چهره ها در قاب/4 محمد حسین شهریار، شاعر

پدر من شاعر بود و با محمد حسین شهریار دوستی طولانی داشت. در تبریز، آن دو زیاد یکدیگر را می دیدند و محفل و مجلس شعرخوانی داشتند.
کد خبر: ۸۸۹۷۷
در سال 1328پدرم به تهران مهاجرت کرد، اما ارتباطش با شهریار قطع نشد و به طور مرتب یکدیگر را در تهران یا تبریز ملاقات می کردند. اولین بار، شهریار را در اوایل دهه 50خورشیدی دیدم.
در سفری که به تبریز داشتم ، به خانه او رفتم که در خیابان امام خمینی قرار داشت. با یک دوربین رولفلکس از شهریار تعدادی عکس گرفتم که هیچ گاه به دلم ننشست و مرا راضی نکرد. در سال 1360، شهریار چند ماه به تهران آمد.
در همان ایام بود که از او دعوت کردم تا به آتلیه من در خیابان طالقانی بیاید و مقابل دوربین بنشیند. شهریار، چهره سختی برای عکاسی پرتره داشت ؛ صورتی عبوس و خشن و بسیار آرام و بی اعتنا. احساساتش را بسختی بروز می داد و میمیک صورتش حالتی خنثی داشت.
اهل هیجان و بروز تظاهرات احساسی و عاطفی نبود و از همین رو من عکاس نمی توانستم شاهد حالات و فیگورهای متفاوت از او باشم و این دقیقا همان چیزی است که در این عکس می بینید.
عکس شهریار را با دوربین 18*24 PEKO گرفتم که عکاسی به نام شارکووسکی در کلن آلمان به من هدیه داده بود که تا امروز هم هنوز با آن کار می کنم.
آن زمان لنز Extur 350 را تازه خریده بودم و تصمیم داشتم برای اولین بار در نورپردازی از فلاشهای نوری استفاده کنم. استفاده از نور فلاش این مزیت را نسبت به نورهای تنگستن دارد که سرعت کار را بالا می برد و امکان استفاده از دیافراگم های بسته را به عکاس می دهد.

فخرالدین فخرالدینی

چهره ها درقاب/3
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها