رئیس گروه اسلام و روابط بین‌الملل دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه تاکید کرد

مبارزه با تروریسـم نیازمند مقابله با فقر و دیکتاتوری

مسئولیت جهان اسلام در قبال بحران سوریه چیست؟ چگونه می‌شود سوریه را از بحرانی که با آن دست به گریبان است، عبور داد؟
کد خبر: ۹۵۹۷۲۰

اینها پرسش‌هایی است که آن را با دکتر سیدمحمد ساداتی‌نژاد، رئیس گروه اسلام و روابط بین‌الملل دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه به بحث گذاشته‌ایم. او در گفت‌وگو با جام‌سیاست می‌گوید: برطرف کردن و ریشه‌کنی تروریسم نیاز به عزم صادقانه و جدی همه کشورهای منطقه و بیرون از منطقه برای مقابله با این پدیده شوم دارد.

ریشه‌های فکری و فرقه‌ای شکل‌گیری داعش در سوریه چیست؟

در صورتی که بخواهیم به ریشه‌های فکری و فرقه‌ای شکل‌گیری داعش در سوریه، عراق و لیبی بپردازیم، لازم است تا ابتدا به سابقه جریان سلفی‌گری در میان اهل تسنن نگاهی بیندازیم. ظهور داعش در جامعه اسلامی سنی را می‌توان در واقع ظهور نسل چهارم از اندیشه سلفی‌گری در میان اهل سنت دانست. اگر ابن تیمیه را نسل اول، اخوانی‌ها را نسل دوم و القاعده و طالبان را نسل سوم سلفی‌گری در نظر بگیریم، ظهور داعش را باید نسل چهارم از سلفی‌گری دانست که نام آن را باید سلفی‌گری تکفیری خطاب کرد. جالب آن است که در قرون اخیر، اندیشه‌های سلفی‌گری و بازگشت به سلف، یک هدف مقدسی بود که در واکنش به انحطاط جهان اسلام و تسلط کفار بر مسلمین به دنبال بازگرداندن تمدن اسلامی به شکوه اولیه از طریق بازگشت به روش سلف و پیشینیان بود، اما به مرور زمان این اندیشه در میان اهل تسنن به دلایل متعدد، دچار انحراف شده و در نهایت امروز به اندیشه‌ای خونبار، خشن و کثیف تبدیل شده که در سبقت گرفتن از کشتن نه کوچک می‌شناسد و نه بزرگ، نه پیر می‌شناسد و نه جوان و نه جنگجو می‌شناسد و نه مردم عادی و اسیر را و فقه و اندیشه آن تا اندازه‌ای خونبار است که به فقه خون نامگذاری شده است.

نقش دولت‌های عربی در بحران سوریه و دلایل حمایت سیاسی و مالی از تروریسم چیست؟

همان‌طور که می‌دانیم آبشخور داعش و سایر گروه‌ها و جریان‌های افراطی و خشونت‌بار شکل گرفته در سال‌های اخیر از بستر تفکر ابن‌تیمیه و وهابیت هستند و آبشخور همه آنها تفکر وهابیت است. وهابیت و سلفی‌گری و تکفیریسم دارای مبانی مشترکی هستند؛ بنابراین طبیعی است که برخی کشورهای عربی چون عربستان و قطر از این گروه‌ها حمایت نمایند. از طرفی عربستان و قطر انگیزه‌های دیگری نیز برای راه‌اندازی بحران در سوریه داشتند. با توجه به روابط خاص سوریه با جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله و جبهه مقاومت، این کشورها برای از بین بردن یا تضعیف این محور، اقدام به بحران‌سازی یا کمک به تشدید به بحران در سوریه نمودند. در عین حال در مورد گروه‌های سلفی تکفیری باید توجه نمود که این گروه‌ها در گذر زمان در طول سال‌های گذشته، اصول و مبانی فقهی جدید یا بسط داده شده‌ای را اتخاذ کرده‌اند که طبق تعاریف و ادبیات جدید این گروه‌ها، کشورهای عربی فعلی و عربستان به عنوان دشمن نزدیک آنها محسوب می‌شوند و با تعمیم معنای دارالکفر برخی کشورهای عربی اسلامی نیز توسط داعش به عنوان دارالکفر در نظر گرفته می‌شود و تمام احکامی که بر کفار صدق می‌شود بر مسلمانان این کشورها نیز صدق می‌شود.

