در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی همچنین رئیس بخش خاورمیانه انجمن مردم شناسی آمریکا ( 2005-2008) بود. بیمن پیشتر مدیر گروه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه براون در ایالت رودآیلند و استاد مردم شناسی و مطالعات آسیای شرقی این دانشگاه بود. او دکترای مردمشناسی را از دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۷۶ دریافت کرده و به خاطر نوشتن چند کتاب و بیش از ۱۰۰ مقاله علمی در مورد پویشهای ارتباطات در ایالات متحده و ایران بسیار مشهور است. بیمن یک ایرانشناس برجسته بوده و کتابها و مقالات متعددی در مورد ایران نوشته است. در همین خصوص در گفتوگو با وی به بررسی پایگاه اجتماعی حامیان نامزدهای انتخابات آتی ریاستجمهوری آمریکا پرداختهایم.
پیروزی ترامپ در فرآیند انتخابات درون حزبی جمهوریخواهان کمی عجیب است. بهعنوان سوال نخست میخواهم بدانم خاستگاه اجتماعی حامیان او کجاست؟
در ابتدا تمایل دارم شما را متوجه این نکته کنم که نامزدی مثل دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نظیر نداشته است. دونالد ترامپ تعجب تحلیلگران و اساتید علوم سیاسی را در آمریکا برانگیخته است. قبلا کسانی در عرصه انتخابات در آمریکا حضور داشتند که عقاید پوپولیستی را دنبال میکردند، عقایدی که تفکرعامه مردم را خطاب قرار می داد. قبل از این نیز نامزدهای پوپولیست در آمریکا به موضوعاتی چون اقتصاد و تبعیضنژادی پرداخته بودند و مسائلی نظیر روابط بین سفیدپوستان با سیاهپوستان و سرخپوستان را مطرح کرده بودند. یا مسائل عقیدتی، مسائلی ضداقلیتهای مذهبی همچون یهودیان از سوی آنها مطرح شده بود. ولی هیچیک از این نامزدها تا به حال نامزد اصلی یک حزب نبودند. ولی ترامپ با چنین عقایدی توانسته نامزد اصلی حزب خود باشد. در واقع برای ترامپ مهم نیست که به مردم واقعیت را بگوید یا دروغ. اکنون در موسسات و رسانههای سیاسی موضوعاتی که ترامپ مطرح کرده را بررسی نمودند و متوجه شدند بیش از نیمی از اظهارات و مواضع دونالد ترامپ در کمپینهای انتخاباتیاش بر پایه واقعیت نیست. ولی حامیان و طرفداران وی به راست یا دروغ بودن سخنان او اهمیت نمی دهند و حاضرند در هر صورت از وی حمایت کنند. ترامپ از این موضوع استفاده میکند که مردم آمریکا از زمان ریاستجمهوری ریگان تاکنون متوسط حقوق و دستمزدشان راکد مانده است. به همین علت مردم از سیستم اقتصادی و سیاسی حاکم بر آمریکا ناراضی هستند.
این نارضایتی مردم دستاویزی برای ترامپ شد و از این وضعیت در راستای شعارهای انتخاباتی خود استفاده کرد. در واقع عصبانیت و نارضایتی طرفداران ترامپ مهمترین عامل پشتیبانی از اوست. بیشتر این طرفداران را مردان سفیدپوست از طبقه متوسط به پایین تشکیل میدهند. مردانی که شاهد ثروتمند شدن و امتیاز گرفتن بسیاری از مهاجران و اقلیتهای نژادی در اجتماع بودند. در حالیکه زندگی آنان در این 40 سال تغییر چشمگیری نداشته است. البته این مردم برای رفع این مشکل حتی نمی دانند به چه کسی یا کجا باید مراجعه کنند. ترامپ مهاجرین و اقلیتهای نژادی و همچنین دموکراتها را مقصر می داند. باید منتظر ماند و دید در انتخابات نهایی چه اتفاقاتی خواهد افتاد.
