کدام آدم عاقلی گفته : «به هر کجا که روی ، آسمان همین رنگ است»؛... شما رنگ آسمان دیگر شهرهای کشور را با آسمان همین تهران خودمان یک مقایسه اجمالی بفرمایید و بعد ، صادقانه و منصفانه بفرمایید که آیا هر دو به یک رنگ می باشند؛
کد خبر: ۹۰۷۰۰
گاهی هوای پایتخت به قدری آلوده است که اصلا آسمان آبی ملاحظه نمی شود و اگر هم بشود ، شناخته نمی شود.
بیت اشتراکی : بس که به شهر آمده آلوده ساز گر تو ببینی ، نشناسیش باز
حکایت مینی ماستمالیستی : روستایی مردی برای اولین بار وارد شهر تهران شد. از اتوبوس که پیاده شد ، نگاهی به اطراف انداخت و گفت : «اووووه... اونقدر هوا آلوده است که سگ صاحبش را گم می کند.» اصولا ما دو جور آلودگی داریم که هر دو شکلش ناجور است و در مسائل شهری گاهی متاسفانه با هم جور می شوند:
1-آلودگی هوای نفس : در این حالت ، اشکال از نفس خود شهروند است . مثلا شهرداری کلی زحمت کشیده ، صرف هزینه کرده ، پل هوایی ساخته و در ادامه برای راحتی بیشتر خلق خدا ، پله برقی هم بر آن مزید کرده آن وقت چی؛... هیچی شهروند عزیزی را می بینی که راست بینی اش را گرفته ، علنا روز روشن دارد از زیر یا کنار همان پل ، عرض خطرناک خیابان یا اتوبان را طی می کند. در نتیجه ، اوضاع ترافیک شهری خیطتر می شود (که در این وضعیت ، بعضا به آن «تراخیط» هم می گویند). یا مثلا طرف دارد در پیاده رو راه می رود ، یک دفعه یک چیزی مثل ترکش از کنار صورتش عبور می کند و در سطح پیاده رو یا خیابان می نشیند. دقت که می کند، می بیند نفر پشت سری اش بوده که هوس کرده آب دهان مبارک را با فشار چند اتمسفر و با سرعت صد کیلومتر در ساعت از فضای داخل دهان به فضای بیرون (معروف به سطح شهر) منتقل نماید. نکته ادبی : اگر بی ادبی نباشد ، بعضی ها در همه جا مثل خانه خودشان راحت تشریف دارند. در این گونه موارد ، شعار معروف «شهر ما خانه ما» ممکن است آنها را به اشتباه بیندازد. این گونه آلودگی های شهری چنان که ملاحظه فرمودید ، ارتباط مستقیم با آلودگی هوای نفس افراد دارد که سختی قضیه همین صد سال اول است و ان شاءالله با فرهنگ سازی صحیح و تبلیغات رسانی صحیح ، بتدریج حل و بلکه منحل می گردد. البته این چیزها در جاهای دیگر هم اتفاق می افتد. مثلا همین چند وقت پیش ، شهرداری کشور عیالوار چین برای جلوگیری از انداختن آب دهان از سوی شهروندان عزیز در سطح شهر، دهها هزار دلار هزینه کرد و اعلام کرد که هر کس به پاکیزگی شهر اهمیت ندهد ، تنبیه خواهد شد. نکته امنیتی : در کشوری مثل چین با حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون نفوس نفس کش ، اگر قرار باشد هر نفر فقط یک آب دهان (تف سابق !) در سطح شهر پرتاب کند خودش یک اقدام علیه امنیت ملی محسوب می شود.
2- آلودگی هوای شهر: باعث و بانی این نوع بخصوص از آلودگی ، در درجه اول ، خودروهای در حال عبور هستند که اگر فرسوده هم باشند ، دیگر قوز بالای قوز و یا دود بالای دود خواهد بود. در این حالت چند کار باید به موازات هم انجام شود که دارد می شود:
الف) تولید کمتر خودرو ، به نحوی که هر ایرانی یک ماشین نداشته باشد.
ب) از رده خارج کردن خودروهای پیر و فرسوده که بعضا در فرهنگ عوام به آن «طشت» یا «لگن» نیز گفته می شود.
ج) توسعه خطوط مترو و افزایش واگن های قطار شهری به گونه ای که به لحاظ کثرت جمعیت ، واگن ها از دور، شبیه کنسرو ماهی «کیلکا» به نظر نیاید. د ادامه محدوده طرح ترافیک و توسعه آن به تمام شهر و همچنین تداوم زوج و فرد کردن پلاک ماشین ها ، علاوه بر آن می شود طرح «زوج و زوجه» کردن ماشین ها را هم پیشنهاد داد. به نحوی که یک روز زوجها بیرون بیایند ، یک روز زوجه ها.
ه) ممنوع کردن ورود خودروهای تک سرنشین به محدوده اضطرار که گویا اخیرا از سوی معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری به شورای عالی ترافیک پیشنهاد شده است . اجرای این طرح به نفع افراد کنار خیابان هم خواهد بود چرا که هر خودروی تک سرنشین ، اگر نه از روی ترحم و مهربانی ، لااقل از سر قانونگرایی و عدم ارتکاب تخلف ، یک نفر از مسافران منتظر (خاصه در اوج گرما و سرما) را سوار خواهد کرد.