حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ماریا وقتی با خانوادهاش کرمان را به قصد کشوری بیگانه و فرسنگها دورتر ترک میکرد و داشت از ریشههایش جدا میشد، کودک خردسالی بیشتر نبود، برای همین تا حد زیادی زبان مادری را از یاد برده بود و برای به زبان آوردن واژههای پارسی، باید زمین ذهنش را شخم میزد. همسر کاناداییاش، رومن هم او را در این سفر همراهی میکرد؛ این سفر البته هم به عشق همسرش بود و هم به دلیل دیدن کلوتها ـ در نواحی بیابانی، به برجستگیهای بین شیارهای U شکل کلوت میگویندـ چراکه او زمینشناسی است که قرار بود یک ماه دیگر در کنفرانس سازههای طبیعی کویری، حضوری پربار داشته باشد.
افشین هاشمی و محسن قرایی، بهعنوان کارگردانان این فیلم و البته محمد رضایی راد (فیلمنامهنویس) و سیدرضا میرکریمی (تهیهکننده اثر که اتفاقا طرح فیلمنامه هم از اوست)، در یک کار گروهی شایسته و ارزشمند و در قصهای ساده و درعین حال جذاب و گرم، موفق میشوند هم آن مفهوم بازگشت به اصل و ریشهها را به درستی تصویر کنند و هم بهرهای درست و خلاقانه از کرمان و جاذبههای طبیعی و گردشگری آن ببرند و تماشاگران ایرانی و خارجی را به خوبی به یک سفر خاطرهانگیز و ماندگار ترغیب کنند. دراین میان فیلمبرداری خوش رنگ و لعاب اشکان اشکانی هم سهم بسزایی در همراهی مخاطب دارد.
در شروع فیلم دوربین به آرامی به سمت پنجره باغ شازده (یکی از زیباترین باغهای تاریخی ایران) میرود که ماریا (غوغا بیات) به آن تکیه داده است، بعد دوربین به مسیرش ادامه میدهد و نمایی زیبا از محوطه بیرونی این مجموعه را در قاب میگیرد. در ادامه تصاویری از بازی دختربچههایی را در این باغ میبینیم که جلوتر درمییابیم یکی از آنها کودکی خود ماریاست و او دارد لحظات خوش گذشتهای دور را در سرزمین مادری مرور میکند.
در ادامه فیلم، دو جوان باحال کرمانی حسام محمودی (مرتضی) و فرزاد باقری (حسین) با یک ماشین ون، تصمیم میگیرند این زوج جهانگرد را به سمت کلوتهای شهداد ببرند. مسیری پرمخاطره و درعین حال جذاب که باعث میشود تماشاگر مناطقی دیدنی را جلوی دیدگان خود ببیند و مشتاق شود که این دیدار را در سفری واقعی و بدون واسطهای به نام دوربین تجدید کند. رومن (جلال فاطمی)، در جایی از فیلم با یک مقنی باصفای کرمانی (یدالله شادمانی) همراه میشود و باوجود تفاوت زبانی، به میان قناتها و به دل زمین میروند. منتها طبیعت و سازهای به نام قنات، به زبانی مشترک برای آنها تبدیل میشود.
در یکی از سکانسهای شبانه فیلم، رومن رو به آسمان پرستاره و درخشان کرمان میکند و خطاب به همسر ایرانیالاصلش میگوید: سرزمین مادریت فوقالعاده است ماریا. و خب کرمانیهای باصفا و ما ایرانیهای نقاط دیگر کشور خوب میدانیم که رومن چه حرف درستی زد.
علی رستگار /جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....