حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زن جوان که از شغل شوهرش ناراضی است، درباره علت درخواست طلاقش به قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده تهران میگوید: شوهرم هشت سال است که برای دوست صمیمیاش کار میکند و درواقع کارگر او شده است. در صورتی که خودش میتواند مستقل شود و از آنجایی که توانایی اش را دارد، میتواند بهترین کار را به تنهایی انجام دهد، اما از وقتی با هم ازدواج کردهایم، در مغازه پوشاک و لباس دوستش کار میکند و حتی در این مدت نتوانسته که با او شریک شود. فقط کارگری میکند و در ماه حقوقی کم دریافت میکند. الان یکسالی میشود که از شوهرم میخواهم خودش مغازه اجاره و کارش را از دوستش جدا کند، ولی فایدهای ندارد. امید جرات ریسک کردن ندارد و نمیخواهد پیشرفت کند. همیشه میگوید از این شرایط راضی است و دوستش هم هوای او را دارد. در صورتی که دلم نمیخواهد شوهرم برای مردی که همتراز اوست، کار کند و دستوراتش را اجرا کند. همیشه دوستش رئیس بوده و امید هم مثل یک کارگر از صبح تا شب کارهای مغازه را برایش انجام میدهد و حتی جرات ندارد یک روز مرخصی برود. مرتب به او میگویم اگر کارت را جدا کنی و خودت یک مغازه باز کنی، دیگر استرس نخواهی داشت و زندگیمان هم از این رو به آنرو میشود، ولی فایدهای ندارد. امید عادت کرده یک کارگر باشد و همیشه به او زور بگویند. برای همین من هم نمیخواهم در کنار این مرد زندگی کنم.
شوهر این زن به قاضی میگوید: آقای قاضی همسرم توقع بیجا دارد. من سرمایهای ندارم که بخواهم یک مغازه برای خودم باز کنم. او میگوید برو قرض کن و با پول قرضی این مغازه را باز کن، ولی من نمیتوانم ریسک کنم. از آنجایی که چند سال است در این کار هستم، میدانم که اینجور کارها وضع مشخصی ندارد. اگر مغازه باز کنم و کارم نگیرد، قرض مردم را چطور میتوانم پس بدهم. برای همین من چنین ریسکی را در زندگیام انجام نخواهم داد.
در پایان، قاضی دلیل این زوج برای جدایی را کافی نمیداند و با صحبتها و راهنمایی هایش آنها را به آشتی دعوت میکند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....