الزامات اکثریت بودن

از نکات مهم و آموزه هایی که جریان اصولگرا باید در سرلوحه کار خود قرار دهد ، عبرت گرفتن از فرجام جریان دوم خرداد است و بی تردید در صدر عبرتها ، یاد گرفتن و عمل به الزامات اکثریت بودن است.
کد خبر: ۱۰۰۹۴۱

جریان دوم خرداد به رغم تلاشهای برخی دلسوزان و مشفقان چون خاتمی و کروبی از سوی افراطیون و رادیکال ها مصادره شد و به گونه ای که در پایان 8 سال «عبور از خاتمی» به «عبور از حکومت دینی» تبدیل شد و این اقدام از سوی افراطیونی که با شعار «حمایت از خاتمی و خاتمی را تنها نخواهیم گذاشت» به مجلس ششم و بسیاری از مسوولیت ها راه یافته بودند ، صورت گرفت . جریان دوم خرداد «جای دوست و دشمن را عوض کرد» و این بزرگترین ضربه به قواعد بازی سیاسی بود. بر این باورم که بازخوانی موفقیت ، شکست ، درسها و عبرتهای دوم خرداد ضرورت انکارناپذیری برای جامعه بخصوص جریان اصوالگراست چرا که با «یکپارچه شدن حاکمیت» و موفقیت اصولگرایان در انتخابات های متعدد ، اینک این جریان اصولگراست که از موضع اکثریت قاطع در جامعه ، حکمرانی و سخنگو می گوید. اکثریت بودن و اداره امور جامعه را در دست داشتن ، محتاج لوازم است . در نگاهی اجمالی اهم الزامات اکثریت بودن جریان اصولگرا را در موارد زیر می دانم :
(یکم) ؛ حفظ وحدت جریان اصولگرا: بی شک هر جریانی که به اکثریت می رسد ، باید تمام اهتمام خود را برای خدمت به مردم و کارآمدی بیشتر نظام اجرایی صرف کند. مردم به جریان اکثریت رای داده اند که تنشهای سیاسی به حاشیه رانده شود و مسوولان فرصت اصلی را صرف انجام وظایف قانونی و عمل به شعارها و برنامه هایی کنند که در موسم انتخابات وعده داده اند. درگیری های داخلی میان جریان اکثریت بی تردید از نظر افکار عمومی حمل بر قدرت طلبی خواهد شد ، مگر آن که شخص یا گروهی بخواهد از موقعیت اکثریت سوءاستفاده کند که آنگاه وظیفه جریان های اصیل مقابله و افشاگری با آن بازی های سیاسی است . به هر صورت هم اکنون جریان اصولگرا باید وحدت گذشته را بازیابد ، بر اشتراکات خود که بسیار زیاد است ، تمرکز کند و اختلافات را به حاشیه براند و در این میان ، نقش آقایان حدادعادل و احمدی نژاد برای رسیدن به وحدت بسیار مهم است. این دو بزرگوار هم به دلیل جایگاه رسمی و قانونی و هم وجاهتی که در جریان اصولگرا دارند ، می توانند راهبری این مهم را عملی سازند.

(دوم) ؛ پاسخگو بودن : جریان اکثریت باید همواره در برابر عملکرد انجام شده و برنامه هایی که دارد ، پاسخگو باشد و در صدر همه مقامات دولتی هستند ، چراکه بخش اعظم اداره امور ، انحصار منابع و اختیارات در دست دولت است لذا شرح صدر داشتن ، انتقادپذیر بودن ، گوش شنوا داشتن برای حرفها و سخنهای مختلف بویژه منتقدان و مخالفان ، محترم شمردن حقوق اقلیت و نظارت پذیر بودن را باید از مصادیق بارز پاسخگویی برشمرد. نباید دولت گمان کند که همه رسانه ها بخصوص رسانه ملی باید مبدل به تریبون تمجید و ستایش یک سویه از دولت شود. رسانه ها بخصوص رسانه ملی در عین حال که هم اکنون متهم به دولتی شدن و تبلیغ بی رویه از دولت شده است اما خود را موظف به حمایت از دولت و پاسداشت آرای اکثریت می داند ، با این همه در جهت استقلال رسانه و صیانت از اعتماد عمومی مردم باید اشکالات ، نقایص و ضعفها را نیز بازتاب دهد و انتظار آن است که دولت محترم ، این مهم را خود بیش از مسوولان رسانه دنبال کند.

