پاسخ موسسه تنظیم و نشر آثار امام در خصوص نقش مردم.... ( و آخر)

......."این قلمها یک قدری ملاحظه بکنند این مسائل را. همین طور مینشینند توی خانههایشان حکم میکنند ملت این طوری است! خوب، ملت اینهاست که شما میبینید که در کوچه و بازار و آنهایی که در جنگ هستند و آنهایی که هر روز میآیند و میگویند که ما میخواهیم برویم جنگ. ملت، من و تو نیستیم! ملت آنها هستند. میزان آنها هستند.
کد خبر: ۸۵۵۴۱

هی ننشینید و بگویید که مردم چه شدهاند، مردم دیگر مایوس شدند، مردم کذا شدند. نخیر، مردم از اسلام مایوس نمیشوند.
کارهای ما هم هر کدام فاسد است، میگویند کار تو فاسد است، ولی ما جمهوری اسلامی را میخواهیم." صحیفه امام، ج ،ص "رئیس جمهور باید فکر بکند که این مردم کوچه و بازار من را از پاریس آوردند اینجا و رئیس جمهور کردند، من باید خدمت بکنم به مردم.
نخست وزیر باید فکر همین معنا باشد که این مردم بودند که من را از حبسها و زجرهای آنجا بیرون آوردند و نخست وزیر کردند، من باید خدمت به آنها بکنم. شما آقایان هم همینطور. هر کدام که در آن وقت زجر کشیدید و حبس رفتید، همین ملت، شما را نجات داده است. هر کدام هم که نبودید، اصلش مملکت یک حبسی بود، تمام کشور یک زندانی بود برای همه. بنابراین، آن چیزی که اساس است در این مملکت، هم سیاست اقتضا میکند، هم دیانت اقتضا میکند، هم انصاف و وجدان اقتضا میکند،این است که این خدمتگزارهایی که مجانی برای شما دارند خدمت میکنند، و برای حکومت دارند خدمت میکنند، اینها را ارجشان را بدانید. و بدانید که اگر خدای نخواسته این پیوند سست بشود و گسسته بشود.
خدای نخواسته کار همان است که اول بود. حال نشود چند وقت دیگر." صحیفه امام، ج ،ص "باید جوری باشید که مردم مثل مادر شما را در آغوش بگیرند. الان اینجورند مردم، این را حفظش کنید. مملکتتان با این ترتیب حفظ خواهد شد.
هر روزی برای مملکت مشکل پیدا میشود، حلالش خود مردم (باشند) الان این مشکلی برای کشور ما پیدا شده، خوب مردم دارند کمک میکنند. حلالش خود این مردم هستند. این پشتیبانیهای عظیمی که مردم میکنند، و آن حضوری که خودشان دارند... این باید حفظ بشود تا حفظ بشویم. تا کشورتان حفظ بشود. و اگر خدای نخواسته، این از دست ما برود، ما برمیگردیم به آن طوری که اول بودیم.
و من خوف این را دارم که ما نعمتی را که خدا به ما داده است، و همه اینها از جانب خدای تبارک و تعالی بوده است ما کفران این نعمت را بکنیم، و عنایت خدا از ما منحرف بشود. ما خودمان اسباب این بشویم و ما بدتر از آنکه بودیم بشویم." صحیفه امام، ج ،ص
"عقل سیاسی اقتضا میکند که ما امروز با آن اشخاصی که در رویه هم حتی با ما مخالفت دارند، لکن در اصل مقصد با ما موافقند، با ملت موافقند، مسیرشان مسیر ملت است، عقل سیاسی اقتضا میکند که ما امروز دست از تمام این اختلافات برداریم، تا این مملکت را آرام کنیم و این مقصد اصلی که ما داریم، و آن اینکه اسلام در این مملکت پیاده بشود و جمهوری اسلامی با محتوای حقیقی خودش در اینجا پیاده بشود، موفق بشویم ان شاء الله. من به همه، به همه آنها عرض میکنم که شمادست از اختلافات بردارید. این طور نباشد که هر کدام در یک اجتماعی که پیدا کردید بر ضد دیگران صحبت کنید. این طور نباشد که هر کدام قلم به دست گرفتید بر ضد دیگران قلمفرسایی کنید.
همه شما امیدوارم که به اسلام معتقد و به جمهوری اسلامی متعهد باشید، و در این صورت همه شما مسیرتان یک مسیر است." صحیفه امام، ج ،ص
"امانت بزرگی از دست این ملت تحویل گرفتید و مقتضای امانتداری این است که آن را به طور شایسته حفظ کنید و به طور شایسته به نسل آینده و دولتهای آینده تحویل بدهید، و مادامیکه اینطور باشید ملت پشت شماست، و مادامی که ملت همراه شما باشد هیچ آسیبی به شما و به کشور نمیرسد.
یکی از انگیزه هایی که دیکتاتوری پیش میآورد این است که دیکتاتورها میبینند ملت همراهشان نیست، اعمال دیکتاتوری میکنند. یکی از انگیزه هاست البته، انگیزههای دیگر هم دارد. چنانچه ملتها همراه دولت باشند، وجهی پیدا نمیکند که دیکتاتوری بکنند با ملت خودشان، مجهز میشوند برای کسانی که به آنها حمله میکنند. وقتی که ملت جدا باشد از دولت و دولت هم بخواهد از ملت استفاده کند و بدوشد ملت را، دیکتاتوری پیش میآید.
در این رژیم های سابق شاهنشاهی وضع اینطور بود که مردم حال گریز داشتند، و اینها میخواستند آنها را با فشار نگه دارند و از آنها بدوشند، از این جهت دیکتاتوری پیدا میشد. شاهش دیکتاتور بودو عرض میکنم که استاندارهایشان هم همین طور، و... برای اینکه، اینها میدیدند که مردم با آنها همراه نیستند، آنها هم که میخواهند استفاده بکنند، مسئله هم استفاده بود، نه مسئله برای انگیزه انسانی بود، برای استفاده بود، از این جهت، این انگیزه دیکتاتوری میشد، تو سر مردم زدن میشد.
آن روزی که شما احساس کردید که میخواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دیکتاتور دارید میشوید. بدانید که مردم معلوم میشود از شما روبرگرداندهاند. مادامیکه مردم هستند و کمک دارند به شما میکنند، شما اگر مردم نبودند نمیتوانستید این جنگ را اداره بکنید، این شک ندارد." صحیفه امام، ج ،ص
اینکه جناب آقای مصباح فرمودهاند "در ادبیات امروز دو نوع حکومت است، سلطنت و جمهوری، امام میخواست نفی سلطنت کند و برای نفی آن به زبان ادبیات سیاسی باید جمهوری گفت". سخن ایشان متاسفانه دارای اشکالات متعدد است.
فقط دو نوع حکومت نداریم یا سلطنتی یا جمهوری، بهخصوص در زمان آغاز انقلاب اسلامی نظامهای غیرجمهوری و غیر پادشاهی به معنای رایج نیز وجود داشته و دارند، مانند نظامهای حزبی و شورایی و بسیاری از نظامهای سوسیالیستی در گذشته و امارتهایی که پادشاهی به معنای رایج نیستند. اگر منظور معنا باشد نه لفظ صحیحتر آن است که حکومتها را در دو نوع منحصر کنیم:
استبدادی و غیر استبدادی و منشا تقسیمبندی نیز دخالت یا عدم دخالت انتخاب مردم به هر شکل و فرمی در تعیین حاکم و حکومت میباشد "اعم از بیعت و اخذ رای مستقیم یا غیر مستقیم و روشهایی که در گذشته مرسوم بوده است" یا به عبارت دیگر: حکومتهای موافق با نظر و تمایل مردم یا تحمیلی و مخالف با نظر آنان.
بنابراین فقط دو مدل سلطنتی و جمهوری نبوده است که امام به خاطر تنگنای انتخاب، عنوان جمهوری را برگزینند. ضمن آنکه اگر مطلوب امام عنوان عام حکومت اسلامی بود نه جمهوری اسلامی، همانگونه که نظام "جمهوری اسلامی" بهصورت ترکیبی ابداعی برگزیده شد، دلیلی نداشت که امام نگویند "حکومت اسلامی" مگر کسی الزام کرده بود یا قانونی بینالمللی ما را ملزم میکرد که باید یا نام سلطنتی برگزینید یا جمهوری؛!
خیر، امام با آگاهی کامل و اشراف کامل هم بر مبنای اسلام ناب و هم بر مقتضیات جامعه به عنوان یک اسلامشناس خبره و ولی فقیه آگاه به زمان، نام و مدل "جمهوری اسلامی" را به عنوان نام رسمی و همیشگی نظام سیاسی جدید ایران به ملت پیشنهاد دادند.
علت تاکید امام بر جمهوریت آن چیزی نیست که آقایان فرمودهاند. خود امام با صراحت در مصاحبهاشان فرمودهاند که منظور از معنای جمهوری همان معنای رایج در عرف جهانی است یعنی حکومت مبتنی بر رای مردم البته با قید "اسلامی" که اساس محتوای آن را تشکیل میدهد.
امام به خوبی بر امثال دیدگاهی که امروز با این شدت و حدت دنبال میشود آگاهی داشتند و میدانستند که اگر عنوان عامی همانند حکومت اسلامی یا دولت اسلامی انتخاب شود چه بسا بهزودی تبدیل به حکومت فردی، حکومت اقلیت بر اکثریت و خلیفهگری و امارت و حتی سلطنتی شود و دخالت رای مردم در تعیین نوع حکومت و زمامداران در آن به فراموشی سپرده شود.
اکنون که آنهمه سفارشات صریح امام بر عدم افزودن یک کلمه یا کاستن یک کلمه از عنوان "جمهوری اسلامی" شده است و در متن قانون اساسی آمده است و جزو شعارهای همیشگی مردم شده است، اینچنین برخورد میشود!!! وای به روزی که از جمهوری سخن نمیگفتند و نام آن را عنوان عام و کلی حکومت اسلامی مینهادند.
به راستی اگر مانع نامگذاری نظام به نام جمهوری اسلامی و اصول قانون اساسی و تاکیدهای امام و انتخاباتهای پیاپی و حضور مردم نمیبود، چه بر سر نظام اسلامی و نقش مردم به بهانه حکومت اسلامی میآمد؛
نکته دیگر که در عین حال پاسخی است به یکیاز سوالات آقای غرویان، اینکه درست است که "جمهوریت" ناظر به شکل و فرم و مدل حکومت است و "اسلامیت" مبین محتوای آن، اما این از بدیهیات است که بین ظرف و مظروف و شکل و محتوا رابطه برقرار است. شکل و ظرف غیر مناسب و ضداسلامی نمیتواند محتوای اصیل اسلامی را در درون خود جای دهد و محتوا نیز بدون شکل تحقق نمییابد.
حق با آقای مصباح است که فرمودهاند "جمهوری اسلامی" یک امر پدید آمده از دو مرکب نیست، اما نه بدان بیان و نتیجهای که ایشان گرفتهاند: پس جمهوریت یعنی هیچ و اصالت ندارد! برعکس، چون این دو قید در عالم تحقق و واقع قیود یک پدیده با ماهیتی بسیط و واحد به نام نظام اسلامی با مختصاتی خاص میباشند، تفکیک ناپذیرند.
به سخن دیگر معنای حقیقی جمهوریت در اندیشه امام در بطن و متن اسلام جای دارد و اسلامی که اتکا به جلب نظر مردم را در حکومت دخیل نداند اسلام راستین نیست. جمهوریت در نظام ما با لحاظ قید اسلامیت معنی مییابد و اسلامیت نیز متقابلا چنین است. در اندیشه امام اینچنین نیست که اسلام راستین و واقعی امری است که میتواند هم در قالب نظام سلطنتی، دیکتاتوری و حکومت منهای دخالت و نظارت و بیعت مردم در بیاید و هم در قالب نظام مبتنی بر رای و نظر مردم و هر گاه که اراده کردیم قالب را عوض کنیم اما محتوا سالم و دست نخورده باشد. در این زمانه حکومت یا مبتنی بر رای مردم است یا نیست.
به نظر امام خمینی و بنا به قرائت ایشان از اسلام راستین، حکومت غیرمبتنی بر رای مردم، اسلامی نیست. و صد البته حکومت جمهوری یا هر عنوان دیگری بدون محتوای اسلامی نیز غیراسلامی و نزد ملت ایران و بر اساس قانون اساسی غیرمشروع است.
ناگزیر وارد بحث مشروعیت حکومت و دخالت رای مردم در آن میشویم که مورد مناقشه آقایان قرار گرفته است: در بخش دوم و پایانی این مقاله در ادامه بحث "جمهوریت" و "اسلامیت" و "میزان بودن رای مردم" بر مبنای مقایسه دیدگاه امام خمینی و اظهارات آیت الله مصباح یزدی و آقای غرویان که در بردارنده مهمترین مباحث مقاله میباشد به مباحثی از قبیل "مشروعیت حکومت و رابطه آن با رای مردم"، "مشروعیت و مقبولیت"، "ولایت فقیه، نصب یا انتخاب"، "دخالت یا عدم دخالت بیعت و رای در تحقق تولی امور مسلمین و مشروعیت اعمال ولایت"، "دلایل مستحکم در بطلان نظریه اضطراری و موقتی بودن اتکا به رای مردم و جمهوریت نظام"، "بحثی پیرامون اصالت یا عدم اصالت جمهوریت"، "اگر امام میبود"، "دیدگاه مقام معظم رهبری درباره جمهوریت نظام و نقش مردم"، "پاسخ به پرسشهای آقای غرویان"، "جمعبندی و سخن آخر" پرداخته خواهد شد.

انشاءالله.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها