چرا Segway چنین شکست سختی خورد؟

پیاده خواهم رفت

سعی کنید تمام محصولاتی را که با شعار ایجاد انقلاب در زندگی دیجیتال افراد به بازار عرضه شدند به یاد بیاورید. تعدادشان زیاد است، نه؟ اجازه دهید دامنه‌ جست‌وجو را کمی کوچک‌تر کنیم؛ آنهایی را به خاطر بیاورید که واقعا موفق شدند. حاضرم شرط ببندم آیفون اپل در این فهرست جای می‌گیرد. حال محصولی را تصور کنید که استیو جابز که آیفون را معرفی کرد، در موردش بگوید «اتفاقی بزرگ‌تر از رایانه شخصی». محصولی که قرار بود جایگزین یکی از بنیادین‌ترین کارهای انسان شود: راه‌ رفتن! اگر هنوز راه می‌روید، قاعدتا می‌توانید حدس بزنید پایان این انقلاب چه شد! ولی بگذارید داستان Segway، یکی از جنجالی‌ترین و بزرگ‌ترین شکست‌های تاریخ فناوری را با هم مرور کنیم.
کد خبر: ۹۶۴۶۸۰

سال 2001 همه‌‌جا صحبت از دستگاه مرموزی بود که مخترع معروف آمریکایی به نام دین کمن (Dean Kamen) در حال ساختش بود. مخترعی که با ساخت ویلچری که می‌توانست از پله بالا برود به شهرت رسید و بیش از صد گواهی ثبت اختراع داشت. نام دستگاه هنوز مشخص نبود و آنقدر مرموز بود که نام «آن» دستگاه (IT) را روی آن گذاشتند. پیش از رونمایی آن، سخنان عجیب و اغراق‌آمیزی در مورد آن از سران دنیای فناوری شنیده شد. استیو جابز در جایی گفت این دستگاه «عظیم‌تر از رایانه شخصی» است و سرمایه‌گذار مشهور شرکت‌هایی مانند نپستر و آمازون، جان دوئر پا را از این فراتر گذاشت و آن را «مهم‌تر از اینترنت» دانست!

این دستگاه جنجالی محصول یک یا دو سال نبود، دین کمن بیش از ده سال مشغول کار روی طراحی و جزئیات مهندسی آن بود! اختراع آن در همین سال ثبت شد و شرکتی که کمن ثبت‌ کرد برای ساخت این دستگاه، سرمایه‌ای حدود صد میلیون دلار جذب کرد. بله، همه چیز برای یک انقلاب آماده بود: فناوری سطح بالا، سرمایه‌ اساسی و البته اشتیاق رسانه‌ای و عمومی. کمن پیش از رونمایی، درباره‌ دستگاهش گفت: «این دستگاه نسبت به ماشین، مانند ماشین خواهد بود نسبت به اسب و درشکه!»

رونمایی از «آن»

بالاخره پس از ماه‌ها صحبت و بحث، در دسامبر 2001، کمن طی مراسمی در برایانت پارک نیویورک از دستگاه «ترابری انسان» (Human Transporter) که Segway نامیده می‌شد، رونمایی کرد. نام Segway از کلمه‌ ایتالیایی segue به معنای انتقال نرم از جایی به جای دیگر گرفته شد و پیش‌بینی کمن این بود که شرکت می‌تواند حدود 50 هزار عدد از آن را تنها در سال نخست به فروش برساند و تا سال 2002 فروشی معادل 12 میلیارد دلار داشته باشد. اما این Segway پرحاشیه دقیقا چه بود؟

Segway یک وسیله‌ دوچرخ با دسته‌ای رو به بالا بود که فرد با ایستادن روی آن و کمی خم شدن می‌توانست حرکت کند. به عبارتی، پدر هاوربردهای (Hoverboard) امروزی که در بازار ایران هم به فروش می‌رسند. Segway از دیدگاه فیزیکی یک «آونگ وارونه» نامیده می‌شود و سیستم کنترلی یک آونگ وارونه به‌صورت درجا و بدون تأخیر، یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مسائل در زمینه‌ کنترل به شمار می‌رفت. Segway از سیستم‌های ژیروسکوپی و کنترلی پیچیده‌ای بهره می‌گرفت که به فرد اجازه می‌داد با خم شدن به سمت جلو یا عقب، به این دو سمت حرکت کند. علاوه‌بر این، سیستمی برای چرخش در دسته‌ این وسیله تعبیه شده بود که امکان چرخش درجا را نیز به کاربر می‌داد. میزان این حرکت‌ها نیز به مقدار جابه‌جایی دسته توسط فرد بستگی داشت.

از نظر فنی، این وسیله‌ 30 کیلوگرمی‌ از باتری‌های لیتیوم‌-یون با پایه‌ فسفات قدرت می‌گرفت که با برق خانه قابل شارژ بود. تعادل Segway به کمک یک رایانه دوگانه با نرم‌افزار تولیدی خود شرکت، دو حسگر تمایلی (Tilt Sensors) و پنج حسگر ژیروسکوپ تأمین می‌شد. حداکثر سرعت Segway به 20 کیلومتر بر ساعت می‌رسید و با یک‌بار شارژ کامل، امکان طی مسافتی 39 کیلومتری را داشت. Segway برای حرکت روی سطوح تخت یا با شیب کم طراحی شده بود و شرکت آن را به‌عنوان انتقال‌دهنده‌ای میان راه‌ رفتن و ماشین تبلیغ می‌کرد.

زمین سخت

فروش Segway رسما از سال 2002 و با عرضه در اروپا و آمریکا آغاز شد. شرکت به فروش در ابعاد بالا خوشبین بود و سرمایه‌گذاران بیش‌بینی می‌کردند Segway شرکتی باشد که سریع‌تر از هر شرکت دیگری در تاریخ به رقم فروش یک‌میلیارد دلار برسد‌؛ پیش‌بینی‌ای که هرگز به واقعیت منجر نشد و برعکس، استقبال از Segway بسیار ضعیف‌تر از حتی بدبینانه‌ترین سناریوها بود.

اما مشکل Segway در کجا نهفته بود؟ چرا این وسیله‌ متفاوت تا این حد در جذب مخاطب ناتوان بود؟ مساله‌ نخست، مانند بسیاری از محصولات جسورانه‌ دیگر، قیمت بود. وسیله‌ای که به دنبال جذب میلیونی مشتریان بود، با قیمت 5000 تا 6000 دلاری‌‌، درصد زیادی از آنها را از خریدش ناامید و منصرف کرد. هر چه باشد، راه رفتن رایگان درمی‌آمد!

مشکل دیگر،‌ امنیت Segway بود. مردم نسبت به امن بودن این وسیله مشکوک بودند و این شک با سه اتفاقی که در طول چند سال بعد از عرضه‌‌ آن رخ داد، چند برابر شد. اولین اتفاق سال 2003 پیش آمد، زمانی که جورج بوش در تعطیلات از روی Segway به زمین افتاد. حادثه‌ای که توسط روزنامه‌نگار مشهور انگلیسی، پیرس مورگن به سخره گرفته شد تا خود مورگن هم چهار سال پس از آن از روی Segway به زمین خورد و سه دنده‌اش شکست! اما ماجرای سوم و عجیب‌ترین آنها سال 2010 پیش آمد؛ زمانی که سرمایه‌گذار انگلیسی، جیمی هسلدن که بتازگی شرکت را خریده بود، با Segwayاش از صخره‌ای سقوط کرد! هسلدن بیچاره مرد و به همراهش تمام رویاهای شرکت برای فروش محصولاتش!

به همه‌‌ اینها اضافه کنید مشکلات قانونی Segway در کشورهای مختلف که شهرداران نمی‌دانستند Segwayسواران را باید به عنوان عابر (غیرپیاده!) در نظر بگیرند یا به عنوان سواره و در کنار ماشین و موتورسیکلت!

در پایان، Segway هیچ‌‌گاه نتوانست انقلابی را که سازندگانش در نظر داشتند به راه بیندازد و حتی به‌عنوان محصولی نسبتا موفق هم ارزیابی شود. تخمین‌ها حاکی از فروش تنها 50هزار عدد Segway در دنیاست و شرکت سازنده‌اش هم سال 2015 به شرکت چینی Ninebot فروخته شد. مجله‌ تایم Segway را به عنوان یکی از ده شکست بزرگ تکنولوژیک دهه‌ اخیر عنوان کرده است!

درس‌ها

کمی پیش‌زمینه در مورد محصول بد نیست! درست است که شرکت‌ها همه‌ سعی‌شان را در مخفی نگه داشتن محصول تا زمان ارائه انجام می‌دهند. اما Segway تمام هیجانش را بر مرموز بودن گذاشته بود. رسانه‌ها و افراد مشهور وسیله‌ای را تحسین می‌کردند که هیچ‌کس هنوز ایده‌ای نداشت چیست!

انتظار بیهوده ایجاد نکنید. اغراق بیش از حد درباره‌ یک محصول ممکن است ضربه‌ای به اعتبار محصولتان بزند که براحتی قابل جبران نباشد. بگذارید انقلابی بودن یک محصول را کاربرانتان تشخیص دهند.

تفاوت «اختراع» و «نوآوری» را بدانید. Segway بیش از آن‌که یک نوآوری مانند آیفون باشد، یک اختراع بود. تضمینی نیست یک اختراع با بازخورد مثبت مردم روبه‌رو شود، زیرا تحت شرایط خاص و محدود طراحی و تولید می‌شود.

محمود صادقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها