در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مریم (بیتا فرهی) به محمود (خسرو شکیبایی): تو تنها کسی بودی تو زندگیم که فکر میکردم خیلی به من نزدیکی. از این که تونستم بهت تکیه بدم احساس غرور میکردم، ولی تو هم دوام نیاوردی، مثل همه. دیگه از این آدما خسته شدم. باید بتونم تنهاییمو دربست قبول کنم، باهاش اخت بشم، باهاش انس بگیرم.
بهانه روایت: داریوش مهرجویی در دهه 70 با چهارگانه بانو، سارا، لیلا و پری با چهار زاویه متفاوت به دغدغههای زنانه پرداخت؛ دغدغههایی که امروز یکی از محورهای پررنگ در سینما و کلا جامعه ما محسوب میشود، اما مهرجویی زمانی این مهم را در فیلمهایش انعکاس داد که هنوز بسیاری از مدعیان امروزی به فکرش نیفتاده بودند. بانو به عنوان سرسلسله این روند اثری بسیار مهم در کارنامه مهرجویی است که در جشنواره دهم به نمایش درآمد و تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخت.
خلاصه داستان: محمود (خسرو شکیبایی) شوهر مریم بانو (بیتا فرهی) برای پیوستن به یک زن جوان مطلقه همسرش را ترک میکند و به امارات عربی متحده میرود. بانو که زنی عرفاندوست و اهل مطالعه است از روی دلسوزی و برای یافتن همدم، کرمعلی، باغبان همسایه و همسر بیمارش را به خانه مجلل خود دعوت میکند.
فیلم، شرح احوال بانوست که با حضور مهمانان جدید در خانه خود، ابتدا احساس خشنودی میکند، ولی بتدریج متوجه دزدیهای قربان سالار ـ که از خویشاوندان کرمعلی است و به واسطه او مهمان بانو شده است ـ میشود. از هم پاشیدگی روحی بانو و نابسامانیهایی که پس از ورود مهمانان رخ میدهد او را به سمت تصمیم جدیدی که تغییری در زندگی او به وجود خواهد آورد، سوق میدهد و....
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: