حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تبانی، شائبه تبانی، سوءتفاهم، برداشت غلط، جنجالآفرینی... هر واژهای که برای ماجرای پیرامون این پنالتی کذایی به کار ببرید باز هم موافقان و مخالفان یقه همدیگر را رها نمیکنند. همان طور که واژههای «محکم، سریع، به چپ / بچرخ» به ادبیات فوتبالی ما اضافه شد، مثل آدامسی که به کف کفش میچسبد و هر کاری کنی رهایت نمیکند.
بزرگترها میگویند نباید به این ماجرا دامن زد و آتش جوانترها تند است. آنها دلشان «افشا کن، افشا کن» میخواهد. این که به هر قیمتی حرفشان را به کرسی بنشانند و ثابت کنند بالاخره سندی محکم برای تبانی یا آن طور که خودشان میگویند «گاوبندی» به دست آمده و نباید این سرنخ را رها کرد. باید آنقدر آن را ادامه داد تا پرده از رازهای بزرگتر برداشته شود. برخی از هواداران پرسپولیس بشدت اصرار دارند یک چیزی وجود دارد همان طور که سالها بعضی از استقلالیها قسم میخوردند که سعید مظفریزاده در دیدار جنجالی پرسپولیس ـ سپاهان عمدا آنقدر وقت اضافه گرفت تا سپهر حیدری گل بزند و پرسپولیس قهرمان لیگ برتر شود.
چطور میشود این بخش از هواداران دوآتشه را قانع کرد که حقیقت همیشه آن چیزی نیست که آنها فکر میکنند؟ چطور میشود خوشبینها را قانع کرد که هر جا دستههای اسکناس روی هم تلنبار شود ممکن است دست و دل کسی بلرزد و فساد و تباهی و تبانی شکل بگیرد؟
بخش بزرگی از این اتفاقات به این دلیل رخ میدهد که اعتماد میان ما رخت بربسته است. ذهنمان پر از سوءظن و تردید شده و حرف هم را باور نمیکنیم. این فقط فوتبال نیست که بیاعتمادی مثل خوره به جانش افتاده است و دوستان یکشبه دشمن میشوند، رفقا به هم پشت میکنند و هواداران با واژههای دُرشت از خجالت هم درمیآیند. فکر میکنید در بازار و اقتصاد اوضاع بهتر از این است؟
این ماجرا هم دیر یا زود با موج ماجرای بعدی از یاد میرود، اما بیاعتمادی مثل زالویی که خون ما را میمکد هر روز چاقتر و خطرناکتر میشود و یک روز همه چیز را با هم میبلعد!
مهدی توتونچی
روزنامه نگار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....