شناسایی حقق بشر و استانداردسازی آن امروز از سوی نهادهایی فراملی انجام میشود و گاهی راهکارهایی فراملی برای تضمین آنها نیز پیشبینی شده است. حقوق بشر یک نظام فکری بشری است که بر ایده انسان محقق در برابر انسان مکلف بنا شده است.
بدیهی است هر نظام فکری و هر ایده انسانی قابل گفتوگو و نقد است، اما امروز بخشهایی از حقوقبشر به عنوان نظام پذیرفته شده بینالمللی در عرصه حقوقی، چندان مناقشهها را برنمیتابد. گفتوگو از ضرورت و چیستی حقوقبشر و توفیق آن در تحقق آرمانهای بشری هر چند در حوزه نظری همچنان در تمام دنیا باز است، اما تبدیل آن به نظمی حقوقی آن را به قواعدی آمره و الزامآور در حوزه عملی بدل کرده است؛ قواعدی که میکوشد از نقض برنامهریزی شده و گسترده هنجارهای مورد حمایت خود جلوگیری کند.
بهاین ترتیب، حقوقبشر ایدهای مطلوب تلقی میشود که مدعی تحقق آرمانهای انسانی است و از سوی دیگر ابزارهای قدرتمندی برای تحمیل خود در عرصه بینالمللی فراهم آورده است. طبع بینالمللی پیش گفته در کنار این دو ویژگی، حقوق بشر را گاهی از سطح آرمان انسانی یا حتی نظام حقوقی به ابزاری برای دیپلماسی دولتها در عرصه بینالمللی تنزل میدهد. بهاین ترتیب حقوق بشر علاوه بر وجه اخلاقی و حقوقی، وجهی سیاسی نیز مییابد که از قضا میتواند آن را در جهتی مخالف آنچه باید باشد، جریان دهد. سیاست، حقوق را هرجا بخواهد میبیند و هرجا بخواهد بر آن چشم میبندد. دولتهای قدرتمند امروز از حقوق بشر برای توجیه سیاست خارجی خود بهره میبرند و از آن جهت که نهادهای بینالمللی بازتاب نظرات دولتهاست با تحمیل نظرات خود به دیگران میکوشند اجماعی در این حوزه به نفع خود فراهم آورند. اگر سه سطح گوناگون مواجهه با حقوقبشر یعنی ایده فلسفی، قواعد حقوق و بازیهای سیاسی بخوبی شناسایی نشود، صدمات جدیای میتواند به وجهه بینالمللی یک کشور وارد کند و بدیهی است که بازیگران هرکدام از این سه عرصه متفاوتند.
دکتر قاسم محمدی
معاون پژوهشی مرکز تحقیقات حقوق بشر