حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سراغ بیژن گورانی رفتیم که از قضا سالهای متمادی است طراح جدول ضمیمه روزنامه جامجم هم هست و در نزدیکی پایتخت در شبکه استانی قزوین قریب به 15سال است که گویندگی و اجرا میکند. او که کار خودش را مثل خیلی از مجریان از اجرا در مدرسه آغاز کرده، فارغالتحصیل زبان و ادبیات آلمانی از دانشگاه شهید بهشتی است. گفتوگوی قاب کوچک را با این هنرمند 42ساله بخوانید.
چطور شد که به سمت اجرا و گویندگی رفتید؟
از کودکی به این کار علاقه داشتم. هر وقت که مجریان تلویزیون را با لباس آراسته و بیانی شیوا در قاب تلویزیون میدیدم، لذت میبردم و دلم میخواست جای آنها باشم. یادم میآید که متن انشایم درباره این که میخواهید در آینده چه کاره شوید؟ با پاسخ «مجریگری» نوشته میشد. مثل بسیاری از همکارانم در این حرفه، از اجرا در صف مدرسه و شعر و دکلمهخوانی و شرکت در فعالیتهای عمومی مدرسه آغاز کردم تا این که سال 80 در آزمون گویندگی و اجرای شبکه قزوین شرکت کردم و قبول شدم.
در این سالها چه برنامههایی را گویندگی و اجرا کردهاید؟
برنامههای زیادی بوده که در رادیو قزوین گویندگی کردهام که همه آنها را در خاطر ندارم. ولی چند سال به طور مستمر برنامه عصرگاهی شبکه را گویندگی میکردم و همینطور ویژه برنامههای مناسبتی مختلف مثل اعیاد، سوگواریها، جشنهای ملی مذهبی و... را گویندگی کردهام و در حال حاضر هم گوینده برنامه شبانگاهی «پنجره شبانه» هستم. در تلویزیون نیز پنج سال مجری برنامه ورزشی «نشاط» بودم و در سال گذشته هم برنامه گفتوگومحور «روزنه» را که به آسیبهای اجتماعی میپرداخت اجرا کردم. امسال هم مجری برنامه خانوادگی «رنگ زندگی» بودم و در حال حاضر برنامه شبهای مینودری شبکه قزوین را اجرا میکنم.
گویندگی در رادیو سختتر است یا اجرا در تلویزیون؟
هر کدام دشواریها و لذتهای خود را دارد. در رادیو تو هستی و یک میکروفن که همه حالتهای غم و شادی و هیجان و... را باید با صدایت به مخاطب برسانی، ولی در تلویزیون دکور، رنگ، لباس، حالات چهره و... به کمکت میآیند. هرچند که اجرای تلویزیون هم دشواریهای خود را دارد. ولی از بین این دو، رادیو را به خاطر صمیمیت و نجابتش بیشتر دوست دارم.
قبل اجرا به چه چیزهایی فکر میکنید؟
چند ساعت قبل از اجرا به موضوع برنامه فکر میکنم و علاوه بر متن که نویسنده برنامه در اختیارم میگذارد، خودم هم درخصوص آن موضوع با استفاده از منابع مختلف مطالبی را گردآوری و مطالعه میکنم. معتقدم هر چقدر مجری برنامه با آمادگی و دانش بیشتری در برنامه حاضر شود، ضرر نمیکند. هر نکتهای درخصوص موضوع برنامه میتواند دست تو را در یک جایی بویژه در بداههگوییها بگیرد. از طرفی تلاش همه عوامل برنامه از تهیهکننده و کارگردان و نویسنده گرفته تا تصویربرداران و صدابرداران و دیگران قرار است از زبان شما و توسط شما به مخاطب ارائه شود و این مسئولیت تورا سختتر میکند. اگر برنامه مهمانی هم برای گفتوگو داشته باشد، هم در مورد شخصیت و تخصص مهمان و هم سوالاتی که قرار است از او بپرسم؛ تحقیق و مطالعه میکنم تا بهترین سوال و جوابها را داشته باشم و به سوالاتی فکر میکنم که دغدغه بیشتر مخاطبان باشد نه خودم.
در حین اجرا چطور؟
در حین اجرا به هیچ چیز غیر اجرا توجه نمیکنم. در طی این سالها بارها شده است که با مشکلات زندگی مثل بیماری فرزندم، درگذشت پدر و مادرم و مواردی از این قبیل اجرا کردهام، ولی به محض ورود به استودیو، دیگر هیچ چیز ذهن و فکر مرا مشغول نکرده بجز اجرا تا به آرم پایان برنامه برسم. چراکه معتقدم مخاطب برنامه قرار نیست در غم و ناراحتی و مشکلات تو سهیم باشد او میخواهد برنامهای را ببیند یا بشنود که مورد علاقهاش است.
چطور میشود که یک گوینده یا مجری ماندگار شود؟
رمز ماندگاری در اجرا، صداقت با مخاطب است. اگر با بیننده تلویزیونی یا شنونده رادیویی روراست باشی و حرف دلت را بزنی، حتما او هم میپذیرد و تو را باور میکند. در کنار این موضوع باید دانش خود را افزایش دهی و مطالعه در همه زمینهها. اگر روزی برسد که گویندهای از روی غرور بگوید که همه چیز را بلدم روز مرگ اوست. به نظر من، دریای هنر گویندگی و اجرا آنقدر وسیع است که بیانتهاست و هر روز باید چیز تازهای بیاموزی. در شبکههای مختلف گویندگان و مجریان فراوانی بودهاند که چند صباحی آمده و بعد هم از خاطرهها محو شدهاند شاید دلیل اصلی آن غافل شدن از این دو موضوع بوده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....