اسـلام‌هـراسـی شکلی تازه از مذهب علیه مذهب

دین مبین اسلام به عنوان دین سعادت‌بخش و تحول‌آفرین از آسمان حکمت الهی در سرزمین وجود انسان نازل شده تا بتواند انسان را از خاک به افلاک دعوت و زمینه عروج و بالندگی انسان را فراهم کند. لذا وقتی سخن از حق به عنوان معیار و تراز برای شایسته زیستن به میان می‌آید، مصداق روشن و بارز حق، دین مبین اسلام است.
کد خبر: ۹۲۷۴۱۰

در طول تاریخ تقابل حق و باطل را به طور طبیعی دایعه‌داران عرصه باطل و کسانی که مدیریت حوزه باطل را یدک می‌کشند برای خود و کیان و هستی خویش به مثابه خطر احساس می‌کنند. لذا این خطر را از ناحیه عنصری به نام دین تلقی می‌کنند. حوزه باطل، خطر را به طور جدی احساس کرده‌اند که باید در برابر دین موضع‌گیری کرد و سیمای دین را سیمای وحشی و خطرناک ارائه داد و بذر تنفر را در اذهان نسبت به اسلام پاشید تا فاصله ایجاد شود. بنابراین تلاش کردند از اسلام دو تصویر ارائه دهند، یک تصویر که خودشان می‌پسندند و عوام‌فریبانه است و می‌تواند زمینه‌‌ساز تحقق اهداف و برنامه‌های استعماری‌شان شود. این تصویر به بیان زیبا و مانای حضرت امام(ره) اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی(ص) است. مبارزه را با لباس دین و مذهب علیه مذهب آغاز کردند. به این امر رسیده‌اند که سرمایه‌گذاری نظامی علیه اسلام ناب خیلی کارآمد نیست اگرچه آسیب‌هایی می‌زند اما نمی‌تواند زمینه‌ساز تحقق اهدافشان شود. لذا از حوزه جنگ نظامی به حوزه جنگ فرهنگی ورود پیدا کرده و روش مقابله را روش فرهنگی با ظاهری دینی و مقدس انتخاب کرده‌اند.

امروزه بحث مذهب علیه مذهب است. در بین ادیان و مکاتب موجود به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اسلام ناب مهم‌ترین خطر برای آنان است. با این مقدمه، زمینه آماده شده برای پرتاب تیرهای سمی و مهلک از سوی جبهه باطل به سوی جبهه حق. دغدغه‌های مختلفی در طول تاریخ به ویژه یکصد سال اخیر از سوی انگلیسی‌ها و بعد اقمارشان به وجود آمد از حمله بحث بهائیت، وهابیت و بابیت. اینها نمونه‌ها و شاخه‌های مذهب علیه مذهب هستند. ظاهری زیبا دارند اما باطن کشنده و در حقیقت جاده صاف‌کن استعمار انگلیس و آمریکا بودند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و ارائه تصویر روشن از اسلام ناب، این احساس خطر بیشتر شد و به این نتیجه رسیدند که اگر این تصویر و حقیقت که انقلاب اسلامی در گستره جهان تبلیغ می‌کند جامه عمل بپوشد، حیات آنان رو به افول و بتدریج انحصار پایان خواهد داشت. لذا سعی کردند در وهله نخست مقصد اولیه را مورد هدف قرار دهند و بحث اسلام‌هراسی را در دستور کار قرار دهند. از یک سو از اسلام ناب چهره وحشتناک و تنفرآفرین به وجود آورند و آن اسلام را تبلیغ کنند. اعتقاد دارند وقتی نسبت به عنصری بخواهند دافعه ایجاد کنند باید بذر تنفر پاشید، باید ذهنیت نامناسب و نامطلوبی از آن شیء و عنصر در اذهان به وجود آورد. اعتقاد دارند که اسلام هراسی فقط به شعار نمی‌شود باید عملیاتی شکل بگیرد و برنامه‌هایی به عمل برسانند که برای مردم نامطلوب باشد. سلسله بمبگذاری‌ها و ترورها در جای جای جهان شکل می‌گیرد و قبل از آن‌که محاکم قضایی و علمی سرچشمه را پیدا بکنند بلافاصله در شیپور خبر می‌دمند که وای چه کسی انجام داد و بدون بررسی ریشه‌ای و براساس اهداف از پیش تعیین شده نسبت می‌دهند به اسلام و مسلمانان. این حلقه‌های انفجاری پیاپی که بلافاصله منسوب می‌شود به مسلمان‌ها آرام آرام آن تصویر نامناسبی که در نظرشان است در اذهان به وجود می‌آید. به طور طبیعی جامعه هدف می‌گوید اسلام، دین خشنی است و افرادی را به نابودی و کشتن و شمشیر فرامی‌خواند.

در ادامه کانون اسلام ناب که ایران اسلامی است، اسلام عربستانی است که خطری برای آنها ندارد. یکی از روسای جمهور پیشین آمریکا گفته بود اگر جمهوری اسلامی ایران مثل اسلام عربستانی باشد ما مخالفتی نداریم ولی با جمهوری اسلامی که امام می‌گوید ما کاملا مخالفیم. لذا اسلام ناب و اسلام آمریکایی کاملاً در این مسائل مشهود است.

غرب به این جمع‌بندی رسیده که کانون تحول، تحرک، بیداری اسلامی، کانون استکبارستیزی، عدالت طلبی و آزادی خواهی ایران اسلامی است لذا در کنار بحث اسلام‌هراسی بحث ایران هراسی را به عنوان مساله جدی‌تر به آن دامن زدند و پرداختند. بالغ بر 20 سال قبل شبکه بی‌بی‌سی مجموعه سیزده قسمتی با عنوان اسلام، خون، شمشیر و آتش ساخت شد. در این عنوان ذره‌ای از جلوه‌های عاطفه و انسان‌دوستی نیست و تماماً خشونت است. یک ذره محبت در سریال دیده نمی‌شود. براساس تصاویر ساختگی مونتاژ شد. در آن مجموعه مردم سرزمین اشغالی داغان می‌شوند و هواپیمایی که بمباران می‌کردند هواپیمای جمهوری اسلامی بود. در ادامه این مجموعه بحث عراق مطرح می‌شود که بمباران شیمیایی حلبچه توسط ایرانی‌ها انجام شد. آن طرف می‌گوید اسلام، شمشیر، خون و آتش و این طرف می‌گوید کار ایرانی‌هاست. به موازات این دو، به اشکال مختلف وحشت مضاعفی نسبت به ایران به عنوان ام‌القرا و کسی که قرار است بحث مدیریت اسلامی پیگیری می‌کند، مطرح می‌کنند.

من خاطرم هست مدیریت جشنواره بین‌المللی تجسمی را برعهده داشتم که هنرمندان از 20 کشور آمده بودند. دیدم برخی مهمانان هنگام تماس تلفنی هم می‌گریند و هم می‌خندند. پرسیدم علت چیست؟ گفتند قبل از این‌که به ایران بیاییم تبلیغ کرده بودند که به ایران نروید چرا که به محض ورود، سر را از تنتان جدا می‌کنند. پرسیدم حالا خنده برای چیست؟ گفتند: الان می‌بینم این آرامش و زیبایی و محبتی که کشور شما دارد نمونه‌اش در کشور خودمان نیست. نقطه اوج این روش‌ها و سبک‌هایی که برای اسلام‌هراسی انتخاب می‌کنند در بحث تولد یک موجود شومی به نام داعش اتفاق افتاد. در این مجموعه‌ها، داعش نه اولین است و نه آخرین. این همان حلقه‌ای است که به اشکال مختلف باید اسباب وحشت و اضطراب را زنده نگه دارد. اسلام هراسی بهانه‌ای برای حفظ جرثومه فسادی به نام اسرائیل در منطقه است. حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب کانون توجه همگان را به بحث سرزمین‌های اشغالی و در حقیقت نجات قدس شریف معطوف کردند. آنان با شعار اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی و پدیده شوم داعش همه توجهات را از رژیم صهیونیستی برگردانده‌اند.

امروز می‌بینیم که رژیم صهیونیستی از این سیاست جدید استعمار، بسیار خوشحال است و احساس می‌کند در یک چتر امنیتی قرار دارد و کسی به فریاد کودک فلسطینی توجهی ندارد، گوشی نمی‌شنود و چشمی نمی‌بیند. لذا می‌بینیم که سرچشمه بسیاری از این پدیده‌های اسلام‌هراسی خود صهیونیست‌ها و شبکه‌های بزرگ صهیونیستی هستند.

دکتر غلامرضا منتظری - استاد دانشگاه و رئیس سازمان بسیج هنرمندان کشور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها