در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما نوشتهاید «تقریبا» اطمینان دارید، صفت تقریبا برای چنین اتهام و مشکل بزرگی واقعا کافی نیست، ممکن است اشتباه کنید، پس قبل از اینکه مادرتان را در جریان بیوفایی پدر قرار دهید، به پیامدهای این کار کاملا فکر کنید. افراد خانواده میتوانند کینهها را برای مدت زمان بیشتری نگه دارند و شرایط را بدتر کنند. کمک گرفتن از یک مشاور که بدون قضاوت و با تخصص خود بتواند از زاویهای دیگر به مسالهای که در ذهن تان است نگاه کند، ممکن است بسیار موثرتر باشد.
از طرفی در شرایطی که خانوادهای با خیانت روبهرو میشود، فکرکردن به جنبههای مثبت زندگی گذشت، بسیار سخت است. علاوه برآن، خانوادهای که از جانب پدر خیانتدیده برای تخلیه هیجانات منفی و شوک ناشی از خیانت ممکن است از افراد فامیل کمک بگیرد و اغلب در گفتوگو با آنها تمام تلخیها و سختیها را بیان کند، نه لحظات خوب و شیرینی که با هم داشتهاند. خانوادهها نیز قضاوتگرایانه برای کمک به حل این مساله و نجاتدادن فرد از این شرایط وحشتناک توصیههایی میکنند که گاهی مساله را سختتر و پیچیدهتر کرده که این راه هم به شما توصیه نمیشود.
سلام، من شخصی را چهار سال دوست داشتم، یکسال است که سعی میکنم به او دیگر فکر نکنم و فراموشش کنم این حس هم کاملا یکطرفه است، اما نمیتوانم و تمام ذهنم درگیر اوست...
رنج دوست داشتن کسی که هیچ علاقهای به شما ندارد، واقعاً مشکل است و توام با احساسات ناامیدی، یاس و افسردگی است و زمانی که فکر کنید آن فرد دقیقاً همانی است که میخواهید، این احساسات قویتر هم میشود. بیشتر آدمها با امید اینکه روزی بتوانند به هر قیمتی و با هر وسیلهای به وصال محبوب برسند روزگار میگذرانند اما در حقیقت این امیدها هیچوقت به واقعیت بدل نمیشود و آنها را دچار احساس ناکامی در زندگی میکند. اگر کسی را با تمام وجود دوست داشته ولی پاسخی در قبال این دوست داشتن خود دریافت نکرده و هنوز نتوانستهاید با احساسات خود کنار بیایید، گذشتن از پنج مرحله میتواند به شما در فراموش کردن کمک کند.
1ـ انکار کردن: در ابتدا ممکن است فراموش کردن محبوبتان باور نکردنی به نظر برسد. شوکهشدن، بیحسی و کرختی بعد از مواجهه
با این واقعیت که شخص مقابلتان علاقهای به شما ندارد، احساسات طبیعی است که در این زمان تجربه میکنید. پس از تحلیل رفتن تدریجی و کمتر شدن شوک اولیه، احساس درد، غم و گناه در این مرحله کمتر میشود.
2ـ عصبانیت: این مرحله سختترین مرحله برای مدیریت خودتان است. وقتی از مرحله انکار واقعیت عبور میکنید و شرایط را همانطور که هست میبینید، عصبانیت ایجاد میشود.
در این مرحله فرد حمایت کسی را نمیپذیرد و هرگونه کمکی را رد میکند. فرد میخواهد هر کسی و هر چیزی را برای این فقدان سرزنش کند. سوالی که افراد در این مرحله از خود میپرسند این است که «چرا من؟» «چرا او مرا رها کرد؟»
3ـ چانه زدن: این مرحله، ادامه مرحله عصبانیت و خشمگین شدن است. چانهزنی تقریباً همیشه یک گفتوگو با تمام قدرت است؛ فرد تمام تلاشش را میکند تا در مقابل رفتن شخص محبوب بایستد و به هر نحوی و با هر وسیلهای او را برگرداند.
4ـ افسرده شدن: مرحله چهارم بیشترین قابلیت را دارد تا فراموش کردن محبوب را تبدیل به فقدانی ناتوان کننده برای همه عمر کند. وقتی که فرد نبود فرد مورد علاقه خود را میپذیرد، فقدان را قبول میکند و کاملاً دچار ناامیدی میشود و در واقع در این مرحله قرار میگیرد. خیلی مهم است که متوجه تفاوت بین غمگینی طبیعی ناشی از فقدان و افسردگی بالینی (این نوع افسردگی نیاز به درمان دارد) بشویم. احساساتی مانند ناامیدی، پوچی و احساساتی مانند کنارهگیری و غمگینی شدید در طول این مرحله طبیعی هست.
5 ـ پذیرفتن واقعیت: پذیرش آخرین مرحله فراموش کردن است. این مرحلهای است که هر کسی برای رسیدن به آن تلاش میکند. در این مرحله فرد با خودش آشتی کرده و خود را آماده میکند تا با آرامش از آن عبور کند و با فرد مورد علاقه در صلح قرار گیرد. در این مرحله او که در مرحله خشم از دست او عصبانی بود حالا با او در صلح است و میپذیرد که او رفته و فرد به مرور زمان به زندگی برمیگردد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: