به بهانه پخش انیمیشن «مورچه قهرمان» از شبکه پویا

پا گذاشتن در دنیای مورچه ها

فیلم سینمایی «مورچه قهرمان» به کارگردانی جان اِی دیویس با نام اصلی زورگویی به مورچه اخیرا از شبکه پویا پخش شد. این کار محصول سال2006 آمریکاست.
کد خبر: ۹۵۸۵۵۶

تیم تهیه‌کننده این کار شامل تام هنکس، گری گوتزمن، جان اِی دیویس، کیت آلهورن، توماس تال، اسکات مدینک و ویلیام فی بودند.

نویسندگان فیلمنامه جان ای دیویس، دِیو رِینولدز و موسیقی کار ساخته جان دبنی است.

فیلم مورچه قهرمان داستان یک پسربچه ده ساله به نام لوکاس است که به یک سفر عجیب و به یاد ماندنی می‌رود. او که تازه به یک شهر جدید رفته و در آنجا هیچ دوستی ندارد مورد آزار و اذیت پسر خشن همسایه قرار می‌گیرد. لوکاس عصبانیت خود را بر سر لانه مورچه‌ای که در حیاط خانه آنها وجود دارد، خالی می‌کند و با تفنگ آبپاش‌ لانه مورچه‌ها را تخریب می‌کند، اما یک روز مورچه‌ها خسته می‌شوند و با استفاده از یک معجون جادویی، ‌ لوکاس را به اندازه یک مورچه کوچک کرده و او را مجبور می‌کنند تا مثل یک مورچه در جامعه آنها کار کند. در این دنیای جدید و عجیب لوکاس درس‌های مهمی درباره دوستی یاد می‌گیرد و دید جدیدی به زندگی پیدا کرده و در نهایت شجاعت دفاع از خویشتن را پیدا می‌کند.

نکته‌های جالب

مورچه قهرمان سومین فیلم بلندی است که به صورت CGI درباره مورچه‌ها ساخته ‌شد. اولین کار مورچه زی سال 1998 بود. زندگی یک حشره هم محصول همان سال است که با این که کل فیلم درباره مورچه‌ها نیست ولی شخصیت اصلی داستان‌ همچنان یک مورچه است.

نکات مثبت فیلم

در نگاه اول به نظر می‌رسد که این فیلم تقلیدی از «مورچه زی» و «زندگی یک حشره» است. البته‌ این‌گونه نیست. طراحی تولید، انیمیشن و داستان کاملا متفاوت با آن دو فیلم است و جلوی هر گونه مقایسه را می‌گیرد. مورچه‌های فیلم بیشتر به مورچه شبیه‌اند. دنیای‌شان کمی با دنیای ما فرق دارد و بیشتر قبیله‌ای است. مثال‌های نوعدوستی، کارگروهی و یکی بودن در این فیلم بیشتر مخاطب کودک را هدف گرفته است.

شوخی‌های فیلم نقاط قوت آن است. شوخی‌ها، ترکیبی از شوخی‌های فیزیکی و کلامی، شخصیت‌های خنده‌دار است که فیلم را برای تماشاگر کودک و بزرگسال مفرح می‌سازد. یکی از صحنه‌های به یاد ماندنی فیلم صحنه‌ای است که قورباغه قهرمان ما را می‌خورد. صحنه‌ای که ترسناک به نظر می‌آید، بسیار خنده‌دار به پایان می‌رسد. صحنه‌ای که لوکاس و دوستان جدیدش به خانه لوکاس می‌روند، بسیار جالب است، چراکه خانه انسان را از دید یک حشره می‌بینید.

نکات منفی

زورگویی به مورچه‌ها در نشان دادن طنز زیاده‌روی می‌کند. گاهی اوقات شو‌خی‌ها خسته‌کننده می‌شوند، اما کودکان هنوز دوستش دارند.

با وجود این‌که به نظر می‌آید که دیویس از کارهای استاد استاپ موشن، ری هری هاوسون الهام گرفته باشد، سردی فیلم و انیمیشن کامپیوتری آن نیازمند نگاه، سبک و هوایی تازه است.

