حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش جامجم، هر ساله با فرا رسیدن مهر ماه، تئاتر و حاشیههای آن، نسیم خنکای پاییزی را بر رخساره رهگذران و هنر دوستان و علاقهمندان به این رویداد فرهنگی در مریوان تداعی میکنند.
این کارناوال بزرگ بینالمللی با تمام حاشیههای خوب و شیرینی که دارد به نوعی بیانگر و معرف آداب، رسوم و فرهنگ شهرهای مختلف ایران زمین و اندک کشورهای همسایه است.
جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی در طول چند سال گذشته گویای این مهم بوده است که در پارهای از جهات خالق خلاقیتها، پویایی، جریانسازی و ماندگاری در شهری به مانند مریوان است و مهمتر از آن میتواند برای تئاتر کشوری و حتی جهانی، پشتوانهای محکم و قابل تامل باشد.
در این چند سال و دورههای قبلی که شهر مریوان به عنوان پایتخت رسمی تئاتر خیابانی، شور و شوقی در میان اهالی هنر و دوستداران فعال تئاتر کشور به وجود آورده و آنهایی که در این حوزه دستی بر آتش دارند، بیهیچ منت وقت خود را برای این رویداد مهم فرهنگی هزینه میکنند.
حال باید این سوال را با تامل و اندکی حق به جانب از نگاه مخاطبان و تماشا گران و صدالبته منتقدان و کسانی که نگاه تیز بینانهای به این نمایشها دارند، مطرح کرد که آیا در طول ادوار گذشته و دوره یازدهم اجراها و نمایش این آثار حداقل نیازهای تماشاگران و مخاطبان خود را برآورده کرده است؟
بیشک این نکته را نباید به کاخ فراموشیها سپرد که تئاتر خیابانی همواره چنانکه از نامش پیداست، باید آوردگاه خیابانی باشد و اجراها و موضوعات آن در خیابان و به نوعی خود را با تماشاگران و مخاطبان خیابانی درگیر و ادغام کند.
ولی در ادوار مختلف گذشته و همچنین دوره یازدهم شاهد اجراهایی بودهایم که صحنهای و معمولا با موضوعات تکراری، انتزاعی و کممایه و به نوعی اقتباس از نمایشهای سالهای گذشته همراه بوده و متاسفانه در کمتر اجرایی شاهد پویایی و نشاط و رساندن پیامهای خاص به مخاطب هستیم.
این در حالی است که بنمایههای خرده نمایشهای کهن ایرانی باعث میشود قدمت تئاتر خیابانی به مراتب دیرینهتر از تئاتر صحنهای باشد و اگر قرار است به سمت تئاتر ملی حرکت کنیم و همواره در نگین سبز غرب، مریوان شاهد توسعه و پیشرفت تئاتر باشیم، ناچار باید از مسیر تئاتر خیابانی عبور کنیم.
مخاطب و تماشاگر تئاتر خیابانی در مریوان، شاید در نگاه اول به نوعی برای سرگرمی و گذران اوقات فراغت به دیدن این نمایشها برود، ولی این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که شعور، درک و فهم شهروندان و آنانی که به نوعی با علاقه مندی تمام این رویداد هنری و فرهنگی را رصد میکنند به این نتیجه میرسند که بیشتر اجراها و موضوعات آن، نه تنها نمایشهای صحنهای بود که قبلا در تئاترهای صحنهای و سالنها به اجرا درآمده بلکه گاهی در اجراها به نوعی اقتباس و کپیبرداری صورت گرفته است.
مگر نه اینکه تئاتر خیابانی سعی دارد با کمترین بهرهگیری از کلام و با تکیه بر موسیقی و استفاده از ماسکهای مختلف و لباسهای رنگین، فضای مورد نظر نمایش را باز سازی کند و به نوعی با مخاطب و تماشگر رابطهای دو سویه برقرار کند؟
اما مشکل بیشتر نمایشها بخصوص نمایشهای دوره یازدهم از جایی آغاز میشود که در برخی از صحنهها و اجراها، صحنههای نمایش از عهده ایجاد فضا خوب برنمیآیند و در اکثر اوقات نمایشها در لحظات پایانی بشدت دچار افت میشوند.
از سوی دیگر، سوالی که در افکار رسوخ میکند، این است که چرا هرساله حضور کشورهای خارجی و بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان با تمام تجربیات و سوابقش کمرنگتر میشود.
نباید فراموش کرد که در جشنوارههای گذشته گروههای فرانسهای، ترکیهای و آلمانی بودند که در میادین مریوان با اسبهای چوبی خود میتاختند و شهروندان زیادی را دایرهوار به دور خود جمع میکردند.
پس حال باید دید که واقعا این عصای چوبی تئاتر خیابانی در کجاها میلنگد که باید هر ساله شاهد حضور کمرنگ و به نوعی مرگ تدریجی تئاتر بینالمللی در شهر نگین سبز «مریوان» باشیم.
بهرام غلامی
جامجم کردستان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....