سالهای پایانی دهه 30 خورشیدی بود که روی صحنه تئاتر پارس ، در کارهایی به کارگردانی صمد صباحی که از بستگان و آشنایان من بود، بازی هنرپیشه ای لاغر اندام و پرتحرک مرا مجذوب خود کرد
کد خبر: ۸۹۹۱۰
که بعدها در سینما نیز چهره ای سرشناس و محبوب شد. عزت الله انتظامی را می گویم که با نقش آفرینی در فیلم گاو نشان داد که با ترکیب تجربه سالها بازی در تئاتر و کسب آموزش های دانشگاهی ، می توان معنایی دوباره به هنرپیشگی در سینما داد.
پس از انقلاب نیز چهره او را روی پرده سینما و صفحه تلویزیون می دیدم. هیچ گاه او را از نزدیک ندیده بودم تا این که در سال 1382در سومین همایش تجلیل از چهره های ماندگار با هم آشنا شدیم و همان شب قرار حضور او را در آتلیه ام با هم گذاشتیم.
یک روز صبح انتظامی را از خانه سینما، واقع در باغ فردوس سوار ماشین کردم و به آتلیه خود در خیابان طالقانی آوردم. پس از 2ساعت که تنها به صحبت گذشت ، از وی خواستم نمایشنامه ای را انتخاب و شخصیتی را در مقابل دوربین من بازی کند.
او متنی را از شکسپیر برگزید و با حرارت ، بیش از نیم ساعت به نقش آفرینی پرداخت. چهره گرد و توپر انتظامی ، کمی کار نورپردازی را سخت کرده بود؛ اما با حوصله توانستم به گونه ای صورت او را روشن کنم که هم با نشان دادن برجستگی های چهره ، به آن بعد ببخشم و هم به بافتی دراماتیک دست یابم. از طرف دیگر، برای دیده شدن حس بازی ، کادر بازتری را انتخاب کردم و فضای بیشتری را به سیاهی اختصاص دادم. این کار، به نوعی حضور بر صحنه تئاتر را نیز تداعی می کند.
از میان عکسهایی که آن روز از عزت الله انتظامی انداختم ، این تابلو را از آن جهت برگزیدم که در آن حرکت دستها و باز بودن لبها در حین ادای دیالوگ ، اوج حس بازی این هنرمند بزرگ را نشان می دهد.