نحوه تولید فیلم از زبان سازندگان

داستان مورچه‌ قهرمان که در 28 جولای 2006 اکران شد، درباره لوکاس، پسری است که به اندازه یک مورچه در می‌آید تا با موجودات بزرگ‌تر و آدم‌های بالغ مبارزه کند، این نبردی است که جان ای دیویس و کیت آلهرن از استودیو DNA Prods با آن کاملا آشنا هستند. استودیو‌ی آنها در قلب تگزاس، در تضاد کامل با استودیو‌های بزرگ سازنده انیمیشن‌های CGI است.

مورچه‌ قهرمان، دومین محصول DNA پس از سریال و فیلم‌ سینمایی «جیمی نوترون» است. دیویس، سازنده «جیمی نوترون: پسرک باهوش» و نویسنده و کارگردان زورگویی به مورچه‌ها می‌گوید: «دنیایی را تصور کنید که چیزی درباره‌اش نمی‌دانید و بدون هیچ توجهی از کنار آن می‌گذرید. این دنیای پویا می‌تواند در حیاط پشتی خانه‌تان باشد.»

دیویس برای اولین بار، وقتی تهیه‌کننده فیلم ـ تام‌هنکس ـ یک نسخه از کتاب جان نیکل را برایش فرستاد، نام زورگویی به مورچه‌ها را شنید. دیویس با خنده می‌گوید: «من هنکس را نمی‌شناختم ولی درباره‌اش شنیده بودم!» به نظر می‌آمد که هنکس فیلم سینمایی جیمی نوترون را دیده و احساس کرده شیوه فیلمسازی و شوخی‌های فیلم کاملاً با کتاب هماهنگ است.

آلهرن به یاد می‌آورد: «اولین تصور من این بود «باز دوباره یک فیلم مورچه‌ای!» اما وقتی که داستان را خواندم فهمیدم داستان درباره پسر کوچکی است که درس زندگی را با زندگی کردن درزیر زمین، می‌آموزد.»

دیویس شروع به گسترش ایده داستان کرد و آلهرن طرح‌های اولیه را زد. سپس دیویس به غرب کشور رفت تا با هنکس ملاقات کند.

دیویس می‌گوید: «واقعا عالی است که شما عقیده‌هایتان یکی باشد. ما [دیویس و هنکس] عقیده مشترکی درباره ماجراهای فیلم داشتیم. خارق‌العاده است که لوکاس و مورچه‌ها با زنبور گاوی های غول‌پیکر بجنگند و بتواند به هرجا دوست دارند، بروند. به زبان دیگر، این برآورده کردن آرزوی بچه‌هاست.»

نوشتن فیلمنامه آغاز شد، اما چگونه می‌توان یک کتاب کوچک را به یک فیلم سینمایی تبدیل کرد؟ دیویس به یاد می‌آورد: «کتاب تقریباً 2000 کلمه داشت و ما نیاز داشتیم که داستان را گسترش دهیم. تام هنکس گفت: «هر کاری دوست دارید، انجام دهید.» در نتیجه ما کمی از شیوه داستان را تغییر دادیم. نویسنده کتاب نیکل، فیلمنامه را در نهایت خواند و برای ما آرزوی موفقیت کرد.»«تام، عملا کاری به کار ما نداشت. هیچ‌کس برای سرکشی کار ما به تگزاس نمی‌آمد. خیلی خوب بود! ماهر چند وقت یک‌بار تست‌های انیمیشن‌مان را برای آنها می‌فرستادیم. کسی باید به کار ما نظارت می‌کردیم وگرنه دور خودمان می‌چرخیدیم.»