و درباره هیلاری کلینتون چطور؟
هیلاری کلینتون نسبت به ترامپ میانه رو تر است. همچنین استعداد و سابقه کاری وی از ترامپ بهتر است. بسیاری این استدلال را دارند که اگر استعداد و سابقه کاری و پختگی ملاک سنجش باشد حتماً کلینتون برنده خواهد بود. البته کلینتون در سخنرانیهای خود در کمپینها رفتار گرمی ندارد و مردم احساس میکنند کلینتون در حال پنهان کردن موضوعی از آنان است. باید توجه داشت انس گرفتن مردم با نامزدهای انتخاباتی هم در آمریکا و هم در سراسر دنیا حائزاهمیت است.
کلینتون اعتراف میکند که دارای روابط عمومی ضعیفی است. بنده معتقدم این هیلاری کلینتون است که در نهایت برنده اکثریت رأی مردم خواهد شد. چون او از لحاظ راستگویی و صداقت و برنامهریزی بهتر از ترامپ عمل کرده است. رفتار و گفتار ترامپ برای بسیاری از مردم خوشایند نیست و حتی برخی جمهوریخواهان نیز گفته اند به ترامپ رأی نخواهند داد. برخی هم کلینتون را قبول ندارند پس رأی نخواهند داد.
با وجود این بسیاری از تحلیلگران، پیشبینی این انتخابات را ناممکن میدانند؟
بله، چون این انتخابات در آمریکا هم مبهم است و هم بی سابقه. باید توجه داشت که سیستم رأی گیری در آمریکا بهگونهای است که رأی عمومی به اندازه رأی الکترال کالج تأثیرگذار نیست. در حال حاضر اگر این انتخابات برگزار میشد بیشک کلینتون برنده انتخابات بود چون ایالتهای غربی همچون کالیفرنیا، واشنگتن، اورگان و نوادا و ایالت شرقی نیویورک و همچنین ایالت مینه سوتا و به احتمال زیاد ویسکانسین و میشیگان و ایالتهای شمالی هم به وی رأی میدهند. ایالتهای دیگر یعنی غربی و جنوبی در هر صورت به ترامپ رأی خواهند داد چون این ایالتها بهطور کلی جمهوریخواه هستند. بسیاری هم در این ایالتها محافظهکار هستند و هر کسی از جمهوریخواهان کاندیدا شود به او رای خواهند داد.
با توجه به مساله ایمیلهای شخصی هیلاری کلینتون که سروصدای زیادی ایجاد کرده، آیا امکان ریزش آرای وی وجود دارد؟
بله. در این مورد ترامپ موفق شد انتقاداتی به کلینتون وارد نماید و چند موضوع دیگر که از دید بنده زیاد مهم نیست ولی با اغراق زیاد توانستند آنها را بهطور کامل به کلینتون نسبت دهند؛ از جمله موضوعی که اشاره شد. ایشان در زمان تصدی وزارت خارجه از سرور شخصی برای فرستادن ایمیل استفاده کرده بود و این ایمیلها در تمام مدت وزارت در سرور شخصی او پنهان بود. بهعنوان مثال در مورد اتفاقی که برای سفارت آمریکا در لیبی افتاد اطلاعاتی برای تجزیه و تحلیل وجود نداشت. برای مردم این سوال بهوجود آمد که کلینتون دیگر چه مدارکی را پنهان کرده است؟هرچند کلینتون گفته بود؛ فرستادن ایمیل و تبادل اطلاعات با سرور شخصی در زمان وزارتش مجاز بوده است ولی بازرسان وزارت خارجه این عمل وی را غیرقانونی خوانده بودند و اظهار کردند کلینتون برای این کار باید مجوز می گرفت و اگر اجازه داده می شد مجاز بود از سرور شخصی استفاده کند. این مساله برای مردم ابهام زیادی ایجاد کرد و باعث سلب اعتماد مردم نسبت به وی شد. البته این انتقاد از نظر بنده مهم نیست ولی در عالم سیاست این مسائل مطرح و مهم میشود. در کمپینهای انتخاباتی در آمریکا نامزدها حرفهای خود را بیپرده و صریح بیان میکنند؛ چه واقعیت باشد یا دروغ!