به‌عنوان مثال گروه‌های تکفیری اخیر، مفهوم دارالاسلام را شامل سرزمین‌هایی می‌دانند که در آنجا احکام اسلامی پیاده شود و خلافت وجود داشته باشد و غیر از آن را دارالکفر به معنای دارالحرب و جهاد با آن و کشتن اهل آن را واجب می‌دانند.

علت حمایت عربستان از داعش چیست؟

عربستان و قطر با حمایت از این گروه‌ها چند هدف را دنبال می‌کنند. جایگزین کردن مفاهیم خصم دور (شیعه) و خصم نزدیک (عربستان) برای این گروه‌ها و تبدیل شیعه و جبهه مقاومت به خصم نزدیک و مشغول کردن آنها در سوریه و عراق علیه شیعیان و علوی‌ها و جبهه مقاومت با هدف دور کردن این گروه‌ها از هدف اولیه خود که پیاده کردن خلافت در کشورها و مناطق سنی است، یکی از این اهداف است. هدف بعدی خلاص شدن کوتاه مدت از دست این گروه‌ها به دلیل تجمع و تمرکز این گروه‌ها در سوریه، عراق و لیبی با این پیش‌فرض که این گروه‌ها چه شیعیان را بکشند و چه کشته و نابود شوند، در هر دو صورت اهداف عربستان تامین شده است. هدف بعدی، اقدام به حمایت از این گروه‌ها در اثر اتحاد و ائتلاف با عامل بیرونی در جهان اسلام برای رسیدن به اهداف مشترک است. تخمین اولیه این کشورها اینگونه نبود و گمان می‌کردند که در یک دوره زمانی کوتاه، گروه‌های تکفیری در سوریه پیروز خواهند شد و سقوط بشار اسد و تضعیف ایران و حزب‌الله موجب تفوق استراتژیک آنها در منطقه غرب آسیا شده در نهایت با جایگزین کردن یک دولت سنی در سوریه به جای دولت بشاراسد، هم جایگاه این کشورها در منطقه تقویت می‌شد و هم امکان خلاصی یافتن از دست گروه‌های تکفیری در مرحله دوم یا تعدیل رویکرد افراطی آنها وجود می‌داشت، ولی روند تحولات و طولانی شدن بحران سوریه، ورق را علیه آنها برگرداند. باید به این ملاحظه نیز توجه نمود که همه کشورهای عربی نیز دارای منافع مشترکی نیستند و بیشتر قطر و عربستان در بحران سوریه فعال بوده‌اند و سایر کشورها مجبور به دنباله‌روی از این کشورها شده‌اند.

فقر دموکراسی در خاورمیانه در تشدید بحران‌های منطقه‌ای تا چه میزان نقش دارد؟

ظهور گروه‌های تکفیری و سلفی در منطقه غرب آسیا به دو علت است؛ عامل درونی در جهان اسلام و عامل بیرونی از جهان اسلام. هر یک از این عوامل نیز خود به دو دسته تقسیم می‌شود؛ عامل درونی از یک طرف به وضعیت جهان اسلام در تقابل با پروژه و پروسه جهانی شدن یا جهانی‌سازی و تفکر درخصوص علل عقب‌ماندگی جهان اسلام و شناسایی و جست‌وجوی وضع مطلوب و راهکارها برمی‌گردد که می‌توان گفت امروز به یک ایدئولوژی سیاسی جدید تبدیل شده است و از طرفی دخالت برخی بازیگران ثروتمند جهان اسلام مانند قطر و عربستان، موجب تشدید شکل‌گیری یا افراطی‌تر و خشن‌تر شدن این گروه‌ها و جریانات فکری شده است.

