در آن بازدید و جلسه چندساعته بخوبی گزارشها را شنید و با سؤالات دقیق، نشان داد که درک درستی از مأموریت ما دارد. با اخلاق بسیار خوب، به همکاران، دلگرمی داد و جمعبندی منصفانه و عادلانهای از کارنامه ما ارائه کرد.
وقتی تا در آسانسور، آن عزیز و همکارانش را بدرقه میکردیم حس خوبی داشتیم.
پینوشت:
معمولا مدیران خوب و موفق هم از کلمه «بازرسی» وحشت دارند و تا حد ممکن سعی میکنند مجموعههای تحتمدیریت خود را از «بازرسی» دور کنند. دلیل این نگرانی دو چیز است:
1- عدم توانمندی کارشناسی و حرفهای برخی از بازرسان که موجب میشود کارهای خوب و موفق مدیران را فهم نکنند و حتی از آن به عنوان نقطهضعف یاد کنند.
به همین دلیل لازم است برای مجموعههای مدیریتی سطح بالا، با مأموریتهای پیچیده، بازرسان توانمند و کارکشتهای انتخاب شوند تا با مشاهده کوچکترین اشکال؛ کل عملکرد مدیریتی را زیر سؤال نبرند.
2- فقدان صلاحیتهای عمومی، اخلاقی و روانی برخی بازرسان، که باعث میشود با ذهنیت شکل گرفته قبلی و فقط برای ایرادگیری و کوبیدن مدیر به سازمان او وارد شوند. بارها دیده شده که یک مدیر اخراجی، در سمت بازرس به واحد مدیریتی قبلی خود اعزام میشود! براحتی میشود گزارش تنظیمی او را حدس زد.
تمایلات حزبی؛ باندی؛ شهوت رسانهای کردن بازرسی در مراحل اولیه و انواع آلودگیهای اقتصادی و آسیبهای اخلاقی میتواند گزارش بازرس را کاملا غیرواقعی و مخدوش کند. در صورت توجه به این دو عامل؛ هر مدیر موفقی تمایل دارد از عملکرد خوب او بازرسی منصفانهای صورت گیرد.
شهید صیاد شیرازی یک بازرس نمونه در این حوزه بود. ارتش جمهوری اسلامی ایران در کنار تربیت فرماندهان شجاع و کارآمد؛ مدیران موفقی نیز در حوزه ستادی تقدیم نیروهای مسلح و ملت بزرگ ایران کرده است.