با این که استودیو سابقه ساخت یک فیلم بلند را داشت، اما زورگویی به مورچه‌ها کار طاقت‌فرسایی بود. دیویس تأکید می‌کند که تنها نوشتن فیلمنامه و پیش‌تولید، یک سال طول کشید. 18 ماه تولید که در واقع بیشتر آن در شش ماه آخر بود. وقتی فیلمنامه تصویب شد، قدم بعدی ضبط صدا بود. همان‌طور که دیویس تأکید می‌کند: «چیزی مهم‌تر از صدا در انیمیشن وجود ندارد. صداپیشگی تمام فرآیند تولید را پیش‌ می‌برد و نقطه شروع حیاتی برای انیماتور که شخصیت‌ها تاکنون برایش تنها یک اتود بوده است.» دیویس برای ساخت این فیلم از انیماتور ناظری استفاده کرد که سابقه کار با انواع نرم‌افزارهای ساخت انیمیشن را داشت: «در زورگویی به مورچه‌ها، ما شیوه قدیمی خود را دور انداختیم و روش جدیدی را آغاز کردیم. ما کیفیت رندر را بالا بردیم و پیچیدگی شخصیت‌ها را بیشتر کردیم. تمام تیم از این تغییرات خوشحال بودند، اما کار دو سالی عقب افتاد. ما دیگر فرصت اشتباه نداشتیم و مجبور شدیم تمام کار را در یک‌ سال آخر به پایان برسانیم؛ از جان مایه گذاشتیم تا توانستیم کار را با وجود محدودیت بودجه تمام کنیم.»

معرفی شخصیت‌ها

لوکاس نیکل: پسری ده ساله که تازه به محله جدید وارد شده و بچه‌های محله او را اذیت می‌کنند. او از این که مدام کیسه بوکس آنها باشد خسته شده و تلافی را سر مورچه‌های بیچاره درمی‌آورد، اما مورچه‌ها هم با کوچک کردن او به اندازه یک مورچه او را حسابی ادب می‌کنند و قوانین زندگی جمعی و دوستی را به او می‌آموزند.

کریلا: او یک مورچه جست وجوگر فوق‌العاده است که به عنوان مربی جست‌وجوگری مورچه‌های جوان در کلونی ازجمله جدیدترین عضو گروه یعنی لوکاس انجام وظیفه می‌کند. بدون هیچ اغماضی و کاملا به روش کتابی، کریلا کلاس خود را مثل یک گروهبان آموزش دیده اداره می‌کند.

زاک: تنها باقیمانده یک کلونی است که بر اثر سمپاشی از بین رفته‌ و‌ درصدد است ‌ راه‌حلی برای مشکل انسان‌ها پیدا کند و کلونی جدیدش را از دست آزارهای لوکاس نجات دهد. او معجونی درست کرد‌ و لوکاس را به اندازه یک مورچه کوچک کرد، او حتی به تصمیم ملکه مورچه‌ها در مورد این که این پسر در کلونی مورچه‌ها مثل یک مورچه زندگی کند نیز تردید دارد.

هُووا: او به طور غریزی یک مورچه پرستار و مسئول تغذیه مورچه‌هاست او سعی می‌کند ‌ جنبه مثبت هر چیزی را ببیند. به خاطر علاقه هووا به این انسان‌های غول‌آساست که او مربی لوکاس می‌شود و به او راه و رسم زندگی مورچه‌ها را یاد می‌دهد.

فاگکس: او یک مورچه دیده‌بان ماجراجو و همیشه آماده جنگیدن است. او فردی مغرور‌‌ و خودخواه و بر این باور است که مورچه‌های سرباز بهترین مورچه‌ها هستند.

بیتل: او یک خوشبین همیشگی است که شور و اشتیاق او بیش از حد عادی است. او همیشه خوشحال و در هر شرایطی حتی شرایط خطرناک هم امیدوار است.

استان بیلز: او یک مامور سمپاشی گنده سیگاری تا حدی وحشتناک است که بخوبی ‌می‌داند چطور قرارداد کاری ببندد. خانه نیکل‌ها تنها خانه محله است که او هنوز با آنها قراردادی نبسته است. او فردی توطئه‌گر و مکار است که در شرکت دفع آفات کار می‌کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها