حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکترغلامرضا کریمی، استاد دانشگاه خوارزمی در همین راستا در گفتوگو با جام سیاست از نقش مخرب قدرتهای فرامنطقهای در بحران سوریه، اهداف ترکیه از ایجاد بحران در سوریه و احتمال شکلگیری جنگ سرد میان روسیه و آمریکا به دلیل تشدید اختلافات میان این دو کشور میگوید.
در طول حدود پنج سالی که از بحران سوریه میگذرد قدرتهای فرامنطقهای چه نقش مخربی را در بحران سوریه داشتند؟
کشورهای مختلفی در طول این سالها درگیر بحران سوریه شده و تبعات گسترده امنیتی برای داخل سوریه، منطقه و بینالملل ایجاد کردند؛ در همین راستا میتوان علت طولانی شدن این بحران را در سه سطح مورد بررسی قرار داد: یک سلسله از عوامل به زمینههای داخلی که موجب طولانی شدن بحران سوریه شده است مربوط میشود، در طول پنج سال گذشته تقریبا نوع درگیری در درون سوریه به گونهای بوده که هیچکدام از طرفهای درگیر برتری چشمگیری نسبت به هم نداشتند و نوعی توازن قوا بین نیروهای مخالف دولت و نیروهای دولتی وجود داشته و بنابر این ما شاهد این بودیم که بخشی از مناطق توسط دولت بازپس گرفته میشد و پس از مدتی دوباره تروریستها یا گروههای مخالف دولت آن مناطق را تحت اختیار میگرفتند و به هرحال در درون گروههای مخالف هم اختلافنظر شدیدی وجود دارد، در هر حال اینگونه مسائل داخلی موجب طولانی شدن بحران سوریه شده است، باید به عوامل منطقهای نیز اشاره کنیم. شاید از مهمترین قدرتهای منطقهای که درگیر شدید بحران سوریه هستند بتوانیم از ترکیه، عربستان و ایران نام ببریم که هر کدام سیاستهای خاص خود را پیگیری میکنند به عنوان مثال ترکیه در ابتدای بحران به دنبال این بود که بشار اسد از قدرت برکنار شود، اما با روی کار آمدن یک دولت صنعتیگرا و بنیادگرایی که به تروریست هم نزدیک باشد به دلیل منافع خاص نسبت به کردها در درون سوریه بشدت مخالف بود، حتی در ماههای اخیر به نوعی از ایده اصلی تثبیت دولت قانون و مرکزی مقداری عقبنشینی کرد از طرفی دیگر عربستان سعودی بیشترین حمایت تسلیحاتی را داشت.
اشارهای به موضع ترکیه در مقابل سوریه داشتید، اهداف این کشور از بحرانسازی در سوریه چیست؟
از ابتدای بحران سوریه، ترکیه به دنبال این بود که از معبر سوریه راه نفوذ خود را به منطقه خاورمیانه باز کند و ادعای نئوعثمانیگری جدید را داشت، اما بعد از کودتا شاهد این هستیم که تغییر رفتارهای مشهودی در واکنش سیاست خارجی ترکیه به وجود آمده و به نوعی به نقش روسیه در درون سوریه احترام گذاشته و به نوعی نگرانیهایی نسبت به کردها پیدا کرده است که در حاشیه مرزها، کردهای سوریه تقویت نشوند و در همین ارتباط حتی اختلافنظرهایی هم با آمریکاییها پیدا کرده به جهت اینکه آمریکاییها حمایت گستردهتری از کردها داشتند و این به عنوان یک خطر جدی برای ترکیه در نظر گرفته شد که مبادا کردها تقویت شده و استقلال نسبی در کنار مرز ترکیه پیدا کنند. این در واقع مخالف سیاستهای امنیت ملی ترکیه است، البته ترکیه در عین حال تلاش کرده که همچنان خود را به عنوان یک متحد در کنار عربستان ببیند و تمایل دارد به هرحال آن روابط قبلی که با عربستان داشته ادامه دهد و به نوعی حتی مانعی در جهت پیگیری سیاستهای ایران هم باشد. اما به هر حال ترکیه به عنوان یک بازیگر اصلی و فعال در بحران سوریه قابل طرح هست.
نقش عربستان در قتلعام مردم سوریه قابل کتمان نیست. ریاض، چرا یک کشور عربی را اینچنین دچار بحران انسانی کرد؟
عربستان سعودی یکی از بازیگران اصلی در بحران سوریه است عربستان در طول پنج سال گذشته بیشترین نقش را در حمایت از گروههای سوریه در درون سوریه داشته در تجهیز آنها و در اختیار گذاشتن منابع مالی گسترده، در مورد نقش ایران در سوریه باید گفت کشورمان از ابتدا از دولت قانونی موجود در سوریه حمایت و تاکید کرده بود باید مردم سوریه سرنوشت کشورشان را مشخص کنند و نمیشود گروههای تروریستی و آنهایی که به هیچ چارچوبی وفادار نیستند در درون سوریه نقشآفرینی کنند. البته در منطقه بازیگران تعیینکننده دیگری هم هستند ازجمله عراق تا حدودی مصر و اردن. در سطح بینالمللی هم به هرحال ما شاهد نقشآفرینی قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا و روسیه هستیم که باعث طولانی شدن بحران سوریه شدند. به هرحال در ابتدای کار آمریکاییها نقش چشمگیرتری در بحران سوریه داشتند، ولی به مرور روسها به دلیل اینکه پایگاه نظامی در سواحل سوریه دارند نقش پررنگتری ایفا کردند و با فرستادن هواپیمای جنگنده به سوریه در کنار ارتش سوریه قرار گرفتند.
با توجه به تشدید اختلافات میان آمریکا و روسیه در مورد سوریه برخی تحلیلگران از احتمال وقوع جنگ سرد میان این دو کشور خبر میدهند. آیا شاهد شکلگیری چنین جنگی میان روسیه و آمریکا هستیم؟
در طول یک ماه گذشته اختلاف نظر بین آمریکا و روسیه بسیار شدید شده و همانطور که گفتید، حتی عدهای از آغاز دوباره جنگ سرد سخن میگویند. به هرحال روز به روز شاهد اختلاف بیشتری هستیم، روسیه از یک طرف تمایل جدی به حفظ نفوذ خود و پایگاه نظامیاش در داخل سوریه دارد، تحولات نشاندهنده این است تضمینی برای روسیه وجود ندارد که اگر دولت مرکزی سوریه تضعیف شده یا از بین برود مسلما جایگاه و موقعیت استراتژیک خود را درخاورمیانه از دست خواهد داد از طرف دیگر آمریکاییها از ابتدا به دنبال نقشآفرینی در بحران سوریه بودند، اما همیشه مداخله مستقیم نظامی انجام نمیدادند به دلیل اینکه تجربه تلخی در لیبی داشتند، بنابراین اگر مداخله نظامی در سوریه داشته باشند منجر به تضعیف بشار اسد یا سقوط وی شده و گروههایی که به عنوان گروههای تندرو روی کار خواهند آمد حتی ممکن است برعلیه منافع آمریکا هم اقدام کنند، بنابر این با توجه به این مسائل آمریکا موضع نسبتا منفعلانه به نسبت دیگر بحرانها در پیش گرفته است، اما در هر صورت مراقب هستند روسیه به نفوذ ویژهای در سوریه دست نیابد. به نوعی تقابل دو قدرت مبنای بسیاری از صفبندیهای داخل سوریه و موجب طولانی شدن بحران شده است.
در مورد علت اصلی طولانی شدن بحران سوریه به چه عوامل دیگری میتوان اشاره کرد؟
در طول پنج سال گذشته علل مختلفی موجب طولانی شدن بحران شده است، در سالهای اولیه مسائل داخلی سوریه تا حد زیادی در ادامه بحران نقشآفرین بود شاید تدبیرهایی که دولت انجام داد تدبیرهای دقیقی نبود و موجب ایجاد مشکل شد، اما از سال دوم به بعد نقش قدرتهای منطقهای و بویژه قدرتهای فرامنطقهای در طولانی شدن بحران چشمگیرتر شد یعنی در درون سوریه کاملا مشهود شد که دولت مرکزی باید وجود داشته باشد و نمیشود کشور را در اختیار گروههای نامشخص تروریستی مثل القاعده و جبهه النصره یا داعش قرار داد، ولی به دلیل منافع متضادی که قدرتهای منطقهای در واقع بازیگران منطقهای و قدرتهای فرامنطقهای در درون سوریه داشتند موجب طولانی شدن بحران شده و امروز دیگر مردم سوریه یا دولت سوریه عملا از گردونه تصمیمگیریها در خصوص بحران سوریه خارج شدند و قدرتهای فرامنطقهای و بازیگران منطقهای نقشآفرین شدند به عنوان مثال در اجلاس لوزان که چندروز قبل برگزار شد ما شاهد این هستیم که 9 کشور حضور داشتند و کشور سوریه حتی مخالفان دولت سوریه هیچ نقشی در مذاکرات نداشتند و صرفا همین بازیگران فرامنطقهای و منطقهای در مذاکرات حضور داشتند که البته به نتیجه مشهود و مشخصی نرسید.
موانع موفقیت نشست لوزان چه بود؟
در واقع منافع متضاد کشورهای درگیر در این بحران موجب عدم نتیجهگیری مشخص از نشست شد، تمام کشورهای درگیر در بحران به دو گروه تقسیم شدند در یک طیف عربستان، قطر، ترکیه و آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی قرار دارند درطرف مقابل دولت سوریه، ایران و اخیرا به نوعی عراق و مصر، منافع متضادی که بین دو طرف وجود دارد که مانع از به توافق رسیدن یعنی دستیابی به راهحل سیاسی شده است، البته آن طرف هم گروههای تروریستی گروههای جبهه النصره هستند که در واقع یک مجموعه واحد و منسجمی نیستند و نمیتوان با آنها مذاکره کرد. بنابراین تضاد منافع بین دو طرف درگیر و منافع متفاوت و متضاد قدرتهای بزرگ و قدرتهای منطقهای باعث طولانی شدن بحران و به نوعی بینتیجه شدن دیپلماسی در سوریه شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....