(سوم) ؛ اعتدال و میانه روی : جریان اکثریت باید افراطیون و رادیکال ها ، غالی ها را به کنار بزند ، از هرگونه افراط و تفریط خودداری کند و اعتدال و میانه روی را پیشه خود سازد. این رویکرد هم در سیاست داخلی و بخصوص سیاست خارجی باید بازتاب یابد. در این رویکرد است که نخبگان به حاشیه رانده نمی شوند و از تمام ظرفیت های نظام بدرستی استفاده می شود. درس بزرگ اعتدال آن است که افراطیون و رادیکال ها نباید صحنه گردان باشند و سخنگویی اکثریت را کنند.

(چهارم) ؛ اخلاق و ادب اکثریت : ادب اکثریت ایجاب می کند که دولت به عنوان عالی ترین نهاد قدرتمند ، همه شهروندان را خودی بداند. دیگر آن که در مقام دفاع از حقوق اقلیت اقدامات بایسته ای را به عمل آورد. جریان سیاسی اقلیت نباید خود را در حاشیه ببیند. برقراری تعامل با نخبگان ، بهره گیری از دیدگاه ها و تجارب آنان که نمادی بزرگ از چندصدایی ، تضارب آرا و به رسمیت شناختن حقوق منتقدان و مخالفان است ، موجب افزایش همگرایی منتقدان با جریان اکثریت و در نتیجه افزایش کارآمدی نظام اجرایی خواهد شد. و با این روش منتقدان و مخالفان خود را بخش محذوف جامعه نمی دانند.

(پنجم) ؛ قانونگرایی : قانون باید فصل الخطاب همگان در اداره جامعه باشد اما برای اکثریت ، رعایت قانون یک اصل انکارناپذیر است. در سایه قانونگرایی تبار گماری به حاشیه رانده می شود و شایسته سالاری در عزل و نصب ها جایگزین آن می گردد ، یکه سالاری و استبداد رای برای همیشه به فراموشی سپرده می شود و رای اکثریت ، انتخابات ، قوه قانونگذاری و بالاخره آیین نامه و مصوبات قانونی جایگزین آن می شود.

(ششم) ؛ اغتنام فرصت ها: جریان اکثریت باید بداند ادبار و اقبال افکار عمومی به اشخاص یا جریان سیاسی دائمی نیست. مردم پیمان اخوت دائمی با یک جریان سیاسی نبسته اند. جریان های سیاسی می آیند و می روند ، لذا جریان اکثریت بویژه دولت باید قدر این فرصتها را بداند. بزرگترین بهره گیری از فرصت ، عمل به وظیفه قانونی و تلاش برای خدمت به مردم است عملی کردن گفتمان اغلب جامعه که همانا عدالت خواهی ، مبارزه با مفاسد ، سازندگی ، آبادانی و پیشرفت همه جانبه ایران اسلامی است . اصولگرایی نه لیبرالیسم ، نه بنیادگرایی و نه محافظه کاری است. اصولگرایی و شاخصه های آن را رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با کارگزاران نظام بر پایه «ایمان و هویت اسلامی و انقلابی» «عدالت» ، «حفظ استقلال همه جانبه کشور» ، «جهاد علمی» ، «تثبیت و تعمیم آزادی» ، «اصلاحات اصولگرایانه و نه امریکایی و رضاخانی» و «شکوفایی اقتصادی کشور و رسیدگی به زندگی مردم» تبیین فرمودند. جریان اکثریت هم باید به تبیین این شاخصه ها و مهمتر پاسداشت آن همت گمارد. جریان اصولگرا بی شک در مهمترین آزمون عمر سیاسی و تاریخی خود قرار دارد. دولت ، مجلس شورای اسلامی ، شوراهای اسلامی شهر و روستا و شهرداری ها و دیگر نهادهای منتسب به اصولگرایان نیز باید خود را مخاطب این فراخوان بزرگ رهبری بدانند.

علی دارابی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها