آنطور که اهالی میگفتند مادر و دختری در میان شعلههای آتش گرفتار شده بودند. امدادگران از چند جهت به اطفای حریق پرداخته و پس از دقایقی با مهار آتش وارد ساختمان شدند. آنها با جستوجوی آپارتمان با جسد زن جوان در میان پذیرایی روبهرو شدند که سوخته بود. پیکر دختر 10 ساله نیز در اتاق خوابش بود. به نظر میرسید دخترک بر اثر دودگرفتگی خفه شده بود.
آتشنشانان که به مرگ مادر و دختر مشکوک شده بودند موضوع را به ماموران کلانتری محل اطلاع دادند. تیمی از ماموران خود را به محل حادثه رساند. از سوی دیگر با گزارش ماجرا به بازپرس ویژه قتل، او دستور داد، کارآگاه میری هم در محل حاضر شود و از حادثه گزارش تهیه کند.
سروان میری آدرس را از اپراتور گرفت و ساعت 12 ظهر راهی محل آتشسوزی شد. حادثه در یکی از خیابانهای جنوبی تهران رخ داده بود و اهالی کنجکاو در کوچه تجمع کرده بودند. سروان به سختی جمعیت را شکافت و خود را به مقابل ساختمان رساند. با نشان دادن کارت به طبقه دوم رفت. آتشنشانان در حال جمع کردن وسایل و تجهیزاتشان بودند.
افسر کلانتری با مشاهده سروان به سمت او آمد و بعد از سلام و احوالپرسی در گزارش خود گفت: ساعت 11 این حادثه به ما گزارش شد. بررسیهای ما نشان میدهد آتشسوزی به علت نشت گاز رخ داده و مادر و دختر قربانی شدهاند. کسی صدای درگیری نشنیده یا مورد مشکوکی را ندیده است. به همین دلیل به نظر میرسد لیلا و دخترش در حادثهای جان خود را از دست دادهاند.
سرقتی انجام نشده است؟
با همسر لیلا تماس گرفتیم و او خود را به خانه رساند. ادعا میکند گردنبند همسرش نیست که احتمال دارد بر اثر شدت آتش سوزی ذوب شده باشد.
این زوج با کسی اختلاف نداشتند؟
نه. همسایهها از آنها به عنوان زوج خوشبرخورد یاد میکنند که با همسایهها ارتباط خوبی داشتند.
کارآگاه سپس به تحقیق از فرمانده آتشنشانان پرداخت که او هم در گزارش خود گفت: نشت گاز و انفجار باعث آتشسوزی شده است. هنوز برای اظهار نظر درباره عمدی بودن حادثه زود است. باید بررسیهای تخصصی انجام شود تا گزارش قطعی خود را ارائه دهیم. ما وقتی وارد خانه شدیم با جسد مادر و دختر روبهرو شدیم. به نظر میرسید مادر بر اثر سوختگی مرده و دخترش هم بر اثر دودگرفتگی خفه شده است.
کارآگاه سپس به بررسی آپارتمان پرداخت. وسایل آشپزخانه در آتش سوخته بود و مبلها و فرش نیز نیمهسوخته بود. بررسیها نشان میداد، آتش قبل از سرایت به کل وسایل خاموش شده است. جسد زن جوان در کنار مبل روی زمین قرار داشت و بر اثر سوختگی و دود گرفتگی سیاه شده بود. پزشک او را معاینه کرده بود و کارآگاه دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کرد.
پیکر دخترک در اتاق خواب روی تخت بود. او نیز دچار دود گرفتگی شده و تاولهایی روی صورتش دیده میشد.
دکتر که در حال جمع کردن وسایلش بود، به کارآگاه گفت: امروز چیزی از من نخواه. جسدها دچار سوختگی هستند و باید کالبد شکافی کنم. فقط آثار درگیری بر روی بدنشان دیده نشده و در ریه دخترک دودی نبود.
کارآگاه پس از بررسیهای میدانی از افسر کلانتری خواست، شوهر لیلا را برای تحقیق به داخل آپارتمان بیاورد. مرد جوان که هنوز شوکه بود، در تحقیقات گفت: ساعت 8 صبح به محل کارم رفتم. حدود سه ساعت بعد از کلانتری با من تماس گرفتند و خواستند به خانه بیایم. وقتی به اینجا رسیدم متوجه مرگ همسر و فرزندم شدم. مرگ آنها قابل باور نیست.
شغل شما چیست؟
مغازه الکتریکی دارم. زیاد با اینجا فاصله ندارد به طوری که پیاده به آنجا میروم .
با کسی اختلاف نداشتید؟
نه ما کاری به کسی نداشتیم. هنوز هم نمیدانم چرا این حادثه رخ داده است. همسرم خیلی منظم و محتاط بود. فکر کنم خوابش برده و کتری سر ریز شده است.
سرقتی هم شده است؟
همه چیز سوخته و نمیتوانم دقیق بگویم. البته گردنبند همسرم دور گردنش نبود.
امیر، دومین فردی بود که تحت تعقیب قرار گرفت. او در تشریح حادثه گفت: با صدای کمکخواهی زن همسایه و دخترش متوجه آتشسوزی شده و موضوع را به آتشنشانی اطلاع دادم. به علت شدت آتشسوزی نتوانستم کمکی به آنها بکنم.
همیشه این موقع روز در خانه هستید؟
نه. امروز کلاسم در دانشگاه تشکیل نشد و به خانه آمدم. پیش پدرم کار میکنم و حوصله رفتن به مغازه را نداشتم.
متوجه حضور فردی در ساختمان نشدید؟
نه من مورد مشکوکی ندیدم.
پس از تکمیل تحقیقات کارآگاه با اشاره به دو دلیل پسر همسایه را به عنوان قاتل معرفی کرد.
وحید شکری