حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مراد امروز در شعبه 35 دادگاه جنحه تهران به خاطر این «شیرینکاری» خود به سه ماه زندان و پرداخت غرامت محکوم شد. این هم ماجرایی که موجب محکوم شدن او گردید:
مراد از مدتها قبل میدانست فضه زن بیوه، پول فراوانی دارد که به نزول میدهد، به همین جهت درصدد بود به نحوی پولهای فضه را بالا بکشد ولی فضه که زن باهوشی بود فریب او را نمیخورد. تا اینکه یک روز مراد متوجه شد فضه را موقعی که برای گرفتن نزول پول خود به خیابان رفته بود، عوضی به جای گدا گرفته و با کامیون به سازمان کار بردهاند.
نقشه تازه و ابتکاری!
مراد که مطمئن بود فضه تا چند روز نمیتواند از سازمان خارج شود همان روز لباس مشکی پوشید و به خانه فضه آمد و در حالی که گریه میکرد به صاحبخانه اطلاع داد که فضه زیر ماشین رفته و مرده است.
مراد که خود را برادرزاده فضه معرفی میکرد اضافه کرد حالا میخواهد با فروش اثاثیه او و وسایل کفن و دفن عمهاش را مهیا کند.
مراد به اطاق فضه رفت و پول و جواهرات او را برداشت و اثاثیهاش را هم بین همسایگان حراج کرد و سپس به آنها گفت: میخواهم جنازه عمهام را به قم ببرم اگر مایل هستید میتوانم شما را برای تشییع جنازه با اتومبیل به قم ببرم. مراد سپس به بهانه آوردن اتومبیل از خانه فضه خارج شد و فرار کرد.
سه بار بیهوش شد
اما فضه ... او چند روز بعد پس از اینکه ثابت کرد گدا نیست از گداخانه آزاد شد و در میان بهت و تعجب صاحبخانه و همسایگانش به منزل آمد و دید اطاقش را اجاره دادهاند و اثری هم از اثاثیه نیست. وقتی همسایهها ماجرای فوتش را به او گفتند زن بیوه از غصه پولهایش سه بار بیهوش شد و با دوا و درمان همسایهها به هوش آمد و بالاخره علیه برادرزاده قلابی خود شکایت کرد. همسایههای فضه که مراد را دیده بودند دست به کار شدند و پس از چند هفته با نشانیهایی که به پلیس دادند مراد را موقعی که در کافهای با پولهای فضه مشغول عیاشی بود دستگیر و به دادسرای ناحیه 6 تهران اعزام گردید و زندانی شد و پرونده او پس از تکمیل به شعبه 35 دادگاه جنحه رسید.
امروز آقای مساوات رئیس دادگاه پس از شنیدن مدافعات مراد او را به سه ماه حبس و پرداخت خسارت فضه محکوم کرد.
4 مرداد 1340
نوزاد بیمغز!؟
نوزادی که در کاسه سر او مغز وجود نداشت فقط دو ساعت زنده بود . نوزاد عجیبالخلقه در دو فک 4 دندان داشت.
خبرنگار ما در سبزوار طی گزارشی مینویسد چند روز قبل زن حاملهای به نام آغابیگم یکی از اهالی قریه عباسآباد از توابع سبزوار که وضع زایمان او غیرطبیعی به نظر میرسید پس از انتقال به بیمارستان حشمتیه سبزوار به وسیله آقای دکتر منصور افلاطون پزشک جراح لشکر 11 تحت عمل جراحی قرار گرفت و در نتیجه نوزاد عجیبالخلقهای از شکم وی خارج گردید. وزن این نوزاد عجیبالخلقه سه کیلو و نیم بود و در کاسه سرش مغز وجود نداشت و در پشت سر او زواید استخوانی برجستهای به چشم میخورد. جالب اینکه نوزاد عجیبالخلقه دو دندان در فک بالا و دو دندان در فک پایین داشت و در بدو تولد قلب او با ضربان منظم میتپید و دست و پایش حرکت میکرد ولی بعد از دو ساعت فوت کرد. خبرنگار ما در گزارش خود اضافه میکند حال مادر نوزاد بعد از عمل جراحی کاملا خوب است و هماکنون در بخش جراحی بیمارستان حشمتیه سبزوار استراحت میکند.
3 مرداد 1341 اطلاعات
لقمه گلوگیر
«جبار» موقع ظهر که دست از کار کشید دلش هوس کلهپاچه کرد و در آن هوای گرم و دمکرده اهواز، خود را به یک دکان کلهپزی رسانید. بوی کلهپاچه اشتهاآور بود و جبار هم که دیگر از گرسنگی بیطاقت شده بود دستور یک خوراک کلهپاچه داد ... همین که ظرف کلهپاچه روی میز جلوی جبار قرار گرفت او که بشدت گرسنه بود باعجله مشغول خوردن شد ولی هنوز اولین لقمه را قورت نداده بود که دهانش باز ماند و چشمانش پر آب شد ...
هرچه کرد نتوانست لقمهای را که به دهان گذاشته فرو دهد زیرا یک قطعه استخوان در گلویش به طور افقی گیر کرده بود. کلهپز و سایر مشتریان هرچه خواستند استخوان را از گلوی جبار بیرون آورند ممکن نشد و بالاخره او را به بیمارستان رساندند بعد از یک عمل جراحی کوچک استخوان گلوگیر از گلوی کارگر گرسنه بیرون کشیده شد ولی همینکه جبار از بیمارستان بیرون آمد دوباره راه کلهپزی را پیش گرفت و از کلهپز پرسید: مردم از گرسنگی، بقیه کلهپاچه کجا است!؟
9 مرداد 1340 اطلاعات
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....