نگاهی به نمایش «پرسه‌های موازی»

براساس یک داستان واقعی؛ فقط همین!

داستان نمایش «پرسه‌های موازی» برگرفته از گزارش یک حادثه ناگوار در روزنامه‌های اواسط دهه 80 است.
کد خبر: ۹۴۹۲۷۰

موضوع خودکشی دسته جمعی چند جوان در شهر تهران دستمایه نمایشی است که پیام لاریان آن را با چند داستان دیگر ترکیب کرده و در قالب نمایش این روزها در تالار مولوی در حال اجراست.

سه جوان که هر کدام با مسائلی دست به گریبانند پس از مدتی نمی‌توانند به زندگی ادامه دهند و تصمیم می‌گیرند در یک بازی شبه قمار، با نوشیدن زهر به زندگی خود پایان دهند. نمایش از صحنه قمار آنها بر سر مرگ نوبتی شروع می‌شود و هر کدام اتفاقاتی که در زندگی‌شان افتاده را روایت می‌کنند. قتل، عشق، زندگی دانشجویی و مجردی، تجاوز، اعتقاد به وجود جن در بدن انسان، مصرف مواد مخدر و مواردی از این دست گریبان شخصیت‌های نمایش را گرفته و آنها را به سوی مرگی خود خواسته می‌برد.

نمایش با الهام از حادثه‌ای واقعی و نوع اجرای مینی‌مالیستی در طراحی ساده صحنه و لباس، میزانسن‌های کوتاه، عدم شخصیت‌پردازی، نوع روایت و دیالوگ‌ها، به تئاتر مستند نزدیک می‌شود، تئاتر مستندی که سعی دارد وقایع را در قالب یک روایت غیرخطی برای تماشاگر روایت کند. اما در عمل داستان مستندی روایت نمی‌شود و شخصیت‌ها برساخته ذهن نویسنده هستند.

از سوی دیگر، نمایش با مؤلفه‌هایی مانند طرح معماگونه و مهیج وقایعی مانند قتل و تجاوز، تلاش برای یافتن راهی در تحلیل روانکاونه این وقایع تلخ و وحشت آور در ساختار روایی دوتایی و موازی، به تریلر روان‌شناختی نزدیک می‌شود.

نمایش در میان دو زمان گذشته و حال بسرعت در رفت و آمد است. این روایت غیر‌خطی شخصیت‌ها، بازیگران را برای به نمایش گذاشتن مشکلات تلخ و گزنده هر کدام از شخصیت‌ها ناموفق کرده است. در برخی صحنه‌ها، بازیگر در نقش راوی باید روایت کند و در پرده‌هایی دیگر، همان روایت از سوی او بازی می‌شود که تنها پس از گرفتن نور صحنه و اعلام این‌که الان ده سال قبل است و آمدن نور دوباره، نمایش وارد ده سال قبل می‌شود، اینجاست که به نظر می‌رسد راوی از عهده این روند غیر خطی بر نیامده است.

در واقع، این ترکیب ناهمگون ژانری در مواردی که ریتم روایت تند می‌شود و هیجان به اوج می‌رسد، قوت نمایش است اما در کلیت، از هویت هنری اثر، تأثیر واحد و مؤثر نمایش می‌کاهد.

«پرسه‌های موازی» سه بازیگر دارد و شش شخصیت که هر کدام از بازیگران دو نقش را در نمایش به عهده دارند. مانی و آرش با بازی آسو بهاری دو شخصیت کاملا متفاوت هستند. مانی جوانی است که ده سال پیش از این حادثه، عاشق یکی از همکلاسی‌های دانشگاه می‌شود و تصمیم می‌گیرد او را امتحان کند. مانی به دوستش بابک با بازی بهروز خرم پیشنهاد می‌کند به‌عنوان شرط بندی با نیلوفر ـ دختر مورد علاقه مانی ـ طرح دوستی بریزد تا مطمئن شود او دختر خوبی است. اما نیلوفر در اولین ملاقات با بابک به او می‌گوید دوستش دارد. مانی پس از شنیدن این داستان از زبان بابک، عصبانی می‌شود و پس از دعوای مختصر به طور اتفاقی بابک را می‌کشد. کسی از این قتل خبردار نمی‌شود تا ده سال بعد، زمانی که مانی قصد خودکشی دارد. درواقع علت خودکشی مانی، راز قتل و عذاب وجدانی است که سال‌ها او را آزار داده و دیگر تحمل زندگی با این شرایط را ندارد.

علیرضا یکی دیگر از شخصیت‌های نمایش پرسه‌های موازی است که نقش بابک را نیز ایفا می‌کند. علیرضا نیز فردی روان پریش است که 11 بار دست به خودکشی زده اما هنوز زنده است و در این خودکشی دسته جمعی شرکت می‌کند.

فریبا با بازی الهام نامی، شخصیت سوم داستان پرسه‌های موازی است. او که با آرش دوست است، دچار سردردهای مزمن شده و آرش او را به داشتن جن در بدنش متقاعد می‌کند و می‌خواهد این حال زار را از او بگیرد. اما سرانجام فریبا پس از مدت‌ها خسته می‌شود و در سه روز قبل از ماجرای خودکشی، آرش به همراه چند نفر به منزل فریبا می‌آید و او ظاهرا مورد تجاوز گروهی قرار می‌گیرد. در پایان فریبا به همراه مانی و علیرضا خودکشی می‌کند. در نهایت آرش سه روز بعد از خودکشی به خانه فریبا می‌آید و با اجساد متعفن آنها در خانه روبه‌رو می‌شود.

در پایان این‌که، پرسه‌های موازی در میان تئاتر مستند و تئاتر تریلر درگیر است و ساختار یکپارچه‌ای ندارد و بیش از این‌که به سبکی هنری وفادار باشد یا اعتراضی باشد به تنش‌های اجتماعی در قالب هنر نمایش به تحقیر ناوارد و نچسب جامعه‌ای می‌پردازد که جوانانش محکوم به قتل، تجاوز و خودکشی‌اند! آن هم در قالب روایتی غیر‌خطی، فقط همین!

رویا سلیمی

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها