و جاری کنند. در حالی که جبهه چنین نیست. جبهه بر سر یک یا دو هدف تشکیل می‌شود و لزوما ساختار خیلی دقیق و قوی ندارد و معمولا برای اهداف مقطعی و محدود ایجاد می‌شود.

آفت جریان‌های بی‌نام و نشان و شخص محور در انتخابات چیست؟

ما تجربه مشخصی در گذشته داشتیم. تجربه نشان داده روی کارآمدن افرادی که لزوما پایبندی حزبی نداشته و خودشان را با هویت حزبی تعریف نمی‌کنند می‌تواند مساله ساز باشد. راز و رمز تعهد به وعده‌های انتخاباتی،‌ داشتن هویت سیاسی و شناسنامه دار بودن، داشتن برنامه و مرامنامه یا اساسنامه است که در واقع افراد متعهد به این روند پایبند به وعده‌های انتخاباتی خود هستند. افرادی که هویت حزبی ندارند آدم‌های بی‌نام و نشان و خلق‌الساعه‌ای هستند که می‌توانند با شعارهای پوپولیستی عملا قدرت سیاسی را فتح کنند و بعد توجهی به آن وعده‌ها نداشته باشند. نمی‌توان شعار انتخاباتی داد، اما برنامه‌های حزبی را نفی کرد. جریان‌های بی‌نام نشان و بی‌هویت ساختار حزبی و حتی انتخاباتی ما را مورد آسیب قرار می‌دهند. این جریان‌ها به یکباره رشد و به یکباره فروکش می‌کنند.

در حال حاضر کدام قطب‌ها و گفتمان‌های سیاسی در فضای انتخابات فعال هستند؟

یک جریان و قطب اصلاح‌طلب است. دوم جریان اصولگرایان و سومین جریان اعتدالگرایان هستند. بعضی‌ها نظرشان این است که اعتدالگرایی گفتمان نیست، بلکه می‌توان آن را یک طیف و جریان دانست. معمولا در فرآیند انتخاباتی یک طیف خاکستری داریم که برنامه‌های مشخصی ندارند و به انتظار می‌نشینند و شرایط را می‌سنجند که رای‌شان شناور است و در جریان برگزاری انتخابات به هرکدام از سه گروه فوق گرایش پیدا می‌کنند. گروه‌های دیگری هم هستند که تریبون مشخصی ندارند، مثل زنان و در نظام انتخابات هم جزو نیروهای حاشیه‌ای محسوب می‌شوند، اما در حال حاضر ظرفیت جریان‌سازی را دارند و ما اگر در قالب مکانیزم‌های رسمی پیش‌بینی‌هایی را درباره این گروه‌های بدون تریبون نداشته باشیم می‌توانند مخاطره‌برانگیز باشند.

پیش‌بینی شما از آینده رقابت‌های انتخاباتی در ایران چیست؟ آیا اصلاحاتی در قوانین و سازوکارهای اجرایی و نظارتی نیاز است؟

برحسب تجربه‌ای که در مرکز پژوهش‌های مجلس داشتم معمولا در آستانه انتخابات، نمایندگان مجلس به فکر اصلاح قوانین می‌افتند، اما باید گفت که این اقدام دیرهنگام صورت می‌گیرد، اصلاح قوانین هم در برخی از موارد حزبی و جناحی است. شاید این تصور را دارند که یکی از مکانیزم‌های تاثیرگذاری بر نظام انتخاباتی، اصلاح قوانین است. اما باید به این نکته اشاره کرد که هرگونه اصلاح قوانین انتخاباتی باید با هدف افزایش نقش‌آفرینی مردم باشد. هرگونه اصلاحی که به محدود کردن نقش مردم بینجامد، اصلاح نظام انتخاباتی نیست.

گفت‌وگو: فتاح غلامی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها