حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش جامجم، چرخه مدیریت فرهنگی کشور پُر است از نامهایی که روزگاری مهمترین کرسیهای مدیریت کشور را عهدهدار بودند و حالا حتی اهالی رسانه هم از آنها خبری ندارند. نامها کم نیستند. اگر بخواهیم فهرستی از این اسامی منتشر کنیم، طوماری میشود بلندبالا اما حالا اگر بپرسید فلان مدیر کجاست، کسی خبری ندارد.
این موضوع سیاسی نیست
این موضوع به دولت خاصی محدود نمیشود. از این دست مدیران که روزگاری در عرصه فرهنگ بودند و امروز یا گمنام شدهاند یا در حوزههای غیرفرهنگی آزمون و خطا میکنند، کم نیستند.
هر مدیر، یک سرمایه
قادر طراوتپور که روزگاری به عنوان مسئول دفتر شعر و ادب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکرد، حالا به عنوان کارشناس در این وزارتخانه کار میکند. او چرخش مدیریتی را کاری پسندیده و طبیعی میداند و میگوید: من پیش از دورانی که مسئولیت شعر را در وزارت ارشاد به عهده داشته باشم، شاعر بودم. حالا هم به عنوان شاعر در جلسات نقد شعر شرکت دارم و هیچ تفاوتی نمیبینم و مشورتهایی ارائه میکنم.
او معتقد است باید از مدیران باهوش و باتجربه در حوزههای مشاوره به نحو احسن استفاده کرد؛ مدیرانی که خودشان دارای تخصص، دانش و هنر بودند. طراوتپور میافزاید: زایایی، ویژگی هنر است به همین دلیل استفاده از این مدیران برای ارائه محتوا و نظر میتواند مفید باشد.
این مدیر سابق بیان میکند: مدیری که اهلش باشد و توانایی داشته باشد، طبعا نباید به انزوا برود و در جامعه گم شده باشد. بهترین کار این است که هم جامعه از توانایی این دست مدیران استفاده کند و هم اینکه خودشان ثمربخش باشند.
طراوتپور ادامه میدهد: مدیریت مثل یک دوره تحصیلی است. با وجودی که یک مدیر تصمیمگیر، مجری و جریانساز است اما دوره مدیریت او، تجربهاندوزی است و این تجربهاندوزی از علماندوزی هم بالاتر است. وقتی یک مدیر از جایی برداشته میشود، هم خودش و هم جامعه باید بدانند سرمایه زیادی برای او صرف شده است. پس نه خودش باید اجازه بدهد آن سرمایه از بین برود و نه دیگران باید اجازه دهند این سرمایه از بین برود. آن مدیر هرگز نباید احساس کند بازنشسته شده و دورهاش گذشته است.
املای نانوشته غلط ندارد
اصغر امیرنیا، مدیر سابق دفتر تجسمی وزارت ارشاد این روزها به عنوان مدیرکل تبلیغ و ترویج فعالیتهای قرآنی در معاونت قرآن و عترت فعالیت میکند. او میگوید: در اغلب موارد ما دنبال افراد متخصص میگردیم، با خواهش و تمنا او را مدیر، بعد براحتی خرابش میکنیم. املای نانوشته، غلط ندارد. کسانی که املای بیشتری مینویسند، غلط بیشتری دارند. حالا بستگی به این دارد که آیا این خطا و انحراف عمدی بوده یا غیرعمدی. اگر عمدی بوده، باید با او برخورد کنند اما اگر غیرعمدی بوده، باید آن مدیر را حفظ کنند.
او با ذکر مثالی توضیح میدهد: در نظام آمریکا حتی با تغییر دولتهای غیرهمسو، فقط مدیران رده بالا تغییر میکنند اما در کشور ما با تغییر دولتها از وزیر تا آبدارچی تغییر میکنند. این ضربه سنگین و مهلکی است به نظام اداری ما و باعث اتلاف منابع و بیانگیزگی مدیران میشود.
مدیر سابق دفتر تجسمی وزارت ارشاد ادامه میدهد: اغلب مدیران هم سرمایه خود را گذاشتهاند هم تلاش کردهاند؛ پس باید آنها را حفظ کرد. منظورم مدیران خطاکار نیست که حضرت امیرالمومنین(ع) میگوید باید بر پیشانی آنها مهر زد. منظور از مهر زدن، داغ کردن نیست بلکه رسوا کردن است.
همه سرباز نظام هستیم
امیرنیا تاکید میکند: همه ما سرباز نظام هستیم و بستگی دارد فرماندهی چه دستوری بدهد. فرماندهی هم اینجا مقام معظم رهبری است. نه اینکه رهبری به تکتک ما دستور مستقیم بدهند بلکه کسانی را میگمارند که این افراد انتخاب میکنند. تا زمانی که سرباز جان در بدن دارد، برای اعتقادات و وطنش تلاش میکند. این در نظام اداری هم وجود دارد. پس نباید ناراحت شویم که چرا فلان مدیر عوض شده است. هیچ وقت یک فرد برای همیشه نمیتواند مدیر باشد. باید دید مدیر کجا بیشتر کاربرد دارد. امام حسین(ع) هم میفرمایند اگر کاری را به شما پیشنهاد کردند که میدانید توان انجامش را ندارید و افراد اصلحی وجود دارند، خیانت است آن را بپذیرید.
مدیرکل تبلیغ و ترویج فعالیتهای قرآنی خاطرنشان میکند: مدیریت یعنی هنر استفاده از توان دیگران. لزوما نمیتوان گفت مدیر صنعتی خوب، مدیر فرهنگی خوبی هم هست یا برعکس. از طرفی در موضوعات هنری هرکس که هنرمند خوبی بود، لزوما به این معنا نیست که مدیر خوبی است. مدیریت، خود یک هنر است. اگر در دوران مدیریت خوب برنامهریزی کنید و افراد متخصص را در جاهای درست قرار دهید، هنر است.
اینکه مدیریت یک هنر است، درست و این نباید با تغییر دولتها زیر و رو شود. اینکه چرخش مدیریت طبیعی است، متین اما کاش پشت هر انتخاب مدیری، لااقل در حوزه فرهنگ آنقدر منطق و معیار وجود داشته باشد که انتخاب هیچ مدیری، رابطهای جلوه نکند و این سوال برای افکار عمومی پیش نیاید که فلان مدیری که آن همه سر آمدنش جنجال شد، حالا کجاست.
محسن پرویز از نویسندگی گفت
محسن پرویز، نویسنده و منتقد ادبی، معتقد است که شرایط اقتصاد نشر کشورمان اجازه نمیدهد نویسندگان، حرفه اصلیشان نویسندگی باشد.وی با تاکید بر همین نکته عنوان کرد: نویسندگان حرفهای به معنای متبحر در امر نوشتن کم نداریم اما نویسندگان حرفهای که شغل اصلیشان نویسندگی و شاعری باشد، تقریبا میتوانم بگویم که وجود ندارند و چنین جریانی خیلی دور از ذهن است. پرویز، پزشک و داستاننویس است. او بین سالهای 1385 تا 1389 معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود./ پایگاه خبری حوزه هنری
خستگی مدیر پرحاشیه خانه موسیقی
حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی در حاشیه برگزاری مراسم یادمان استاد پورتراب درباره نحوه انتخاب مدیرعامل این مجموعه صنفی توضیحاتی را ارائه کرد. او گفت: مدتهاست به عنوان مدیرعامل خانه موسیقی، مشغول فعالیت هستم اما خسته شدهام و ترجیح میدهم که در دوره جدید شخص دیگری وظایف اجرایی خانه را به عهده داشته باشد و بنده هم به عنوان عضوی از هیات مدیره در کنار دوستان باشم. حقیقتش را هم بخواهید، باید بگویم که دیگر خسته شدهام و معتقدم باید کناره گیری کنم تا ایدههای جدید، انگیزههای نو و انرژیهای تازه وارد امور مدیریتی خانه موسیقی شود./ مهر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....