حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش ایسنا، صالحی در بخشی از صحبتهای خود گفت: همه چیز وقتی تغییر کرد که صدای جیز جیز منقل و وافور را در خانه شنیدم. اوایل در سفرها این صحنه را دیدیم و بعد تقریبا این اتفاق به میان زندگی ما آمد و نرفت!
وی با ذکر این نکته که همیشه از سختی نیست که آدمها سراغ اعتیاد میروند، گاهی آدمها از این که در معرض توجه هستند و در خوشی و رفاه هستند به سمت مصرف میروند، اظهار کرد: پدر من بیش فعال بود و همه بیش از اندازه به او توجه میکردند به نظرم زمانی رسید که دیگر این توجهها او را راضی نمیکرد، این شد که به سمت مواد مخدر رفت.
بعد از این بود که صدای شکستنها و دعواها در خانه ما شروع شد.... مواد چنان تاثیری روی پدر من گذاشته بود که متوجه نمیشد دارد با خانواده ما چه کار میکند. صدای دعواها علنی شد و جوری شد که همه اقوام و خانواده فهمیدند پدرم معتاد است. من پدر را بابا صدا نمیکردم، پدر صدا میکردم و او همیشه برای من قهرمان بود. خیلی خوش قد و بالا و زیبا بود. اما اعتیاد چهره او را عوض کرد. بعد از آن هم فشار مالی آنقدر زیاد شد که یک تاکسی نارنجی درب و داغان به زحمت خرید و مسافرکشی کرد. یک روز با آن تاکسی آمد مدرسه دنبال من، دلم نمیخواست دوستانم، پدرم را با آن چهره ببینند، به او اشاره کردم، برود و وقتی رسیدم خانه دیدم دارد گریه میکند، دلش شکسته بود!
صالحی افزود: زندگی خیلی سخت شده بود، در آن دوران اعتیاد بیماری نبود، جرم بود. همه ما را طرد میکردند و هرجا که میرفتیم تا میفهمیدند پدرمان معتاد است، عذرمان را میخواستند.
یک روز به خانه آمدم و دیدم که مادر عین کسانی که زیر ضربههای بوکسور له شده باشد،صورتش پر از خون بود. این شد که پدر را از خانه بیرون کردیم و تا 13 سال بعد او را ندیدیم.
وقتی پدرم از دنیا رفت، چمدانی پیدا کردم که تمام مصاحبهها و عکسهای مرا جمع کرده بود. فقط از خدا میخواهم کاش میشد بار دیگر او را ببینم. کاش میشد تمام تلاشم را میکردم تا او ترک کند. کاش همه کاری میکردم تا پدرم نمیرد و بماند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....