از طرفی عامل بیرونی نیز موجب گسترش این گرایش‌ها شده که عامل بیرونی نیز خود به دو دسته تقسیم می‌شود؛ یکی پروژه و پروسه جهانی‌شدن و جهانی‌سازی که موجب تقابل جوانان و متفکران اهل سنت با این جریان مسلط و حرکت در جهت خلاف آن یعنی بومی‌گرایی و بومی‌سازی و بازگشت به مفهوم خلافت شده و از طرفی دخالت برخی بازیگران بیرونی در تحولات جهان اسلام، در راستای تضعیف، تفرقه‌اندازی و بهره‌برداری در جهت منافع خود، موجب تشدید بحران‌ها در منطقه غرب آسیا شده است. در این میان، شکل‌گیری قدرت‌های دست نشانده و فاقد مشروعیت و برنیامده از دموکراسی و مردم‌سالاری دینی و رای مردم در جهان اسلام که تحت حمایت بازیگران بیرونی به حکومت نا مشروع خود ادامه می‌دهند، موجب ترکیب عامل بیرونی و درونی و برقراری نوعی اتحاد و ائتلاف بین این دو عامل شده و در گسترش این بحران‌ها در منطقه ما نقش داشته است.

راهکارهای نجات منطقه از دام تروریسم چیست؟

برای نجات از دام تروریسم، باید ریشه‌های تروریسم در منطقه خشکانده شود. از جمله ریشه‌های تروریسم، فقر و ناعدالتی، مداخلات غیرمشروع قدرت‌های خارجی در امورات جهان اسلام و کشورهای اسلامی، عدم احترام به رای مردم و سرنگون کردن یا تحت فشار قراردادن حکومت‌های مردمی و انقلابی و برآمده از رای مردم توسط قدرت‌های خارج و داخل جهان اسلام است. از طرفی عدم وجود یک عزم صادقانه و جدی از سوی کشورهای درگیر در بحران‌های مختلف در منطقه ما و تشکیل ائتلاف‌ها و اتحادهای جعلی، غیرواقعی و صوری ازجمله موانع ریشه‌کنی تروریسم در منطقه است.

چشم‌انداز همگرایی جهان اسلام برای دفاع از سوریه در برابر تروریسم چیست؟

در هفته اول شهریور نشستی در گروزنی پایتخت چچن برگزار شد که 200 نفر از بزرگان جهان تسنن از جمله احمد الطیب شیخ الازهر در آن شرکت و طی بیانیه مهمی وهابیت و جریان‌های سلفی و تکفیری را از شمول در مذاهب تسنن خارج اعلام نمودند. این بیانیه یک واقعه بسیار مهم و یک نقطه عطف در تاریخ جهان اسلام بود که شاید کمتر به آن در رسانه‌ها پرداخته شد. این نشست و نتایج آن نشان می‌دهد در نتیجه تحولات سال‌های اخیر، کشورهای اهل تسنن متوجه خطرناک بودن این تفکر و اندیشه سلفی‌گری و تکفیری موجود در جهان اسلام شده و در راستای مقابله با آن متحد شده‌اند که امر بسیار مبارکی است. از طرفی اقدامات خشونت‌بار جریان‌های تکفیری موجب روگردانی مردم و دولت‌های منطقه از این گروه‌ها شده و آستانه صبر و تحمل مردم و دولت‌های منطقه و بیرون از منطقه در قبال جنایات داعش بسر آمده است. تحولات روزهای اخیر و آماده‌سازی برای بازپس‌گیری موصل از دست داعش و همچنین نشست لوزان در مورد سوریه و دعوت از ایران، عراق و مصر و از طرفی تغییر موضع هر چند کند و تدریجی ترکیه، حمایت روسیه از دولت سوریه و تلاش‌های اخیر جهت توقف حملات عربستان در یمن، چشم‌انداز جدیدی را در جهت حل بحران سوریه به نمایش می‌گذارد. در عین حال، حل بحران در سوریه به معنای ریشه‌کنی تروریسم و جریان‌های تکفیری در منطقه نخواهد بود و برخی عوامل بیرون و درون منطقه که منافعشان در تداوم فعالیت و موجودیت این گروه‌هاست، مانع از نابودی کامل آنها می‌شوند. در مجموع با توجه به این‌که رفتارهای کشورهای اسلامی نیز در قبال تروریسم و گروه‌های تکفیری هنوز صادقانه نیست، به نظر نمی‌رسد مشکل تروریسم در منطقه در سال‌های نزدیک برطرف گردد و این گروه‌ها هر بار و در مناطق مختلف با اسم‌های جدید سر بر خواهند آورد. برطرف کردن و ریشه‌کنی تروریسم نیاز به عزم صادقانه و جدی همه کشورهای منطقه و بیرون از منطقه برای مقابله با این پدیده شوم دارد.

نقش ایران در حفظ ثبات و استقلال منطقه در برابر جنگ‌های نیابتی قدرت‌های بزرگ چیست؟

جمهوری اسلامی ایران نظامی است که مبتنی بر ولایت فقیه و فقه جواهری است و بر همین اساس دارای اصول و مبانی ثابتی در سیاست خارجی و روابط منطقه‌ای و بین‌المللی خود می‌باشد. ازجمله اصول و مبانی ثابت جمهوری اسلامی ایران صلح‌گرایی، صلح‌‌سازی، توجه به مفهوم امت اسلامی و اتحاد کشورهای اسلامی، عدم دخالت در امور کشورهای دیگر و کمک به رشد و توسعه امت اسلامی، مقابله با سلطه‌گری و سلطه‌پذیری، دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم، عدالت محوری، اخلاق محوری، توحید و اسلام محوری می‌باشد که همه این اصول در جهت تقویت صلح و ثبات در منطقه غرب آسیا می‌باشد. عملکرد جمهوری اسلامی ایران در طول 4 دهه گذشته نیز همواره موید پایبندی ایران به این مبانی و اصول می‌باشد. تلاش‌ها و همکاری کشورمان در برقراری صلح و ثبات در افغانستان و در عراق بر هیچ کس پوشیده نیست و امروز هم اگر حمایت‌های ایران از دولت قانونی سوریه نبود، داعش و گروه‌های تروریستی و تکفیری در دمشق حاکم بودند و خسارت‌های بیشتری را برای مردم منطقه و جهان اسلام و صلح و ثبات در این منطقه رقم می‌زدند. جمهوری اسلامی ایران با تکیه و تاکید بر اصول و مبانی فوق، همواره بر لزوم اتحاد امت اسلامی تاکید کرده است و تقسیم‌بندی‌ها و تقابل‌های جعلی و تصنعی را که برخی عوامل بیرونی و درونی منطقه درصدد القای آن در منطقه ما می‌باشند رد کرده و تاکید کرده که جمهوری اسلامی ایران همواره به دنبال ثبات منطقه‌ای بوده و دخالت خارجی در منطقه موجب ایجاد یا تشدید بحران شده و کشورهای منطقه باید خود به حل مشکلات بپردازند. برخی قدرت‌های خارج از منطقه در تلاش برای رسیدن به اهداف خود و برای کم کردن هزینه‌های خود، تلاش دارند تا جنگ‌های نیابتی تصنعی در منطقه راه بیندازند و ایجاد و تشدید درگیری در سوریه و عراق و یمن نیز در همین راستا ارزیابی می‌گردد. اما این‌گونه تلاش‌ها، نه تنها این قدرت‌ها را به اهداف خود نرسانیده، بلکه موجب ایجاد چالش‌های جدیدی برای خود آنها شده است. اما جمهوری اسلامی ایران با رویکرد صادقانه خود در مبارزه با تروریسم موجب اذعان همه کشورها و دولت‌ها بویژه قدرت‌های تاثیرگذار داخل و خارج منطقه به نقش ثبات زای ایران شده و دعوت از ایران برای شرکت در نشست لوزان نیز موید همین نگاه می‌باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها