1ـ از آنجا که گویا مردم تهران به زندگی در شمال کشور علاقه زیادی دارند و حاضرند برای رسیدن به این نقطه جغرافیایی ساعتها و روزها در ترافیک بمانند، در یک اقدام ضربتی اهالی شمال کلا تشریف بیاورند تهران و اهالی تهران هم کلا تشریف ببرند شمال! پس از این جابهجایی در جادههای کشور پرنده هم پر نمیزند. چون شمالیها اینقدر شمال بودهاند که برای یک روز دیدن شمال، سه روز در ترافیک صف نبندند. تهرانیها هم جوری به شنهای لب دریای شمال میچسبند که تا چند سال از جایشان تکان نمیخورند مگر برای برآورده کردن نیازهای ضروری!
2ـ تمام مسیر جادههای شمال به پله برقی مجهز شود. مسیر رفت به پله بالابر و مسیر برگشت به پله پایینبر... به این ترتیب مردم میتوانند بدون ماشین بروند سوار پله برقی شوند و برقی بروند و برقی برگردند!
3ـ شرکت بوئینگ میتواند با قرار دادن تعداد زیادی هواپیما که در خط تهران ـ شمال مسافرکشی میکنند، هم سود خوبی ببرد و هم مشکل ترافیک زمینی جادههای شمال کشور را حل کند. خلاصه اگر روزی دیدید دم ورودی جاده چالوس یک نفر با لباس خلبانی دارد داد میزند: «آمل... بابل... دو نفر حرکته!» تعجب نکنید!
4ـ به نظر میرسد کمکم ماندن در ترافیک جاده شمال برای ایرانیها به یک عادت تبدیل میشود. نگارنده نگران صد سال بعد است که احتمالا طبیعت زیبای شمال کشور بر اثر ویلاسازی و استفاده نادرست، از بین میرود و شمال هم میشود مثل تهران خودمان؛ بزرگ و پرترافیک و سرشار از دود و دم! و آن وقت است که مردم بدون آنکه بدانند اجدادشان چرا روزهای زیادی را در ترافیک جاده شمال میماندند، فکر کنند این یک رسم کهن ایرانی است (سپندار شمالگان!) و قبل از تعطیلات مرتب در گروههای تلگرامی برای هم پست بگذارند که: «خون آریایی نداری اگه تعطیلات رو نیای تو جاده شمال؛ ترافیک!»
5ـ و بالاخره این که اگر نتوان این وضع را تغییر داد، حداقل بهتر است در مورد تعریف دو کلمه سفر و کار به این صورت تجدیدنظر کنیم:
سفر: یک تا دو هفته در سال تحمل بیخوابی، رانندگی مداوم، خستگی، گرسنگی، تشنگی، سرما، گرما و ترافیک را میگویند.
کار: سیصد و پنجاه و خردهای روز بقیه سال را گویند که مردم برای تحمل آن یکی دو هفته مسافرت، پول جمع مینمایند و انرژی ذخیره میکنند!
نکته مهم: با نگاه کردن به تصاویر منتشر شده از خوردن، خوابیدن، چادر زدن و قلیان کشیدن خونسردانه مردم در ترافیک جاده شمال میتوان گفت: «ما ایرانیها در لحظه زندگی نمیکنیم، در جاده زندگی میکنیم!»
علی زراندوز
جام جم