پژوهش در آیینه آموزش

یکی از موانع مهم پژوهش در ایران ، غیرکاربردی بودن آن است با صرف بودجه های هنگفت و در عین حال ، عدم گره گشایی از مشکلات جامعه. مشکلات موجود در جامعه در حوزه های گوناگون بهترین سند برای حقانیت غیرکاربردی بودن پژوهش در کشور است.
کد خبر: ۸۸۳۷۹

طرح این مشکل به منزله نبود مشکلات دیگر در این عرصه یا ناچیز شمردن آنها نیست ، بلکه اقتصاد پژوهش می طلبد تا ضمن جهتگیری صحیح پژوهش در کشور از بودجه پژوهش به صورت بهینه استفاده شود.
با وجود پایین بودن سرانه تحقیقات در ایران نسبت به بسیاری از کشورها، نگارنده معتقد است مشکل پژوهش در ایران از پایین بودن اعتبارات تحقیق و پژوهش نیست بلکه ناشی از موارد متعددی است از قبیل :تحقق نیافتن اراده ملی برای پژوهش ، نابسامانی حوزه پژوهش ، جزیره ای بودن آن و فقدان نگرش سیستمی ، فقدان فرهنگ پژوهش در جامعه ، تربیت نشدن محقق متعهد، جهت مند نبودن پژوهش ، غیرکاربردی بودن پژوهش ، مشتری مدار نبودن پژوهش و ضعف نظام آموزشی کشور.
ضعف نظام آموزشی کشور یکی از مشکلات مهم در آموزش کشور، فقدان پیوند و انسجام میان 2نهاد عمده آموزشی (آموزش و پرورش و آموزش عالی است ) به گونه ای که این گسستگی موجبات آسیب پذیری نهاد آموزشی در کشور را فراهم آورده است.
از ویژگی های آموزش می توان به جهتدار بودن ، در خدمت جامعه قرار داشتن ، بهره گیری از الگوی واحد آموزش و استمرار آن برای تحقق اهداف آموزش اشاره کرد. وجود دوگانگی در سیستم آموزش کشور، از ابتدایی تا متوسطه و از متوسطه تا دانشگاه با متد مختلف و شیوه های خاص خود ضربه بزرگی برآموزش هدفمند و رو به جلو و کارآمد و در خدمت جامعه است.
یکی از نقایص مهم این ثنویت و دوگانگی آموزشی ، ضعف پژوهش در کشور است ، همان موضوعی که تولید علم را در کشور دچار اختلال و فترت کرده است.
مشکل از آنجا آغاز می شود که در نظام آموزش و پرورش کشور، اساسا تحقیق و پژوهش جایگاه چندانی ندارد و دانشجوی آینده ، دوران نسبتا طولانی 12سال تحصیلی را بدون پژوهش دنبال می کند و آموزش ، بیشتر در قالب تئوری و مباحث سطحی و غیر عملیاتی دنبال می شود و پس از ورود به دانشگاه تا بخواهد خود را با تحقیق و پژوهش وفق دهد و واحد روش تحقیق را گذرانده و با مبانی تحقیق آشنا شود، فارغ التحصیل می شود، فاصله میان دانش آموز سال آخر دبیرستان با دانشجوی سال اول دانشگاه ، یک کنکور است که خود مبتنی بر خیل محفوظاتی است که تنها به درد پرسشهای تستی کنکور می خورد که شیوه گزینش دانشجو در ایران نیز خود مشکل دیگری است که به صورت ناقص در ایران برگزار شده و تکیه دانشجو صرفا بر مباحث نظری است بدون تحلیل و آنالیز و غیرکاربردی.
به خاطر همین نقیصه نظام آموزشی ، همه آرزو و قبله آمال داوطلبان دبیرستانی ورود به دانشگاه است. در هر حال چه در صورت موفقیت دانش آموز و تبدیل شدن به دانشجو و چه در صورت عدم موفقیت در عبور از سد عظیم و کابوس دهشت زای کنکور و باقی ماندن در کسوت دانش آموز، جامعه ما از آفت آن برکنار نیست و دانشگاه های ما از افت علمی مصون نیستند.
در صورت موفقیت در آزمون ، دانشجو با خیال آسوده طول مدت تحصیل را بدون دغدغه زیاد سپری می کند، چون به هر شکل ممکن واحدها را می گذراند و مهم عبور از سد کنکور و ورود به دانشگاه بوده است و در صورت عدم موفقیت ، همه چیز را از دست داده است و او می ماند با تحقیرهای اطرافیان ، از دست دادن منزلت اجتماعی ، عدم اشتغال و کاریابی به علت بی مصرفی معلومات نظری ، محفوظات سطحی و... و نتیجه آن تولید افسردگی برای خود و خانواده و اطرافیان و عواقب بسیار ناپسند اجتماعی ، باز تولید آن است.
این آفت بزرگ و بررسی عواقب سوئ آن در نظام آموزش و پژوهش کشور و نیز در سطح جامعه بحث مستقلی را می طلبد که در فرصتی دیگر به آن پرداخته خواهد شد.

علی اصغر هدایتی
عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها