نهادهای بین المللی به داد زندانیان ابوغریب برسند

یک مستند ساز ایرانی که چند ماهی در بند آمریکاییها در ابوغریب بوده است ، با ارسال نامهای به صلیب سرخ جهانی با تشریح شرایط این زندان خواستار توجه نهادهای بین المللی مسئول به شرایط زندانیان در بند ابوغریب شد.
کد خبر: ۹۶۹۴۳

در نامه «فرشید فرجی» که سال گذشته به عنوان مستند ساز برای یک شبکه تلویزیونی آمریکایی کار می کرد و به مدت 4 ماه در بند اشغالگران آمریکایی در ابوغریب زندانی بود و نسخهای از آن برای خبرگزاری فارس نمابر شده ، خطاب به دبیرکل سازمان صلیب سرخ جهانی نوشته است:
«سال گذشته درست در چنین روزی بود که وارد جایی در این دنیا شدم که نه تنها نوشتن جرم بود بلکه داشتن یک تکه کاغذ هم باعث تنبیه می شد ، در حالیکه حتی قلمی در کار نبود و شاید تنها دلیل نوشتن برای شما این باشد که امروز قلم و کاغذی در دست دارم اما من حرفی برای گفتن به شما که در گذشته بسیار به بشریت خدمت کردهاید ، ندارم. پس بگذارید برایتان از خاطرهای بگویم:
دراولین روزی که وارد زندان ابوغریب شدم و مرا بهداخل آن سلول وحشتناک که مملو از زندانیها بود انداختند ، بعد ازمدت زیادی که در سکوت مطلق ، بدون اینکه صدائی رابشنوم، بهت زده ، فقط به اطرافم نگاه کردم واز خود پرسیدم که چه کرده ام که اینجا هستم و البته هیچ پاسخی پیدا نکردم.
اولین جمله ای که به زبان آوردم سوالی بود ، در مورد شما.از دیگر زندانیان پرسیدم: آیا ماموران صلیب سرخ به اینجا می آیند؛ پاسخ آنها، مثبت بود و امید بخش: "می آیند"خوشحال شدم که لااقل خبر زنده بودن و دستگیر شدنم به خانوادهام میرسد ، سوال بعدی هم در مورد شما بود، کی می آیند؛
وقتی که چهره آنها رنگ تردید بهخود گرفت و نگاههایشان به یکدیگرافتاد ، نگران شدم، اما جوابشان بعد از سکوتی طولانی همان بود: می آیند... انتظار آغاز شد...
در تمام مدتی که در آن جهنم بودم، روزهایم را با تماشای طلوع خورشیدی که از پشت سیمهای خاردار بالا میآمد آغاز کردم.... ، به امید دیدن شمادر آن روز.من در آن انتظار تنها نبودم.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید ، هر بار که کسی وارد ابوغریب می شد که لباس نظامی به تن واسلحه ای در دست نداشت ، حتی وقتی که او را نمی دیدیم ، فقط با شنیدن فریاد: صلیب....صلیب.... دیگران همه ، هیجان زده ، به پشت سیمهای خاردار می دویدیم ، اما می دانید که هربار، همه ما سرافکنده بازگشتیم ومن در پایان هر روز ، هنگام غروب ، به امید دیدن شما در روزبعد ، باز به پنهان شدن خورشید ، پشت همان سیمهای خاردار نگاه کردم
میدانید که دیدار شما ، هیچگاه برای من و دیگر زندانیان بی گناه ابوغریب اتفاق نیفتاد.
حال یک سال از آن روزهای وحشتناک گذشته و من شاید خوشبخت ترین بین آنهمه بی گناه بودم که امروز آزادم و در کنار خانواده و دوستانم هستم.
اما میدانید که برای هرکس در زندگیش اتفاقاتی میافتد که هرگز نمی تواند آنها را فراموش کند. برای من این چشمان منتظر دوستانم در پشت آن دیوارها است که فراموش نشدنی است.
امیدوارم ، هنوز هم اگر کسی از آنها بپرسد که آیا صلیب سرخ به اینجا می آید.. جوابشان ، او را امیدوار کند و امیدوارم یکی از همین روزها که با اشتیاق دویده و به سیمهای خاردار میچسبند... یکی از شما را ببینند.
می دانم که عراق کشوری است ناامن ، و جاده ابوغریب خطرناک... اما مسئولیت سنگینی به عهده دارید پیشاپیش سپاسگذار تلاش مقدستان هستم...»
فرجی امروز جمعه با مراجعه به نمایندگی سازمان صلیب سرخ جهانی در تهران نامه خود را تقدیم مقامهای مسول این سازمان کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها