بخش زیادی از خوب یا بد بودن یک اثر را میتوان از روی فیلمنامه تشخیص داد و با همه اینها هنوز بزرگترین ضعفی که آثار نمایشی ما را تهدید میکند و بعضا آن را به قهقرا میبرد همین فیلمنامههای ضعیف و بیمایه است. موضوع وقتی پیچیده میشود که بدانیم وجود این همه شورا و اتاق فکر هم ابدا به ارتقا فیلمنامهها کمک نکرده که در بسیاری اوقات ـ همچنان که از خروجی این آثار کاملا مشخص است ـ کار شاخص و چشمگیری انجام ندادهاند. شاید بزرگترین ایرادی که به این شوراها باید گرفت همین پاسخگو نبودن در برابر محصول نهایی است.
به یاد ندارم در طول سالهایی که شوراهای نهاد مختلف مشغول اظهار نظر روی فیلمنامههای مختلف بودهاند، به خاطر ضعف یا کمداشت فیلمنامه یک اثر پاسخگو بوده باشند. همیشه این کارگردان، نویسنده یا تهیهکننده بودهاند که در برابر سیل اتهامات ایستادهاند و جوابگو بودهاند. پاسخگو بودن میتواند بسیاری از ضعفها، ابهامات و حتی اتهامات را مرتفع کند و مسیر را برای بسیاری از نویسندگان و علاقهمندانی که دوست دارند در این فضا فعالیت داشته باشند، هموار کنند. با وجود همه اقدامات انجام گرفته هنوز که هنوز است بزرگترین اشکالی که به آثار تلویزیونی و سینمایی گرفته میشود به ایده و طرح و فیلمنامه نهایی مربوط است. یعنی همان ضعفی که در دهه 60 ،70 و 80 داشتیم و هنوز هم با آن دست به گریبانیم.
اگر گروهی که به فیلمنامه یک اثر مجوز ساخت میدهند پاسخگو باشند و در موفقیت و عدم موفقیت آثار شریک باشند آن وقت بسیاری از مشکلاتی که امروزه در حوزه فیلمنامه شاهد آن هستیم دیده نخواهد شد.
دو: پخش دوباره آثار طنز قدیمی از تلویزیون و مقایسه ناگزیر آن با طنزهای فعلی، ما را به این حقیقت میرساند که علاوه بر این که باید در سازندگان این آثار «انگیزه»ها را دوباره زنده کرد، باید فصای رسانه را هم طوری چید که همیشه احساس «رقابت» در بین سازندگان این آثار وجود داشته باشد. اگر در سالهای گذشته طنزهای تلویزیونی، مخاطب فراوان داشت یکی از عمده دلایل آن این بود که میدان فقط برای گروه خاصی مهیا نبود، بلکه چند گروه مختلف همزمان سعی میکردند آثار طنزشان را به مخاطب ارائه کنند و همین باعث میشد که محصول نهایی واجد شرایطی شود که مخاطب ناگزیر بود آن را پیگیری کند. در حال حاضر این اتفاق متاسفانه ـ به هر دلیلی ـ نیفتاده و نتیجه این شده که ما بعضا شاهد آثار طنز متوسط کسانی باشیم که زمانی بسیار موفق بودهاند.
از آن گذشته تلویزیون باید کمکم به فکر معرفی جوانان مستعدی باشد که میتوانند در این حوزه فعالیت کنند، خصوصا که تعداد آنها هم کم نیست و میتوانند بخش عمدهای از آثار طنز تلویزیون را درآینده تامین کنند. با همه احترامی که برای هنرمندان فعلی طنز تلویزیون قائلم، اما به نظر میرسد این حق مخاطب و رسانه است که برای تنوع هم شده مدتی روی سرمایههای جوان، خلاق و آیندهدار کار کند و درست همان کاری که رسانه ملی سالها پیش برای اغلب بازیگران مطرح و سرشناس حوزه طنز سینما و تلویزیون انجام داد و اتفاقا نتیجه هم گرفت.
مهدی غلامحیدری / دبیر قاب کوچک