نقش لابیها و گروههای ذینفوذ در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا را چقدر مهم می دانید؟
باید توجه داشت چند لابی در این انتخابات از بقیه گروهها تأثیرگذارترند. یکی از این لابیها لابی فروش اسلحه است. این لابی تمام نامزدهایی را که در تلاش هستند حمل آزاد اسلحه را محدود کنند بر نمیتابد و با آنها به مخالفت برمیخیزد. این لابی بر اعضای سنا و بهطور کلی کنگره این کشور تأثیرگذار است و آنها را تهدید میکند که حتی مانع حمل آزادانه اسلحه توسط دانشآموزان در مدارس نشوند و این موضوع بسیار مضحک است. اگر نامزدی در انتخابات از ایده آنها حمایت نکند به رقیب وی کمک همهجانبه از جمله کمک مالی خواهند کرد. لابی دوم لابی اسرائیل است. هر نامزد انتخابات ریاستجمهوری باید قسم بخورد که از اسرائیل دفاع و حمایت می کند. اگر چنین کاری را انجام ندهد به هیچ عنوان بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا انتخاب نخواهد شد. چرا که لابیها در این صورت میلیاردها دلار پول را در اختیار رقبای نامزدی قرار میدهند که وفاداری زیادی نسبت به اسرائیل را ابراز نکرده نباشد. شخصی چون «شلدون ادلسون» حاضر است میلیونها دلار در این انتخابات هزینه کند تا شخصی چون ترامپ در این انتخابات برنده شود. اگر چه این «ادلسون» وابستگی به لابی اسرائیل یعنی «آیپک» (کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل) ندارد ولی کسی است که بهسختی دارد برای تحقق منافع اسرائیل در انتخابات آمریکا کار میکند. البته اشخاص دیگری نیز هستند که در این انتخابات برای پیشبرد منافع اسرائیل سخت در تلاشند. گروه و لابی سوم که خیلی مهم هم است طرفداران و حامیان انرژی فسیلی هستند. چرا که در آمریکا انرژی فسیلی خیلی مهم است و چاههای نفت، گاز طبیعی و زغال سنگ زیادی وجود دارد. در واقع لابی سوختهای فسیلی از این میترسند که نامزدی بیاید و انرژی پاک را مطرح سازد و باعث شود تا آنها این امتیازات خود را از دست بدهند. کسانی مثل برادران «کخ» که کمپانیهای بزرگ انرژی در آمریکا دارند در انتخابات درون حزبی از شخصی چون «میت رامنی» حمایت و پشتیبانی می کردند. الان صاحبان شرکتهای نفتی حاضر نیستند از ترامپ حمایت کنند و دلیل آن این است که آنها تصور میکنند ترامپ حمایت کافی از سوختهای فسیلی نمیکند.
لابی عربستان به چه میزان در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا تأثیرگذار است؟
باید توجه داشت لابی عربستان در پشت پرده فعال است. دولت آمریکا با دولت عربستان پیوند عمیقی دارد. این موضوعی است که برای من به عنوان یک دانشگاهی آمریکایی و بسیاری دیگر در آمریکا منطقی نیست ولی واقعیتی است که وجود دارد. آمریکا در سیاست خارجی مانند یک فیل کور ومست پیش می رود و هر چه در سر راه خودش است را نابود میکند. البته قبل از انقلاب اسلامی ایران نیز آمریکا با عربستان روابط داشته است.
آمریکا روابط خود با عربستان را حفظ می کند و به عنوان یک «عادت سیاسی» سخت و دشوار است که این روابط را از دست بدهد. در مقام مقایسه آمریکا چنین روابط را پیش از انقلاب اسلامی ایران با حکومت پهلوی داشت. در آن زمان نیز ایران برای تأمین امنیت منطقه برای آمریکا حائزاهمیت بود و در قالب استراتژی دوستونی نیکسون ـ کیسینجر منافع آمریکا را تأمین می کرد که البته ستون دیگر نیز عربستان سعودی بود. یکی از اهداف این استراتژی جلوگیری از نفوذ کمونیسم به خلیج فارس بود. اگرچه الان کمونیسم وجود ندارد ولی عادت قدیمی و همسویی منافع آمریکا و عربستان باقی مانده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: