امید داشتم از اعدام فرار می‌کنم

در یک نزاع مرتکب قتل شد و شش سال با کابوس اعدام، شب و روز گذراند تا این‌که اولیای‌دم با دریافت دیه او را بخشیدند و از مجازات اعدام نجات یافت. بعد از محاکمه در دادگاه کیفری از جنبه عمومی جرم، حکم آزادی گرفت و برای همیشه با دیوارهای بلند زندان خداحافظی کرد.
کد خبر: ۸۷۵۹۴۱

درباره روز قتل بگو.

یکی از دوستانم بر سر دختر با مقتول درگیر شده بود. من برای هواخواهی از دوستم وارد درگیری شدم و با ضربه چاقو پسر نوجوان را کشتم. البته آن زمان خودم هم 15 ساله بودم.

در این مدت در زندان چه می‌کردی؟

من در کانون اصلاح و تربیت بودم و سعی کردم امیدم را از دست ندهم. به همین دلیل درس خواندم، نماز خواندم و به روزهای بعد از آزادی فکر کردم و در این مدت توانستم فوق دیپلم کامپیوتر بگیرم.

می‌دانستی آزاد می‌شوی؟

برای این‌که امیدت را از دست ندهی باید قبول کنی که آزاد می‌شوی. من ناخواسته مرتکب قتل شده بودم و اولیای‌دم هم این را می‌دانستند. برای اعدام نشدن باید از چوبه دار فرار کرد و من همیشه حواسم بود که فرار کنم و سرانجام موفق شدم.

حالا که قرار است آزاد شوی چه برنامه‌ای برای زندگی‌ات داری؟

اول می‌خواهم به خانه اولیای‌دم بروم و از آنها تشکر کنم. بعد هم زندگی را از صفر شروع کنم؛ یک زندگی آرام و بدون تنش و درگیری. درسم را ادامه می‌دهم و سعی می‌کنم روزهای سختی را که برای پدر و مادرم ساختم جبران کنم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها