حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در قاموس سیاسی، «روشنفکر» به انسانی فهیم و فرهیخته گفته میشود که «فرزند زمان خویشتن» است و همیشه «حرفی از جنس زمان» دارد.
معاصر بودن، اندیشهمحوری، آرمانخواهی، بیدارگری، انساندوستی، نقادی و نگاه به آینده از ویژگیهای ذاتی یک روشنفکر اصیل و رسالتمدار است.
ولی متاسفانه در تاریخ معاصر ایران بهخصوص در دهه 40 و 50 و پیش از انقلاب با رویکرد به حوزه فرهنگ و هنر، روشنفکری به مثابه کالایی تجملی و لوکس شده و «روشنفکر» موجودی دینستیز، ازخودراضی، بدبین، نومید و طلبکار است و در همین مسیر از ویژگیهای روشنفکری و روشناندیشی جز «نق زدن» و «آیه یأس خواندن» چیزی نمیبینیم.
در نگاه بهاصطلاح روشنفکران، مردم، توده بدبختی بودند مستحق «عقبماندگی» و «فرمانبری» و «روشنفکر» موجودی فهیم و فرهیخته، عقل کل، و شایستهسروری! بدیهی است مردم پابرهنه آن روزگار که زخمخورده استکبار و استبداد بودند و میراث بر داغ تازیانه جلادان، با چنین موجود سرخورده دینستیزی که روی اعتقادات و باورهای دینی آنان چنگ میکشید و شخصیت انسانی آنان را به سخره میگرفت، نمیتوانستند احساس همذاتپنداری کنند و پا جای آنان بگذارند.
در آن روز و روزگار، روشنفکر به خاطر همین سلوک متکبرانه و غیرمردمی، در چشم و دل مردم جایی نداشت. به خاطر نداشتن پایگاه مردمی از یک سو، و مغضوب حکومت واقع شدن از سوی دیگر، روشنفکر قبل از انقلاب، به موجودی منفور، غیرقابل تحمل و منزوی تبدیل شده بود که سرنوشت تلخ او پناه بردن به مخدرات و مسکرات، پناهندگی به اجنبی و در نهایت خودزنی و خودکشی بود!
بعد از انقلاب، کمکم نسیم فرهنگ اسلامی بر جامعه وزیدن گرفت و انقلاب متناسب با ماهیت و ذات اسلامی خود به «بازتعریف» همه مفاهیم پرداخت و تعریفی نو از روشنفکری و روشنفکر ارائه داد، تعریفی برگرفته از معارف قرآنی و آموزههای اسلامی و متناسب با فطرت توحیدی انسان. نسل روشنفکران بعد از انقلاب، روشنفکری را رسالتی پیامبرگونه میدانستند و بر این باور پای میفشردند که روشنفکر باید همدوش و همراه مردم در صحنه باشد و به «مسئولیت روشنفکری» خود که چیزی جز ظلمتستیزی و بیدارگری نیست، عمل کند.
امروز، روشنفکری در جامعه ما یک «ارزش» است، یک ارزش متعالی و انسانی، و روشنفکران جامعه ما نیز روشنفکران واقعی از جنس مطهریها، طالقانیها، بهشتیها، آلاحمدها، آوینیها، صفارزادهها و... هستند. روشنفکرانی رسالتمدار و دینباور که به «آینده موعود» چشم دوختهاند، تا در فردای روشن تاریخ، شاهد وراثت زمین از سوی مستضعفین باشند:
ای یاوران واحد هر صف / صفهای واحد ستمزدگان / آزادگان/ اینک هر آسمانخراش / هر کاخ
هر کارخانه / منتظر مقدم شماست / شما که وارثان زمین هستید / قدم بردارید / و غزل واژههای جدایی را بنویسید / و بنویسید / بالایی سکونت انسان / باید / همقامت بلندی حق / همقامت بلندی تقوا باشد
اگر سواد ندارید / با حرف / با نگاه / با قدم بنویسید. (طاهره صفارزاده / بیعت با بیداری)
رضا اسماعیلی
عضو هیاتمدیره انجمن قلم ایران
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....