در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از چند بار قهر کردن و رفتن به خانه پدری که بیفایده بود، به توصیه اطرافیان بچهدار شدم، بلکه همسرم از لحاظ اخلاقی تغییر کند، ولی هیچگونه تغییری در رفتارهایش پیدا نشد و روزبهروز بدتر میشد. من علاوه بر رفتارهای همسرم مجبور بودم دخالتهای خانوادهاش را تحمل کنم. آنها همیشه از رفتارهای نادرست پسرشان دفاع و من را محکوم میکردند، تا اینکه زمانی که فرزندم سه سال داشت، همسرم به جرم حمل مواد مخدر دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. شوکه شده بودم و مدام از خودم میپرسیدم مگر او در کار مواد مخدر بود؟! باورم نمیشد؛ یعنی من در این مدت داشتم با یک قاچاقچی مواد مخدر زندگی میکردم. دیگر زندگی برایم تیره و تار شده بود. در رفت و آمد به دادگاه نیز متوجه شدم که او علاوه بر مواد مخدر در کار قاچاق سوخت، پتو و پوشاک هم بوده و به تریاک و شیره هم اعتیاد داشته است.
وقتی از او سوال کردم، گفت: پس فکر کردی این خانه، ویلا، ماشین و حسابهای بانکی سنگین و پر از کجا آمده؟ تازه فهمیدم که چقدر سادهلوح و زودباور بودهام. بعد از دستگیری همسرم، پدر و مادرش تمام اموالش را که قبل از دستگیری به نام آنها کرده بود، از من گرفتند و من را با دختر سه سالهام آواره کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: