میشد با تمام وجود عطر ایثار را در کلبه پر مهرشان بویید و مفهوم از خودگذشتگی را لمس کرد؛ میشد شمیم شهامت و جوانمردی او را در تماشای قاب عکسی که بالای سرش بود و برق جوانی چشمانش را روایت میکرد، استشمام کرد. و چقدر دردآور است، دیدن کوه استواری که هشت سال است، بیرمق به روی تخت افتاده و زندگی نباتی دارد.
همسر فداکار او، چهبسا در ایثار و ازخودگذشتگی، رتبهای کمتر نداشته باشد. این همه سال با مهربانی و پرستاری بر بالین وی، تلاش میکند سایه سترگ او را بر سر کودکانش حفظ کند؛ و چه عشقی ستودنی. پسرک نوجوان خانواده هم اینگونه است. با افتخار و بیگلایه همراه مادر از پدر پرستاری میکرد. قطعا او هم، با هر بار دیدن قاب عکس سالهای دور و چهره شاداب و جوان پدر، همچون همه ما بغضی سخت گلویش را میفشرد. به او گفتم پدر تو یک قهرمان است.
قهرمانی که برای صیانت از امنیت ما و هموطنانمان به دل خطر رفته و برای پاسداری از وطن در مقابل گروهک تروریستی ریگی به درجه صددرصد جانبازی نائل شده است.
از خداوند مهربان برای جانباز عزیز «سیدنورخدا موسی» شفای عاجل میخواهم و برای خانوادهاش سلامتی و اجر و توفیق روزافزون آرزو میکنم.
فراموش نکنیم امنیت وجببهوجب خاک این سرزمین را مرهون جانفشانیهای امثال نورخداها هستیم. در تمام لحظاتی که خدمتش بودم، درونم میگفت؛ «نور خدا» اینجاست.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