حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ماهرخ موسوی، بانوی فعال در امور خیر که در خانوادهای با نگاه مهربانانه به نیازمندان و سهیم در اقدامات خیرخواهانه متولد شده بود، پس از ازدواج طی سفری به لندن با مدیر کهریزک آشنا میشود و تصمیم میگیرد زندگی خود را با دستگیری از نیازمندان لذتبخش و رضایتمندانه کند.
از اینرو زمینی را که با پسانداز سالها درآمد خود خریده بود میفروشد و با برگزاری مهمانی کوچکی، زنان دیگری از میان آشنایان را ترغیب به جمعآوری پول و اقدامات نوعدوستانه برای کار خیر
میکند. او با برگزاری این مهمانی و پذیرایی از مهمانان در قبال دریافت فقط پنج پوند انگلیس سرانجام پس از بارها تکرار به جایی میرسد که میتواند مقدار زیادی پول برای این منظور جمعآوری کند.
فکر و ذکر وی تماما با برگزاری مهمانیهای کوچک به قصد فعالیت در امور خیر، برپایی بازارچههای مرتبط با همین امر، فروش پوشاک به پولدارها و اشخاص متمول و همچنین صدور لوازم نقره به بریتانیا و فروش آنها به علاقهمندان و مجموعهداران پر میشود. او پول به دست آمده از همه این فعالیتها و سود فروش نقرهجات را در راه کمک به دیگران صرف میکند.
خانم موسوی همچنین در کار مدرسهسازی هم فردی فعال و موفق بوده است. در مدارسی که او و همراهانش در فومن ساختهاند فرزندان نیازمندان نیز به تحصیل و طی مدارج بالاتر میپردازند و همه اینها چنان که خود میگوید نهتنها باعث شده خط و مشی زندگی وی تغییر کند، بلکه رضایتمندی بیشتری را نیز از ادامه زندگی خود احساس میکند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....