حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ و سخنان مایک پنس، معاون رئیسجمهور آمریکا مبنی بر حمایت ایالات متحده از اتحادیه اروپا و ناتو با توجه به سخنان گذشته انتقادی دونالد ترامپ چگونه قابل ارزیابی است؟
از آغاز دوران ریاست جمهوری ترامپ یکی از موارد اختلافی میان آمریکا و اروپا به موضوع سهمیه مالی پرداختی اعضای ناتو مربوط میشود. البته ترامپ این مورد را در مبارزات انتخاباتی خود هم بیان کرده بود که اعضای اروپایی ناتو باید سهمیه بیشتری را از هزینههای این پیمان دفاعی به عهده بگیرند و شرایط دیگر بر طبق موازین گذشته پیش نخواهد رفت. این مسأله موجب نگرانی شدید اعضای اروپایی ناتو شده بود، طوری که در نشست اخیر وزرای دفاع این پیمان در بروکسل، مجددا جیمز ماتیس، وزیر دفاع آمریکا خواستار افزایش سهمیه اروپاییها شد. این اظهارات مقامات آمریکایی با واکنش اروپاییها روبهرو شد، طوری که «یان کلود یونکر» رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا در این رابطه یادآور شد هزینههایی را که صرف ایجاد صلح، ثبات، توسعه و کمکهای بشردوستانه توسط کشورهای اروپایی میشود هم باید به حساب آورد. آمریکاییها معتقدند کشورهای اروپایی عضو ناتو بایستی 2 درصد تولید ناخالص داخلی خود را به هزینههای دفاعی اختصاص بدهند در صورتی که در عمل کشورهای استونی، بریتانیا، یونان و برخی کشورهای دیگر این معیار را رعایت میکنند. حتی آلمان که در اتحادیه از اقتصادی قدرتمند برخوردار است، سال 2014 به میزان 2/1 درصد تولید ناخالص داخلی خود را به این امر اختصاص داده است. لازم است در این بخش اشارهای هم به سهم آمریکا داشته باشیم. این کشور در سال 2013، 72 درصد هزینههای این پیمان دفاعی را به عهده گرفته بود در حالی که در سال 1996 این رقم 56 درصد بود. از دید آمریکا ادامه این روند مقدور نخواهد بود و به همین جهت مقامات ارشد واشنگتن از جمله جیمز ماتیس و مایک پنس سعی کردهاند ضمن دلجویی از اروپاییها بر خواستههای پیشین خود مبنی بر مشارکت بیشتر برای تامین هزینههای ناتو پافشاری کنند. خواستهای که اجابت آن با توجه به بحران اقتصادی اروپا بسیار مشکل به نظر میرسد.
*چه نوع از چالشهای امنیتی پیش روی اروپاست که قادر است امنیت آمریکا را هم تحتتاثیر قرار دهد؟
اول، تشدید روند ورود پناهجویان به کشورهای اروپایی است طوری که استقرار و حتی بازپس فرستادن آنها باعث ایجاد بحرانهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی خواهد شد.
دوم، مقابله با تنش و مناقشههای فزاینده ناتو با روسیه بخصوص در مناطق اروپای شرقی و دریای سیاه است. این موضوع باعث افزایش بیثباتی استراتژیک، مسابقه تسلیحاتی و در نهایت امکان خطر بروز جنگ بویژه اتمی است.
سوم، رشد احزاب راست افراطی پوپولیسم در کشورهای اروپایی و خطر بالقوه به قدرت رسیدن آنهاست. بخصوص بعد از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، این موضوع تشدید شده است. اکنون احزاب افراطی از جمله حزب «جبهه ملی فرانسه»، «آلترناتیو برای آلمان»، جنبش «پنج ستاره» در ایتالیا و کشورهای دیگر از جمله هلند میداندار صحنه سیاست شدهاند و با توجه به انتخابات کشورهای فرانسه، آلمان و هلند در سال 2017 این موضوع اهمیتی ویژه یافته است. این احزاب اگر به قدرت دست یابند روند همگرایی در اتحادیه اروپا را با چالش جدی روبهرو خواهند کرد و در نتیجه واگرایی و تضعیف اتحادیه محتمل خواهد بود. این بیثباتی سیاسی در اروپا به آمریکا هم سرایت خواهد کرد. تجربه هم این موضوع را به اثبات رسانده است که بحرانهای گوناگون از جمله اقتصادی و امنیتی دو سوی آتلانتیک را تحتتاثیر قرار میدهد که میتوان بحران سال 2008 را ذکر کرد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....