ورزشکاران پا به سن گذاشته برای میادین مهم انتخاب میشوند چون جسارت استفاده از جوانان برای فتح عرصههای جدید وجود ندارد. در مدیریت ورزشی هم شجاعانه عمل نمیکنیم. مدیریت را به جوانان بادانش و نترس نمیدهیم. جوانان بادانش، به دلیل گرایش به وجه علمی مدیریت و همین طور اقتضائات ریسکپذیر سن خود که میل به کسب تجربههای جدید را زیاد میکند، میتوانند دریچههای جدید را به سوی ورزش ما باز کنند؛ اما چرا اعتمادی به آنها نمیشود و مدیران ارشد دوست دارند مدیرانی امتحان پس داده را دوباره بیازمایند؟ مدیرانی که امتحان خود را بارها پس دادهاند و در بسیاری از امتحانات خود نمره ممتاز و قبولی نگرفتهاند، باز هم به بازی گرفته میشوند و هر بار وعده «میدان بعدی» را با آنها میدهیم. موفقیت در این میدان بعدی، چه زمانی حاصل میشود؟ اگر قرار بود با این مدیران به موفقیت برسیم، آیا نباید تاکنون به آن میرسیدیم؟
نکته تاسفبار قصه این است که مدیران موفق و باتجربه، راهی برای بروز و ورود نمیبینند و عرصه در اختیار کسانی قرار میگیرد که نباید. اگر قرار است از ماجراجوییهای سالم نسل تحصیلکرده و شجاع جوان استفاده نکینم، کاش آن دسته از مدیران موفق را وارد بازی کنیم که امتحانشان را با سربلندی پس دادهاند.
منوچهر صالحی
کارشناس فوتبال
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)