به همین دلیل در مواقعی که فرد نیاز به تمرکز ذهنی بیشتر، انجام کارهای ظریف، افزایش احساس لذت، افزایش سطح هوشیاری یا توان بدنی دارد ممکن است به مصرف شیشه روی آورد و همین احساس انرژی کاذب یا افزایش هوشیاری و لذت، فرد را تشویق میکند که به مصرف شیشه ادامه دهد. استفاده مکرر از شیشه موجب بروز تغییراتی در فعالیتهای شیمیایی مغز میشود و بسته به اینکه فرد مصرفکننده به چه میزان مستعد بروز اختلال روانی باشد آثار گوناگونی را در او ایجاد میکند؛ به این معنا که اگر فرد زمینه اختلال روانی داشته باشد حتی با یک بار مصرف شیشه دچار حالات روانپریشی خواهد شد علاوه بر آن تعدد دفعات مصرف و بالا رفتن مقدار مصرف نیز امکان بروز واکنشهای ناخواسته و شدید روانی را افزایش میدهد. واکنش افرادی که به مصرف شیشه وابسته شدهاند بهصورت حالاتی از خشم، پرخاشگری، سوءظن، بدبینی، افسردگی، بی تدبیری، عدم آرامش و . . . بروز میکند، این امر رفتارهای غیرطبیعی را در افراد ایجاد میکند و اطرافیان به سهولت میتوانند این تغییرات رفتاری را تشخیص داده و احتمال دهند که فرد به مصرف شیشه روی آورده است. البته مصرف شیشه آثار بد جسمانی هم بهدنبال دارد که از آن جمله آثار ناخواسته گوارشی، ایجاد مشکلاتی در گردش خون، فساد دندانها و... است. هرچند بغرنجترین و حادترین مساله در مصرف شیشه ایجاد همان علائم روانپریشی در افراد است که باعث جدا شدن فرد از واقعیتها میشود. فرد شیشهای از رفتار اطرافیان برداشتهای نادرستی دارد و هر حرکتی برای او معنادار میشود. او از نگاهها یا گفتههای عادی دو نفر برداشت نادرست دارد و همواره احساس میکند دیگران با حرفها یا نگاههایشان او را متهم میکنند. علاوهبر این فرد شیشهای دچار توهماتی میشود که ممکن است تحت تأثیر آن بدون آنکه صدا، شی یا فرد خاصی در محیط باشد آن را احساس کند و بر درستی احساس و تصور خود نیز مصر است. فرد شیشه ای تصور میکند که افرادی همواره در تعقیبش هستند و رفتارهای او را تحت نظر دارند. او نسبت به وسایل الکترونیک مانند تلویزیون، پریز برق، کامپیوتر یا حتی دریچه کولر حساس است و فکر میکند این وسایل برای ضبط رفتار و گفتههای او در خانه قرار داده شده است، بنابراین گاه به سمت این وسایل حمله ور شده و آنها را خرد میکند. تصورات و واکنشهای افراد شیشهای برای کسانی که با آنان زندگی میکنند بسیار وحشتآور و ترساننده است. آنچه فرد شیشهای به آن عمل میکند تنها یک تصور ذهنی نیست، بلکه اعتقاد قلبی اوست و اگر کسی بخواهد او را از انجام اعمال نادرستش منصرف کند بشدت با وی برخورد خواهد کرد. بنابراین مهمترین علت درگیری روانپریشان شیشه با خانوادههایشان نیز به همین موضوع معطوف میشود. در یک نمونه از معاینات روانپزشکی فردی شیشهای به پزشکی قانونی ارجاع شده بود که فرزند چهار سالهاش را به شکل فجیعی به قتل رسانده بود. در لحظه وقوع حادثه او فرزند خود را به شکل یک عروسک میدیده که باید با پیچ گوشتی حرکات او را تنظیم کند. متأسفانه براثر ضربات وارد شده، این کودک خردسال به بدترین شکل ممکن جانش را از دست داده بود.
دکتر مهدی صابری - عضو هیات علمیپزشکی قانونی