بازیگری پرکار با نقش‌های بیرونی

‌در مجموعه‌های تلویزیونی اهمیت بازیگر بیشتر هم می‌شود، زیرا یک سریال با طیف وسیعی از مخاطب عام سروکار دارد.
کد خبر: ۹۵۰۷۳۹

در شبکه‌های تلویزیونی کشورمان نیز این وضعیت حاکم بوده و بازیگران نقشی کلیدی در پرمخاطب شدن یا کم‌مخاطب شدن یک سریال دارند. حال به همین بهانه نگاهی کوتاه به برخی مجموعه‌های تلویزیونی با بازی پوریا پورسرخ به عنوان یکی از پرکارترین بازیگران قاب کوچک می‌اندازیم.

شروعی موفق با فرار بزرگ و وفا

محمدحسین لطیفی برای دهه فجر ‌84 مجموعه‌ای با عنوان فرار بزرگ با درونمایه کمدی را روانه آنتن کرد که بسیار هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. پورسرخ جوان هم در نقش پسری انقلابی از طبقه مرفه جامعه حضور نسبتا موفقی داشت‌ و بینندگان تلویزیونی را با چهره خود آشنا کرد. او یک سال بعد و در نوروز 86 بار دیگر با لطیفی و سریال «وفا» مهمان خانه‌های مردم ایران شد و در نقش ژوبین پناهی که برای سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) کار کرده و حال در آسایشگاه روانی بستری شده، حضوری درخشان داشت؛ نقشی پیچیده و چند وجهی که به خوبی از عهده اجرایش برآمد‌ و در عین حال به علاقه ژوبین به وفای فلسطینی جلای خاصی بخشیده است.

‌ جوان راه گم کرده روز حسرت

پورسرخ پس از موفقیت همه جانبه وفا در نقشی نه‌چندان بلند، اما تاثیرگذار در سریال دیگری از لطیفی به نام صاحبدلان ظاهر شد. پسر جوان کاسب مسلک و برادرزاده حاج خلیل صحاف که علاقه نصفه و نیمه‌ای هم به دخترعموی خود دارد. نقشی کاملا بیرونی با واکنش‌های گاه اغراق‌آمیز که با شخصیت مورد نظر همخوانی داشته و به مرور مشابه آن در سریال‌های دیگر توسط پورسرخ و به خواست کارگردان‌های مختلف اجرا شد. در روز حسرت او فرزند زوجی ثروتمند است که در زندگی مشترک با همسرش دچار مشکلات زیادی است و در این مسیر به ازدواج مجدد تن داده است. نقشی درونی تر نسبت به کار قبلی پورسرخ که نسبتا خوب از کار درآمده و برای مخاطب باورپذیر جلوه می‌کند.

پلیس ایرانی در سقوط آزاد و ماتادور

بازی در نقش پلیس برای بسیاری از بازیگران جذابیت‌های بسیار دارد که پورسرخ هم از آن مستثنی نیست، اما دو نقشی که وی در این دو مجموعه ایفا کرده جزو نمونه‌های شاخص آثار پلیسی تلویزیون ایران به حساب نمی‌آیند. در حقیقت این شخصیت‌ها در مرحله نگارش فیلمنامه، آنچنان که باید شکل نگرفته و قوام لازم را پیدا نکرده‌اند. با این حال نقش پورسرخ در ماتادور بهتر از دیگری از کار درآمده و بازی کاملا بیرونی او نیز در راستای شخصیت قرار دارد.

‌ از دختران حوا تا کیمیای 110 قسمتی

حسین سهیلی‌زاده یکی از ملودرام سازهای برجسته تلویزیون در بیش از یک دهه اخیر به حساب می‌آید که تقریبا تمام‌ ساخته هایش با اقبال عمومی مواجه شده است. دختران حوا هم یکی از آنهاست که ملودرامی زنانه بر پایه جابه‌جایی چند نوزاد در بیمارستان در بدو تولدشان است. به همین خاطر هم شخصیت‌های مرد در سایه قرار گرفته اند که یکی از آنها را پورسرخ ایفا کرده است: جوانی آس و پاس از طبقه پایین جامعه که به دختر خاله‌اش علاقه‌مند است و فاش شدن راز این جا‌به‌جایی او را هم وارد ماجرا می‌کند. در کیمیا، پورسرخ در یکی از نقش‌های اصلی (آرش) ظاهر شده که در دو بخش حال و آینده حضوری تاثیرگذار دارد. بخصوص در بخش جوانی که وی نوسان‌های این شخصیت را به خوبی به تصویر کشیده و بازی بیرونی و گاه اغراق شده‌اش با آن هماهنگی خوبی دارد، اما در بخش میانسالی آرش، پورسرخ آنچنان که باید از عهده ایفای نقش برنیامده و ظرافت چندانی برای فاصله‌گذاری میان دو برهه از زندگی یک شخصیت به خرج نداده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها